• 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ترياك كاري در وادقان ترياك كاري در وادقان ترياك كاري يكي از فعاليت‌هاي كشاورزي بود كه در دوره قبل انقلاب اسلامي ايران در وادقان رواج داشت. از آنجا كه كاشت خشخاش با مجوز دولت صورت مي‌گرفت، بر اين اساس هر از چند سالي مجوز كاشت خشخاش به روستاي ما داده مي‌شد. چون كشت خشخاش از صرفه اقتصادي برخودار بود ، كشاورزان از دادن مجوزمذكور خوشحال بودند ...
نقشه روستای وادقان نقشه روستای وادقان   نقشه ها و عکس های روستای وادقان  با استفاده از فناوری گوگل ارث(GOOGLE EARTH) تهیه شده است این نقشه ها یا همان تصاویر شامل یک نمای کلی از روستای عزیزمان و سپس جاده های منتهی به وادقان و بعد مزارع و توابع می باشد همچنین یک تصویر شماتیک و غیر واقعی که فقط موقعیت روستا را نسبت به سایر روستاها نمایش م...
از تعديل اقتصادي تا تحول اقتصادي از تعديل اقتصادي تا تحول اقتصادي برخي مي‌گويند كه اين طرح  (طرح هدفمند كردن يارانه‌ها ) را به تعويق بياندازيد. اما همين گروه مي‌دانند كه هرچه ديرتر طرح به اجرا در آيد، پيامدهاي همه‌جانبه آن در آينده بيشتر مي‌شود؛ چرا كه به استفاده بد از منابع عادت كرده‌ايم. برخي مي‌گويند: چرا آثار اجراي اين طرح را نبايد آينده‌گان تحمل كنند و همه مي...
تاریخ روستای وادقان تاریخ روستای وادقان سالهاقبل ازظهوراسلام منطقه کاشان راچهل حصاران مینامیدند    ازجمله چهل حصار قلعه نرمیان که وادقان فعلی می باشد یکی    ازقلعه های چهل گانه محصوب میشدقلعه نرمیان حصار محکمی بود که روی کوه ساخته شده بود در شمال قلعه قنات آبی به نام قنات نرمیان که مردم قلعه ازآب آن برای خوردن استفاده می کردن حدودقلعه ازح...
از بابا حسین تا محمدعلی شوفر از بابا حسین تا محمدعلی شوفر داستان ورود اتوبوس به روستا ما نه تنها از داستان فیلم اتوبوس(به كارگرداني يدااله صمدي) كه در آن دو گروه بالا دهي و پايين دهي( حيدري و نعمتي) با فروش نمكزار و آسياب خود به كدخدا ده و خريد اتوبوس مفصل تر است ، بلكه بر عكس آن فيلم كه كدخدا ده سعي مي‌كرد با حيله‌هاي مختلف اموال اين دو گروه را خريداري نم...
به مناسبت درگذشت پدر شهید مرحوم حاج عباسعلي اسماعيلي
امتیاز کاربر: / 0
بدخوب 
شنبه ۰۱ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۳:۱۸

حاج عباسعلي اسماعيلي‌(پدر شهيد رمضانعلي اسماعيلي) رخت ازجهان بربست. او كه در همه حال ذكر معبود خود را فراموش نمي‌كرد، پاسخ يك عمر ارادت خود را به پيامبر اسلام و ائمه معصومين دريافت نمود و در روز بيست وهشتم صفر، مصادف با رحلت حضرت محمد مصطفي‌(ص) و شهادت سبط اكبرش امام حسن مجتبي(ع) به ديدارمعبود خود شتافت. بي‌مناسبت نديدم شعري از پروين اعتصامي( شاعره مشهور) را در اينجا بياورم:

