<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>روستاي وادقان</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.vadeghan.info/" />
    <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.vadeghan.info/atom.xml" />
    <id>tag:www.vadeghan.info,1387-10-13://1</id>
    <updated>1388-12-18T04:27:58Z</updated>
    
    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/"> Movable Type 4.23-en</generator>

<entry>
    <title>تسلیت</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.vadeghan.info/1388/12/post-82.php" />
    <id>tag:www.vadeghan.info,2010://1.132</id>

    <published>1388-12-18T04:25:17Z</published>
    <updated>1388-12-18T04:27:58Z</updated>

    <summary>درگذشت آقای انصاری را به پدر، مادر و کلیه بستگان تسلیت می‌گوییم....</summary>
    <author>
        <name>حسین حاجی زاده</name>
        
    </author>
    
        <category term="روي خط خبر" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="cs" xml:base="http://www.vadeghan.info/">
        درگذشت آقای انصاری را به پدر، مادر و کلیه بستگان تسلیت می‌گوییم.
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>از عمه خانم تا دكتر محمود</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.vadeghan.info/1388/12/post-81.php" />
    <id>tag:www.vadeghan.info,2010://1.131</id>

    <published>1388-12-15T07:21:47Z</published>
    <updated>1388-12-15T12:10:16Z</updated>

    <summary>داستان طبابت در روستا ما به موازات تغييرات در علم طب تغيير پيدا كرده‌است‌. اين تغييرات كه در جهت افزايش اميد به زندگي بوده است و از بيمارهاي ساده‌اي كه منجر به فوت افراد و به ويژه كودكان مي‌گرديد، پيشگيري شده‌است. داروهاي گياهي به داروهاي شيميايي تبديل شده است و حكيم جاي خود را به پزشك داده است. 
 در قديم به دكتر و يا بهتر بگويم پزشك، حكيم مي‌گفتند.حكيم بيشتر بر اساس طب سنتي و داروهاي گياهي طبابت مي‌كرد و براي معالجه مردم به نوبت به روستا‌ها مي‌رفت. حكيم در هر روستاي در خانه يك نفر  مستقر بود و  با صاحب خانه به اصطلاح «خانه خواه» بود. يكي از افراد آن خانه نيز به او در موقع طبابت كمك مي‌كردكه در روستا ما «عمه خانم» دختر صاحب خانه دستيار حكيم بود. عمه خانم علاوه بر اينكه به او كمك مي‌كرد طبابت را  از او ياد مي‌گرفت و در غياب حكيم به مداواي مردم مي‌پرداخت. از آنجا كه عمه خانم طبابت را به خوبي فرا گرفته بود، در بين روستاهاي اطراف مشهور شده بود، مردم اين مناطق نيز نزد او مي‌آمدند. طبابت نيز بر اساس مزاج چهارگانه صورت مي‌گرفت. به عبارت ديگر فرد مريض كسي بود كه مزاج‌هاي چهارگانه او  از تعادل خارج شده است و حكيم بايد اين تعادل را برقرار نمايد. علاوه بر مرحوم عمه خانم، والده استاد علي محسني و والده اخوان مصلحي نيز طبيب روستا بودند.  
</summary>
    <author>
        <name>محمود نظري</name>
        