پدر‌،آن تيشه که برخاک تو زد دست اجل
تيشه اي بود که شد باعث ويرانـي من
يوسفت نام نهادند و به گـرگت دادنـد
مرگ، گرگ توشد، اي يوسف کنعاني من
مه گردون ادب بودي و در خاک شدي
خاک، زندان توگشت، اي مه زنداني من
از نـدانستن مـن، دزد قضـا آگه بود
چو تو را برد، بخنديد به نادانـي من
آنکه در زير زمين، داد سر و سامانـت
کاش ميخورد غم بي سر و ساماني من
به سر خاک تو رفتم، خط پاکش خواندم
آه از اين خط که نوشتند به پيشاني من
رفتي و روز مرا تيره تر از شب کردي
بي تو در ظلمتم اي ديده نوراني مـن
بي تو اشک و غم حسرت، همه مهمان منند
قدمـي رنجه کن از مهر، به مهماني من
صـفحه روي ز انـظار، نـهان ميدارم
تا نخوانند در اين صفحه، پريشاني من
دهر،بسيار چو من سر به گريبـان ديده است
چه تفاوت کندش سر به گريباني من ؟
عضو جمعيت حق گشتـي و ديگر نخوري
غم تنهايي و مهجوري و حيرانـي من
گل و ريحان کدامين چـمنت بـنمودند؟
که شکستي قفس، اي مرغ گلستاني من
مـن که قدر گـهر پاک تـو ميدانستم
ز چه مفقود شدي، اي گهر کاني من
من که آب تو ز سر چشـمه دل ميـدادم
آب و رنگت چه شد، اي لاله نعماني من؟
من يکي مرغ غزل خوان تو بودم، چه فتاد
که دگر گوش ندادي به نوا خواني من؟
گنج خود خوانديم و رفتي و بگذاشتيم
هي عجب بعد تو با کيست نگهباني من؟

نظرات (5)Add Comment
0
nasrollah
ژانویه 25, 2012
91.99.84.13
آرا: +0
...

Please accept my condolences on passing Mr. Abas-Ali. Also, say my sincerest condolence to all relatives particularly Muhammad-Ali and Iran Khanum.

0
.mehdi
ژانویه 27, 2012
128.204.199.60
آرا: +0
...

سلام خدا رحمتش کند

شعر هم قشنگ بود هم با مناسبت

0
m-r-a
ژانویه 29, 2012
46.32.10.99
آرا: +0
...

درگذشت این مرد مهربان را به حاج محمد علی اسماعیلی وخانواده ایشان تسلییت می گویم

حسین حاجی زاده
حسین حاجی زاده
ژانویه 30, 2012
217.218.130.44
آرا: +0
...

دایی عباس، مادر بزرگ اینجانب حاجیه خانم شایشته، دایی محمد، خاله فردوس ، خاله خانم ناز و خاله ایران همگی فرزندان رمضان بودند. از خداوند رحمت برای دایی عباس، دایی محمد، ننجون شایسته و خاله فردوس و سلامتی برای خاله خانم ناز و خاله ایران میخواهم. این خواهر و برادرهای دوست داشتنی علیرغم اینکه سواد نداشتند-به جز دایی محمد- ولی شعرها و داستان های بسیار زیادی را از حفظ بیان می کردند. دایی عباس و ننجون همیشه داستان حضرت خضر نبی و داستان واقعه عاشورا را در قالب یک شعر برایم می خواندند. یکی از داستان های بسیار معروفی که دایی عباس و ننجون شایسته و دایی محمد خوب بلد بودند داستان "حسینا" بود. این داستان یک داستان بسیار زیبا در قالب یک شعر و با مضامین بلند عاشقانه است. من در جایی این داستان را پیدا نکردم. این داستان سینه به سینه از پدران و مادران در گذشته به فرزندان انتقال پیدا کرده بود ولی به دلیل تغییرات قابل توجهی که در شکل و شمایل زندگی ایرانیان رخ داد این داستان ها از نسل دایی عباس به نسل بعدی انتقال پیدا نکرد.
"حسینا گله بر دار است و بگروز" این یک مصرع از این داستان معروف است. اگر بتوانیم این داستان را با استفاده از نسل دایی دوباره احیاکنیم کار بزرگی خواهد بود. خدا رحمتشان کند

0
reza
مارس 03, 2012
46.32.10.99
آرا: +0
...

با سلام وعرض تسليت به خانواده آقاي اسماعيلي از نوشته به جا و زيباي جناب آقاي نظري كمال تشكر را دارم.

نظر خود را اینجا وارد کنید
 
  کادر کوچکتر | کادر بزرگتر
 

busy