    </author>
    
        <category term="روزنوشت" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="cs" xml:base="http://www.vadeghan.info/">
        <![CDATA[<p style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir="rtl" class="MsoNormal" align="center"><span style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #333333; FONT-SIZE: 11pt; mso-bidi-language: AR-SA" lang="AR-SA"><o:p>&nbsp;</o:p></span></p>
<p style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir="rtl" class="MsoNormal" align="center"><span style="FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #333333; FONT-SIZE: 11pt; mso-bidi-language: AR-SA" lang="AR-SA"><o:p>&nbsp;</o:p></span></p>
<p style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #333333; FONT-SIZE: 11pt; mso-bidi-language: AR-SA" lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>داستان طبابت در روستا ما به موازات تغييرات در علم طب تغيير پيدا كرده‌است‌. اين تغييرات كه در جهت افزايش اميد به زندگي بوده است و از بيمارهاي ساده‌اي كه منجر به فوت افراد و به ويژه كودكان مي‌گرديد، پيشگيري شده‌است. داروهاي گياهي به داروهاي شيميايي تبديل شده است و حكيم جاي خود را به پزشك داده است. <o:p></o:p></span></p>
<p style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #333333; FONT-SIZE: 11pt; mso-bidi-language: AR-SA" lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>در قديم به دكتر و يا بهتر بگويم پزشك، حكيم مي‌گفتند.حكيم بيشتر بر اساس طب سنتي و داروهاي گياهي طبابت مي‌كرد و براي معالجه مردم به نوبت به روستا‌ها مي‌رفت. حكيم در هر روستاي در خانه يك نفر<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>مستقر بود و <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>با صاحب خانه به اصطلاح «خانه خواه» بود. يكي از افراد آن خانه نيز به او در موقع طبابت كمك مي‌كردكه در روستا ما «عمه خانم» دختر صاحب خانه دستيار حكيم بود. عمه خانم علاوه بر اينكه به او كمك مي‌كرد طبابت را<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>از او ياد مي‌گرفت و در غياب حكيم به مداواي مردم مي‌پرداخت. از آنجا كه عمه خانم طبابت را به خوبي فرا گرفته بود، در بين روستاهاي اطراف مشهور شده بود، مردم اين مناطق نيز نزد او مي‌آمدند. طبابت نيز بر اساس مزاج چهارگانه صورت مي‌گرفت. به عبارت ديگر فرد مريض كسي بود كه مزاج‌هاي چهارگانه او<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>از تعادل خارج شده است و حكيم بايد اين تعادل را برقرار نمايد. علاوه بر مرحوم عمه خانم، والده استاد علي محسني و والده اخوان مصلحي نيز طبيب روستا بودند. <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span><o:p></o:p></span></p>
<p style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #333333; FONT-SIZE: 11pt; mso-bidi-language: AR-SA" lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span>بعد از اين دوره دكترهاي ( البته نه دكتر به معناي امروزي كه دوره آكادميك گذارنده باشد) از روستاي استرك براي معالجه به روستاي ما مي‌آمدند. يكي از اين آنها فردي به نام « شريعتي» بود كه به او دكتر شريعتي مي‌گفتند.دكتر شريعتي همسر وادقاني براي خوداختيار كرد و با اقامت در خانه‌اي (روبروي منزل مرحوم عليمحمد حياتي) كه <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>در حال حاضر به خانه دكتر معروف است طبابت مي‌كرد ‌.علاوه بر اين<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>مردم روستاهاي اطراف نيز با تنها وسيله نقليه خود كه به قول مرحوم حاج شيخ هاشم تقديري‌(ره) دراز گوش بود، براي معالجه نزد او مي‌امدند. بطوري كه در درب خانه دكتر هميشه چندين دراز گوش بسته شده‌بود. دكتر شريعتي كه به «آقا كوچكه» مشهور بود در طب سنتي مهارت داشت و بيشتر داروهاي <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>مورد نياز را خودش مي‌ساخت. افرادي كه به او مراجعه مي‌كردند تنها هزينه داروها را مي‌پرداختند. <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>به موازات دكتر شريعتي گاهي اوقات دكتر ديگري مي‌آمد و در منزل ميان ده حاج صادق فلاح (روبروي قصابي سلطانعلي شعباني) به طبابت مي‌پرداخت و داروهاي مورد نيز را به همراه داشت.<o:p></o:p></span></p>
<p style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #333333; FONT-SIZE: 11pt; mso-bidi-language: AR-SA" lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>يكي از بيماريهاي كشنده در زمان هاي گذشته طب مالاريا بود كه از پشه مالاريا به انسان منتقل مي‌گرديد. بر اين اساس <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>دولت با ايجاد اداراتي تحت عنوان اداره مبارزه با مالاريا در شهرستان‌ها ، اقدام به ريشه كني مالاريا نمود. <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>امين اميني وادقاني رييس اين اداره را در شهرستان كاشان بعهده داشت و رحمت الله ملكي وادقاني نيز از كاركنان آن اداره بود. اداره مبارزه با مالاريا <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>ضمن سمپاشي در منازل <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>بر روي ديوار مي‌نوشتند كه در فلان تاريخ د.د.ت ( سم مبارزه با پشه مالاريا) زده شده است. اين نوشته‌ها<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>هم اكنون نيز در برخي از خانه‌هاي قديمي روستا ديده مي‌شود. علاوه بر اين اقداماتي <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>براي پيشگيري از بيمارهاي واگيردار و كشنده‌ همانند ترزيق واكسن‌ها مختلف صورت گرفت. بر اين اساس هر خانواده‌اي داراي كارت بهداشت بود و روي ان اقدامات انجام شده ثبت مي‌گرديد. اين كارت معمولاً در پشت درب خانه افراد همانند كنترل برق با<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>«سريش» يا «قرا» به ديوار چسبانده شده بود. همچنين ماموران بهداشت با حضور در مدرسه كار واكسن زني دانش‌آموزان را انجام مي داند. <o:p></o:p></span></p>
<p style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #333333; FONT-SIZE: 11pt; mso-bidi-language: AR-SA" lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>رحمت الله ملكي نيز از طرف اداره بهداشت كاشان امور بهداشتي روستا را بعهده داشت و هر از گاهي با حضور در روستا به تجويز دارو مي‌پرداخت. او كيفي همانند كيف وكلا <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>در دست داشت كه در داخل آن دارو‌ ( داروهاي معمول) و تجهيزات پزشكي‌ ( دستگاه فشار خون و ضربان قلب ، اندازه گيري طب) مورد نياز قرار داشت و به منازل افراد مراجعه مي كرد و آنان را معاينه مي‌كرد. يكي از داروهاي كه بسيار تجويز مي‌نمود و در داخل پاكت قرار داشت داروي به نام «چهارگرده» بود كه براي بيشتر مريضي‌ها آنرا تجويز مي‌كرد. <o:p></o:p></span></p>
<p style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #333333; FONT-SIZE: 11pt; mso-bidi-language: AR-SA" lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>با گسترش بهداشت در روستا‌ها اولين مركز بهداشت در روستاي <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>«كمال‌الملك» يا «كله» ايجاد شد. اين مركز نيز بدليل عدم كمبود پزشك ايراني از پزشك هندي برخودار بود و فردي به نام حيدري (كه اهل روستاي كله بود) دادن دارو و تزريقات را بهعده داشت. مردم روستاي‌هاي اطراف نيز به اين مركز مراجعه مي‌كردند. بر اين اساس مردم روستاي اطراف با دراز گوش به اين مركز مي‌رفتند. رمضانعلي حياتي <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>هر از گاهي با وانت ايسوز خود در كوچه‌هاي اصلي روستا با بوق زدن و با اعلام رفتن به كله افراد بيمار را جمع مي‌كرد و نزد دكتر مي‌برد. بعد از مدتي دكتر در برخي از روزها به روستا مي آمد و از انجا كه در روستا محلي براي طبابت نبود. يكي از منازل خالي براي اين كار انتخاب مي‌گرديد. منزل قبلي رجبعلي حياتي (پايين مسجد) و حاج محمد غلامرضايي در زمره اين منازل بود. <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>با اين وجود در برخي مواقع افراد بيمار به شهر كاشان نيزمراجعه مي كردند. بر اين اساس در شب قبل از اينكه فرد بيمار به كاشان عزيمت نمايند بستگان و اقوام در خانه بيمار جمع مي‌شدند. اين افراد در باره اينكه فرد بيمار به كدام پزشك مراجعه نمايد، بحث و گفتگو مي‌كردند.از آنجا كه افراد اسامي دكترها را بلد نبودند، بيشتر آنها را به محل مطب و يا مبلغ ويزيت آنها مي‌شناختند. براي مثال مي‌گفتند بهتر است به دكتر يك توماني و يا دو توماني مراجعه شود.در شبي كه بيمار از كاشان به روستا بر‌مي‌گشت همانند شبي كه قصد عزيمت به شهر را داشت‌، افراد در خانه بيمار جمع مي‌شدند تا جوياي حال بيمار شوند. ناگفته نماند آنقدر افراد بحث و گفتگو مي‌كردند كه بيمار از اين شرايط خسته مي‌گرديد. </span><span style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #333333; FONT-SIZE: 11pt; mso-bidi-language: AR-SA" dir="ltr"><o:p></o:p></span></p>
<p style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir="rtl" class="MsoNormal"><span dir="rtl"></span><span style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #333333; FONT-SIZE: 11pt; mso-bidi-language: AR-SA"><span dir="rtl"></span><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span><span lang="AR-SA"><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>از كار طبابت كه بگذريم<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>آرايشگري مردان ، كشيدن دندان و مسلمان كردن پسران <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>تماماً يك شغل و حرفه به شمار مي‌رفت و توسط يك نفر انجام مي‌پذيرفت . در روستاي ما اين كار توسط استاد حسين سلماني صورت مي‌گرفت. او در زمان فعاليت كشاورزي بدليل اينكه مردان در دشت مشغول بكار بودند، وسايل خود را به دشت مي‌برد و در آنجا مردان را اصلاح مي‌كرد و در فصول بيكاري كشاورزان در آفتابرو يا منازل به اصلاح آنها مي‌پرداخت. در كنار اين كار او وسيله كشيدن دادن كه به اصطلاح «قلبتنگ» مي‌گفتند به همراه وسايل آرايشگري خود داشت. وقتي فردي دندانش درد مي‌كرد به كمك اين وسيله و بدون توجه به ضرورت و يا عدم ضرورت كشيدن آن و بدون استفاده از داروي بي حس‌كننده اقدام به كشيدن دندان‌ها مي‌نمود. گاهي اوقات بدليل عدم شناخت و عدم اطلاع بيمار از اينكه كدام دندان درد مي‌كند، اقدام به كشيدن دندان‌هاي سالم نيز مي‌نمود. براي اينكه از خونريزي دندان جلوگيري نمايد مقداري پنبه نيز به همراه خود داشت كه آنرا روي محل دندان كشيده مي‌گذاشت تا خونريزي آن جلوگير نمايد. البته گاهي اوقات بدليل اينكه اين پنبه در مجاورت وسايل آرايشگري بود، پنبه‌ها آغشته به موريزه مي‌گرديد. سپس او به قول امروزي‌ها كلاس كار خود را بالا برد و براي اينكه محل دندان كشيده شده بيماران را اذيت نكند قرص‌هاي مسكن دو رنگي كه به قرص «آكسار» مشهور بود، به آنها مي‌داد. دستمزد كار او در تابستان و سر خرمن با دادن مقداري از بار پرداخت مي‌گرديد. با درگذشت استادحسين سلماني <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>فرزندان او (سيف‌الله و رحمت‌الله)<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>تنها كار آرايشگري پدر را ادامه دادند و استاد حمزه وني و استاد عباس ارمكي نيز پسران را مسلمان مي‌كرد. مردم دندان خود را در بيمارستان گلابچي كاشان مي‌كشيدند. <o:p></o:p></span></span></p>
<p style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #333333; FONT-SIZE: 11pt; mso-bidi-language: AR-SA" lang="AR-SA">همسر استاد حسين سلماني <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>كه به خاله شريف مشهور بود كار وضع حمل خانم‌ها را بعهده داشت و به اصطلاح «قابله» بود. علاوه بر خاله شريف <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>والده حاج صفر اسماعيل زاده و مرحوم خاله پري نيز اين كار را انجام مي‌داند. گوش دختران نيز توسط همين افراد سوراخ مي‌گرديد. كار ترزيقات نيز توسط همسر حاج صادق فلاح و حاج حمزه حسن‌زاده صورت مي‌گرفت. از آنجا كه وسايل ترزيقات وسايل <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>همانند امروزه يكبار مصرف نبود، قبل تزريق آمپول آنرا در ظرف آب كوچك مي‌جوشاندند تا وسايل استليزه شود. در صورتي كه<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>بر اثر چاقو و يا ساير وسايل برنده به فرد آسيب مي‌رسيد به محل زخم ادار مي‌كردند تا از خونريزي جلوگيري شود و با سوزاندن پارچه آنرا روي زخم قرار مي‌دادند تا زخم بهبود يابد. بعدها به جاي ادار<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>از داروي به نام «ميركركرم» استفاده مي‌كردند.ميركركرم به بصورت گرد بود به آن آب اضافه مي‌كردند و به محل زخم مي‌ريختند. بعدها ميرگرگرم جاي خود را به بتادين داد. <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span><o:p></o:p></span></p>
<p style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #333333; FONT-SIZE: 11pt; mso-bidi-language: AR-SA" lang="AR-SA">در سال 1356 مرحوم لاجوردي‌‌(صاحب كارخانجات نساجي كاشان) در محل حمام قديمي اقدام به ساخت بهداري نمودد. در ابتدا دكتري هندي به نام دكتر محمود كه پزشك حاذق و باجذبه‌اي بود بيماران را ويزيت مي‌نمود. همسر محمد غلامي، شهيد محمدحسين مصلحي و نصرالله هاشمزاده نيز ساير كارها را از قبيل ترزيقات، دادن دارو و نظافت را انجام مي‌دادند و بعد از دكتر محمود نيز چندين دكتر هندي در بهداري به طبابت پرداختند و افراد ديگري از روستا در بهداري مشغول بكار بودند. با سياست دولت در زمينه افزايش پزشكان و حضور فارغ التحصيلان دانشگاههاي داخلي، دكترهاي هندي <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>نيز به وطن خود برگشتند و بهداري توسط پزشكان ايراني اداره گرديد.<o:p></o:p></span></p>
<p style="TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-KASHIDA: 0%; MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #333333; FONT-SIZE: 11pt; mso-bidi-language: AR-SA" lang="AR-SA">بدين ترتيب با گذشت زمان و پيشرفت‌هاي كه در علم پزشكي بوجود آمد، مردم روستاي ما نيز از آن بي‌بهره نبودند وسطح بهداشت و اميد به زندگي افزايش يافت و تنها يادگار به جامانده از آن دوران نوشته‌هاي سمپاشي د.د.ت است كه هنوز بر ديواري هاي خانه‌ روستا به چشم مي‌خورد. <o:p></o:p></span></p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>ویژه برنامه ایام سوگواری و بزرگداشت پیروزی انقلاب</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.vadeghan.info/1388/11/post-80.php" />
    <id>tag:www.vadeghan.info,2010://1.130</id>

    <published>1388-11-20T13:27:37Z</published>
    <updated>1388-11-21T09:15:21Z</updated>

    <summary>به مناسبت گرامیداشت ایام سوگواری رحلت پیامبراکرم (ص)،شهادت امام حسن مجتبی(ع)و شهادت امام رضا (ع) و بزرگداشت ایام پیروزی انقلاب اسلامی ایران ویژه برنامه‌ای با سخرانی مسولین کشوری در مسجد جامع روستای وادقان برگزار می‌شود.×××

سخرانان:

1ـ 23 بهمن - جناب آقای سردار پرویز سروری- نماینده محترم تهران در مجلس شورای اسلامی

2ـ 24 بهمن - جناب آقای مهندس مهدی چمران ـ ریئس محترم شورای اسلامی شهر تهران

××××

 

 

هیات امنای مسجد جامع و هیات حضرت ابوالفضل روستای وادقان
</summary>
    <author>
        <name>حسین حاجی زاده</name>
        
    </author>
    
        <category term="روزنوشت" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="cs" xml:base="http://www.vadeghan.info/">
        <![CDATA[<p>به مناسبت گرامیداشت ایام سوگواری رحلت پیامبراکرم (ص)،شهادت امام حسن مجتبی(ع)و شهادت امام رضا&nbsp;(ع) و بزرگداشت ایام پیروزی انقلاب اسلامی ایران ویژه برنامه‌ای با سخرانی مسولین کشوری در مسجد جامع روستای وادقان برگزار می‌شود.<strong>×××</strong></p>
<p>سخرانان:</p>
<p><strong>1ـ 23 بهمن - جناب آقای سردار پرویز&nbsp;سروری- نماینده محترم تهران در مجلس شورای اسلامی</strong></p>
<p><strong>2ـ 24 بهمن - جناب آقای مهندس مهدی چمران ـ ریئس محترم شورای اسلامی شهر تهران</strong></p>
<p><strong>××××</strong></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>هیات امنای مسجد جامع و هیات حضرت ابوالفضل روستای وادقان</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>از تعديل اقتصادي تا تحول اقتصادي</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.vadeghan.info/1388/10/post-79.php" />
    <id>tag:www.vadeghan.info,2010://1.129</id>

    <published>1388-10-16T09:40:17Z</published>
    <updated>1388-10-18T20:25:32Z</updated>

    <summary>در حالي از موضوع جراحي بزرگ اقتصادي (كه سپس به طرح تحول اقتصادي مشهور گرديد ) بيش از يكسال مي‌گذرد، در مورد اثرات اين طرح و پيامدهاي احتمالي ان بر اقتصاد ايران ديدگاههاي مختلفي وجود دارد. يكي از محورهاي عمده و اساسي اين طرح، هدفمند‌ نمودن يارانه‌ها است كه شايد بعد از سياست تعديل اقتصادي ‌( كه در سال‌هاي پس از جنگ به اجرا درآمد) مهمترين و در عين حال بحث برانگيز ترين سياست‌هاي اقتصادي دولت بعد از انقلاب اسلامي ايران به شمار مي‌رود.</summary>
    <author>
        <name>محمود نظري</name>
        
    </author>
    
        <category term="مقالات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="تحولاقتصادي،كاهشقيمتجهانينفت،طرحهدفمندنمودنيارانه،جراحيبزرگاقتصادي" label="تحول اقتصادي،كاهش قيمت جهاني نفت، طرح هدفمند نمودن يارانه، جراحي بزرگ اقتصادي" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="cs" xml:base="http://www.vadeghan.info/">
        <![CDATA[<img alt="تصویر بند انگشتی برای xxx3.jpg" src="http://www.vadeghan.info/assets_c/2009/12/xxx3-thumb-100x134-83.jpg" class="mt-image-none" style="" width="100" height="134" /><font style="font-size: 0.8em;">برخي مي‌گويند كه اين طرح ]طرح هدفمند نمودن يارانه‌ها[ را به تعويق بياندازيد. اما همين گروه مي‌دانند كه هرچه ديرتر طرح به اجرا در آيد، پيامدهاي همه‌جانبه آن در آينده بيشتر مي‌شود؛ چرا كه به استفاده بد از منابع عادت كرده‌ايم. برخي مي‌گويند: چرا آثار اجراي اين طرح را نبايد آينده‌گان تحمل كنند و همه مي‌دانند كه اين اظهارنظر از صداي پدر و مادر امروز براي فرزندان فردا شنيده نمي‌شود.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; محمود احمدي‌نژاد ـ رييس جمهور<br /></font><br /><br />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در حالي از موضوع جراحي بزرگ اقتصادي (كه سپس به طرح تحول اقتصادي مشهور گرديد ) بيش از يكسال مي‌گذرد، در مورد اثرات اين طرح و پيامدهاي احتمالي ان بر اقتصاد ايران ديدگاههاي مختلفي وجود دارد. يكي از محورهاي عمده و اساسي اين طرح، هدفمند‌ نمودن يارانه‌ها است كه شايد بعد از سياست تعديل اقتصادي ‌( كه در سال‌هاي پس از جنگ به اجرا درآمد) مهمترين و در عين حال بحث برانگيز ترين سياست‌هاي اقتصادي دولت بعد از انقلاب اسلامي ايران به شمار مي‌رود.<br /><br />&nbsp; هدف عمده از طرح هدفمند نمودن يارانه‌ها ، استفاده بهينه از حامل‌هاي انرژي&nbsp; با روش اصلاح قيمت آنها و هدفمند نمودن يارانه كالاهاي اساسي است. اين برنامه‌كه در موقع تصويب آن در مجلس شوراي اسلامي بدليل اختلاف نظرها نمايندگان مجلس شوراي اسلامي با دولت به درازا كشيد، در محافل دانشگاهي‌‌، سياستگذاري و روزنامه‌ها نيز&nbsp; مباحث زيادي به همراه داشت. مهم‌ترين موضوعي كه در اين زمينه مطرح است پيامد‌هاي تورمي و ميزان موفقيت طرح كه از 3 سال پيشنهادي دولت به 5 سال افزايش يافته است. ترديد در موفقيت طرح نگراني‌هايي در بين سياستگذاران و مسئولين بوجود آورده است و اين نگراني‌ها هرچقدر به اجراي طرح نزديكتر مي‌شويم‌، بيشتر مي‌شود. بطوري كه يكي از گمانه‌زني‌ها درمورد پس‌گرفتن طرح مذكور از مجلس شوراي اسلامي مطرح است،&nbsp; ناشي از همين نگراني‌هاست. پيامدهاي تورمي از آن جهت با اهميت است كه هدف از اجراي هر طرح اقتصادي كه طرح&nbsp; هدفمند نمودن يارانه‌ها در زمره آن مي باشد‌، بهبود سطح زندگي و رفاه&nbsp; افراد جامعه است‌. بنابراين نمي‌توان از&nbsp; پيامدهاي تورمي آن بويژه براي اقشار آسيب‌ پذيرغافل ماند. مضافاً براين با حذف اين اثرات مي‌توان&nbsp; به مقبوليت و مشروعيت طرح اميدوار بود و اجراي سياست هدفمند نمودن يارانه‌ها را امكان‌پذير نمود. <br /><br /><b>چارچوب كلي طرح هدفمند نمودن يارانه‌ها</b><br /><br />در كشور ما حامل‌هاي انرژي ( بنزين‌، نفت‌گاز‌، نفت كوره‌، نفت سفيد‌،&nbsp; گاز مايع و ساير مشتقات نفت‌)&nbsp; به قيمت پايين‌تر از قيمت جهاني در اختيار مصرف‌كنندگان قرار مي‌گيرد. وجود اين شرايط به استفاده بيش از حد معمول اين منابع منجرشده است. همچنين برخي از كالاهاي اساسي بصورت يارانه‌اي و قيمت پايين‌تر از قيمت تمام شده به مصرف كنندگان عرضه مي شود. بر اين اساس در اين طرح مقرر گرديده است ظرف مدت پنجسال قيمت حامل‌هاي انرژي به حداقل 90 درصد فوب خليج فارس در پايان برنامه پنجم برسد.علاوه بر اين ميانگين قيمت فروش برق بگونه‌اي تعيين شود كه در پايان برنامه به قيمت تمام شده&nbsp; عرضه شود. همچنين قيمت گاز طبيعي بتدريج تا پايان برنامه پنجم حداقل 75 درصد متوسط قيمت گاز طبيعي صادراتي در اختيار مشتريان قرار گيرد. البته درلايحه مذكور دولت مجاز به اعمال قيمت‌هاي ترجيحي در مورد برق و گاز طبيعي شده‌است.<br />&nbsp;علاوه بر موارد مذكور به&nbsp; دولت اجازه داده شده است قيمت آب&nbsp; و كارمزد خدمات جمع‌آوري و دفع فاضلاب را بگونه‌اي تعيين نمايد كه تا پايان برنامه پنجم به قيمت تمام شده عرضه شود. دولت در اين لايحه مجاز به اعمال قيمت‌هاي ترجيحي و پلكاني براي مصارف مختلف آب شده است. همچنين دولت در طرح هدفمند نمودن يارانه‌ها موظف شده‌ است يارانه‌هاي گندم‌، برنج‌، روغن ، شير، شكر، خدمات پستي‌، خدمات هواپيمايي و خدمات ريلي&nbsp; را هدفمند نمايد و يارانه آرد و نان را&nbsp; به روشهاي مناسب در اختيار مصرف‌كنندگان قراردهد. &nbsp;<br /><br />&nbsp;با اجراي اين سياست و عرضه اين كالاها به قيمت مورد نظر منابع درآمدي براي دولت ايجاد مي‌شود كه هزينه‌هاي آن نيز در اين لايحه مشخص شده است. بر اين اساس حداكثر تا پنجاه (50%) درصد خالص وجوه حاصل از اجراي قانون‌، بصورت نقدي و غير نقدي با لحاظ ميزان درآمد خانوار به آنها پرداخت مي‌شود. همچنين بخشي ديگر از اين پنجاه درصد نيز براي اجراي نظام تامين اجتماعي براي جامعه از طريق گسترش و تامين بيمه‌هاي اجتماعي‌، تامين هزينه مسكن‌ و اشتغال و اجراي برنامه‌هاي اجتماعي هزينه شود.<br /><br />بيست (20%) درصد&nbsp; درآمدهاي اجراي اين قانون&nbsp; براي جبران اثر افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي بر هزينه‌هاي جاري و تملك دارايي دولت در اختيار دستگاههاي دولتي قرار مي‌گيرد و سي‌ (30%) درصد باقيمانده در جهت بهينه سازي الگوي مصرف انرژي‌،افزايش بهره‌وري واحدهاي توليدي‌،&nbsp; جبران زيان دستگاههاي اجراي ناشي از اجراي اين قانون ، گسترش و بهبود حمل و نقل عمومي‌، حمايت از توليدكنندگان بخش كشاورزي و صنعتي و...&nbsp; به مصرف برسد. علاوه بر اين تا 25 درصد نوسانات قيمت فوب خليج فارس با اخذ مابه‌التفاوت و پرداخت يارانه‌، قيمت مصرف‌كنندكان ثابت نگه مي‌دارد، ولي بالاتر از نوسان 25 درصد در قيمت مصرف‌كنندگان تجديد نظر خواهد شد.<br />بنابراين طرح مذكور از يكسو با واقعي نمودن تدريجي قيمت حامل‌هاي انرژي و همچنين قيمت برق، گاز طبيعي، آب‌،خدمات دفع فاضلاب و هدفمند نمودن يارانه كالاهاي اساسي بويژه نان&nbsp; بسوي استفاده بهينه از اين منابع و كالاها به پيش رو قرار داده است. از سوي يگر با درآمدهاي حاصل از اجراي اين طرح اثرات آن بر بودجه خانوار، اجراي نظام تامين اجتماعي ، جبران اثرات آن بر بودجه دولت‌ و اصلاح ساختار صنعت در استفاده بهتر از منابع به مصرف برسد. <br /><br /><b>چالش‌هاي طرح هدفمند نمودن يارانه ها</b><br /><br />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; لايحه هدفمند نمودن يارانه‌ها به منظور اصلاح الگوي مصرف جامعه با استفاده از اصلاح ‌ قيمت كالا و خدماتي است كه به قيمت پايين‌تر در اختيار اقشار جامعه قرا مي‌گيرد. ولي طرح مذكور تمامي قيمت‌ها را در بر نمي‌گيرد. از سوي ديگر ساز وكارهاي متفاوت در اين طرح&nbsp; در نظر گرفته شده است ( كه&nbsp; شايد با هدف به حداقل رساندن پيامدهاي تورمي و نامطلوب طرح است) كه با كليت طرح در تناقض است. در اينجا فهرست‌وار به اين موارد پرداخته مي‌شود:<br /><br />1‌ـ هدف از طرح مذكور اصلاح قيمت‌حامل‌هاي انرژي و كالاهاي اساسي است كه پايين‌تر از قيمت واقعي عرضه مي‌گردد و موجب اتلاف اي منابع شده است. حال اگر هدف از طرح مذكور اصلاح قيمت‌ها در اقتصاد است‌، قيمت‌ها‌ي ديگري در اقتصاد&nbsp; وجود دارند كه از قيمت واقعي آن منحرف شده‌اند و اثرات نامطلوبي بر اقتصاد دارند. نرخ ارز نمونه بارزي از آن است كه با قيمت واقعي خود فاصله دارد، حال سوال اساسي اين است كه چرا قيمت حامل‌هاي انرژي كه فراواني آن در كشور وجود دارد ‌ و&nbsp; روشهاي غير قيمتي به منظور استفاده بهينه آن قابل اجرا تر است ، به عنوان كانون مشكلات اقتصادي مورد توجه قرار گرفته است و نرخ ارز كه بازار ان تفكيك ناپذير تر از بازارحامل هاي انرژي است و اثر قابل ملاحظه‌اي بر توليد، اشتغال‌، واردات و صادرات دارد به بوته فراموشي سپرده شده است. بنابراين بايد به اين پرسش پاسخ داده شود كه اين استدلال در كجا صورت گرفته است كه واقعي نمودن قيمت‌هاي حامل‌هاي انرژي عاجل‌تر از واقعي نمودن نرخ ارز است. البته در ادامه به اين موضوع اشاره خواهد شد كه اجراي توام اين دو قيمت‌ها با هم امكان پذير نمي‌باشد. نمونه ديگري از غير واقعي بودن قيمت‌ها، نرخ بهره بانكي است.به رغم تاكيد مسئولين پولي مبني بر واقعي نمودن نرخ بهره بانكي و همراهي آن با نرخ تورم ولي سياستگذاران تاكيد داشتند نرخ بهره را در سطح پاييني نگهدارند. به عبارت ديگر در يك جا بر اين سياست تاكيده‌است يك عامل توليد به قيمت پاييني در اختيار توليدكنندگان قرار گيرد ولي حامل‌هاي انرژي به قيمت واقعي در اختيار توليدكنندگان قرار گيرد.<br /><br />2‌ـ در طرح هدفمند نمودن يارانه‌ها&nbsp; به عرضه‌ آب ، برق و خدمات جمع‌آوري و دفع فاضلاب به قيمت تمام شده اشاره شده‌است‌‌‌. ولي عرضه اين كالاها به قيمت تمام شده نمي‌تواند دليلي بر استفاده كارا&nbsp; از اين منابع باشد. به عبارت ديگر بر اساس منطق اقتصادي استفاده بهينه و كارا از برابري&nbsp; قيمت كالا با هزينه نهايي بدست مي‌آيد. ولي&nbsp; قيمتي كه در اين شرايط حاصل مي‌شود برابر با قيمت تمام شده يا هزينه متوسط آن كالا نخواهد بود. بويژه اينكه ساختار بازار آب‌، برق و خدمات جمع‌آوري و دفع فاضلاب بازار غير رقابتي است و در ساختار اين بازارها قيمت با هزينه متوسط و قيمت تمام شده برابري نمي‌كند. بنابراين عرضه كالا به قيمت تمام شده نمي‌تواند بيانگر استفاده‌كارا از اين منابع باشد و به منظور استفاده كارا‌ ( برابري قيمت با هزينه‌نهايي) چه بسا دولت موظف به پرداخت يارانه به عرضه‌كنندگان اين كالاها باشد و يا عرضه‌كنندگان اين كالا با عرضه كالاي سود ويژه‌اي نيز كسب نمايند.<br /><br />&nbsp; 3‌ـ&nbsp; در لايحه مذكور پيش بيني شده‌است كه&nbsp; افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي به 90 درصد فوب خليج فارس در پايان برنامه پنجم برسد. ولي 90 درصد فوب خليج فارس يك مبلغ ثابتي نمي‌باشد تا بر اساس آن آهنگ رشد افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي را در طول برنامه مشخص نمود. به عبارت ديگر گرچه در كشور قيمت حامل‌هاي انرژي‌، پايين‌تر از قيمت جهاني است و مقرر گرديده است در يكدوره 5 سال به 90 درصد فوب خليج فارس افزايش يابد. ولي قيمت‌هاي حامل‌هاي انرژي تابعي از قيمت نفت خام است كه از نوسانات زيادي برخودار است وجود اين نوسانات مانع از برنامه‌ريزي دقيق براي آهنگ رشد اين حامل‌ها در طول برنامه&nbsp; خواهد شد. علاوه براين به فرض اينكه هدف مذكور محقق گردد، شرايط بعد از اين دوره چگونه خواهد بود. بعد از اين دوره در صورتي كه قيمت فوب خليج فارس تغيير پيدا كرد. قيمت‌هاي حامل‌هاي انرژي داخل كشور&nbsp; نيز بر اساس تغييرات مذكور، متغير خواهد بود. به ديگر سخن آيا قيمت‌ها بعد از اين دوره دستوري خواهد بود يا تابع شرايط عرضه و تقاضا خواهدبود. در صورتي كه بعد از اين دوره قيمت‌هاي حامل انرژي دستوري باشد‌،مغاير با سياست هدفمند نمودن يارانه‌ها است. در غير اينصورت علاوه بر نوسانات قيمت جهاني نفت كه اقتصاد ما را متاثر مي‌سازد، نوسانات قيمت حامل‌هاي انرژي نيز اقتصاد كشور را متاثر خواهد كرد. اين موضوع در قسمت نوسانات قيمت نفت و هدفمند نمودن يارانه بيشتر مورد بررسي قرار مي‌گيرد.<br /><br />4‌ـ همانگونه كه اشاره گرديد يكي از اهدف اساسي طرح استفاده كمتر از حامل‌هاي انرژي است. بر اين اساس اصلاح قيمت‌ها بعنوان ساز و كار اصلي جهت استفاده بهينه از اين منابع&nbsp; در دستور كار قرار گرفته‌است‌. بر اساس قانون عرضه و تقاضا با افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي،&nbsp; انتظار كاهش مصرف حامل‌هاي انرژي وجود دارد. ولي در اين طرح&nbsp; به اين موضوع اشاره نشده است كه پس از اجراي طرح، مصرف انرژي به چه سطحي كاهش پيدا خواهد كرد؟به عبارت ديگر در حال حاضر عنوان مي‌گردد ميزان مصرف حامل‌هاي انرژي در ايران 4 برابر حد استاندارد مي‌باشد. اين ميزان مصرف بين&nbsp; مصرف‌كنندگان نهايي (خانوارها و دستگاههاي دولتي) و مصرف‌كنندگان واسطه‌اي‌‌(صنعت، كشاورزي و خدمات) مي‌باشد. حال سوال اينجاست كه متقاضيان مذكور با اجراي طرح به چه ميزان مصرف خود را با فرض ثابت نگه‌داشتن ساير شرايط كاهش مي‌دهند و عمده كاهش در چه بخشهاي صورت مي‌گيرد. به عبارت ديگر در اين طرح پيش‌بيني شده است كه افزايش قيمت‌هاي حامل‌هاي انرژي به 90 درصد فوب خليج فارس برسد. حال سوال اصلي اين است كه با افزايش قيمت اين حامل‌ها چه ميزان از تقاضا و مصرف آنها كاسته خواهد شد. بنابراين افزايش قيمت‌هاي حامل‌هاي انرژي به خودي خود نمي‌تواند هدف باشد و ضرورت دارد ميزان صرفه جويي در مصرف حامل‌هاي انرژي در نتيجه اجراي اين سياست مشخص شود تا جامعه بر اساس اين منافع تمايل به پرداخت هزينه‌هاي آن داشته&nbsp; باشد.لذا&nbsp; به ميزان صرفه‌جويي‌هاي ناشي از اجراي اين سياست اشاره نشده‌است و مسكوت مانده‌است.<br /><br />5‌ـ در طرح هدفمند نمودن يارانه‌ها مقرر گرديده‌است قيمت حامل‌هاي انرژي و ساير&nbsp; كالاها وخدمات عمومي به قيمت واقعي و تمام شده در اختيار مصرف‌كنندگان قرار بگيرد. اصل بر اين است كه تمام مصرف‌كنندگان قيمت واقعي خدمات خود را پرداخت نمايند. از سوي ديگر به منظور جبران اثرات تورمي آن يارانه نقدي در اختيار خانوارها قرار گيرد. بنابراين از يكسو سياست پرداخت قيمت واقعي كالاها و خدمات از سوي مصرف‌كنندگان مطرح مي‌شود‌، ولي در برخي موارد سياست قيمت‌هاي ترجيحي را نيز استفاده شده‌است. وجود سياست قيمت‌هاي ترجيحي در مقابل سياست اصلاح قيمت‌ها با يكديگر همخواني ندارد. چرا كه تخصيص منابع از راه اصلاح قيمت‌ها يك روش قيمتي تخصيص منابع است ولي قيمت‌هاي ترجيحي يك روش غير قيمتي مي‌باشد.<br /><br />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 6ـ گرچه در لايحه هدفمند‌نمودن يارانه‌ها بخشي از&nbsp; درآمد حاصل از يارانه‌ها به منظور جبران بخشي از بار مالي ناشي از اجراي طرح به بودجه دولت در نظر گرفته شده است. در اين شرايط مصرف‌كنندگان بخش دولتي نيز همانند مصرف‌كنندگان بخش خصوصي يارانه نقدي دريافت مي‌دارند. ولي الگوي مصرف در بخش خصوصي متفاوت‌تر از بخش دولتي است.در بخش خصوصي اولاً چون يارانه برحسب دهكهاي درآمد ي صورت مي‌گيرد كه مستقل از ميزان بهره برداري از اين منابع است، اجراي اين سياست اثرات باز توزيعي دارد و مصرف‌كنندگان با توجه به افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي در مقايسه با سايركالاها و خدمات به كاهش مصرف خواهد شد. ولي در بخش دولتي بدليل اينكه هزينه‌هاي آن جبران مي‌شود و هزينه‌هاي ناشي از اجراي طرح نيز به بودجه آنها افزوده شده است، انگيزه‌هاي صرفه جويي در آن كمتر خواهد بود. بنابراين جبران بار مالي دستگاههاي دولتي بدون تعريف استانداردي براي&nbsp; مصرف حامل‌هاي انرژي نمي توان به كاهش مصرف بي‌انجامد. <br /><br />7‌ـ&nbsp; در لايحه مذكور30 درصد منابع حاصل از هدفمند نمودن يارانه‌ها صرف بهينه‌سازي مصرف انرژي واحدهاي توليدي ، خدماتي و اصلاح ساختار فنآوري توليد‌ و امثال آن مي‌شود، ولي توجه به زير ساخت توليد براي واكنش به اصلاح قيمت‌، بيانگر اين موضوع است كه زير ساخت‌هاي توليد براي افزايش توليد آماده نمي‌باشد. به عبارت ديگر اصلاح قيمت‌ها به منظور افزايش ميزان توليد در صورتي امكان‌پذير خواهد بود كه زير ساخت‌ها افزايش توليد فراهم شود، در غير اينصورت افزايش قيمت كالاها به منظور عرضه‌بيشتر كالاها تنها تورم را به همراه خواهد داشت‌.&nbsp; از سوي&nbsp; ديگر پرداخت اين مبالغ از سوي منابع يارانه‌اي بيانگر اين است&nbsp; كه حمايت مضاعف از توليدكنندگان در مقايسه با مصرف‌كنندگان صورت گرفته‌است و مصرف‌كنندگان در اين ميان متضرر مي‌گردند<br /><br />8‌ـ&nbsp; پرداخت يارانه نقدي به دهكهاي مختلف درآمدي بر اساس ميزان درآمد افراد است و ارتباطي به مصرف حامل‌هاي انرژي ندارد و اين موضوع مي‌تواند اثر باز توزيعي و حركت بسوي عدالت اجتماعي داشته باشد‌، ولي از آنجا كه چون پرداخت يارانه بر اساس اطلاعات سال پايه است و در طول دوره افرادي كه در يك گروه درآمدي قرار دارند ممكن است در گروه درآمدي ديگري جا بگيرند، پرداخت يارانه بر اين اساس خالي از اشكال نمي‌باشد. با توجه به اينكه ميل به مصرف گروههاي درآمدي پايين بيشتر است و باز توزيع يارانه‌ها در جهت پرداخت بيشتر به گروههاي كم ‌درآمد است و از سوي ديگر عدم وجود زير ساخت‌هاي مناسب در ابتداي اجراي طرح به منظور استفاده كمتر از حامل‌هاي انرژي جهش ناگهاني قيمت‌ها و تورم بالايي را شاهد خواهيم بود.<br /><br /><b>سياست‌ها پولي و مالي مناسب با طرح</b><br /><br />&nbsp;اصلاح قيمت‌ها در شرايطي با موفقيت همراه خواهد بود كه سياست‌هاي پولي و مالي مناسب اين طرح را حمايت نمايد. به عبارت ديگر گرچه طرح هدفمندكردن يارانه‌ها به&nbsp; اصلاح قيمت‌ها&nbsp; تكيه زده است‌، ولي پايبندي عميق به سياست‌هاي پولي و مالي سازگار با اين طرح‌، يكي از اركان مهم اجراي آن مي‌باشد. چرا با افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي&nbsp; انتظار بر اين است كه&nbsp; قيمت اين نهاده‌ها بالاتر از نرخ تورم قرار گيرد و فعالان اقتصادي با افزايش قيمت اين نهاده‌ها در استفاده كمتر از منابع موجود تلاش نمايند ولي افزايش قيمت‌ها حامل‌هاي انرژي&nbsp; در صورتي تاثير خود را به استفاده بهينه خواهد داشت كه افزايش قيمت ساير عوامل توليد كمتر از&nbsp; افزايش قيمت‌هاي حامل‌هاي انرژي افزايش يابد.&nbsp; در غير اين صورت اين طرح نمي‌تواند منجر به كاهش استفاده از اين منابع شود. حال اگر شاخص قيمت توليدكننده&nbsp; را به عنوان شاخص قيمت كالاي توليدي&nbsp; در نظر بگيريد، اگر شاخص قيمت حامل‌هاي انرژي در طول اجراي سياست بالاتر از شاخص قيمت توليدكننده باشد و هر چقدر اين تفاوت بيشتر باشد اين سياست موفق‌تر خواهد بود.<br /><br />در ارتباط با خانوار نيز در صورتي كه شاخص قيمت كالاهاي مشمول طرح بالاتر از شاخص قيمت خرده فروشي يا نرخ تورم باشد، سياست كاهش استفاده از اين منابع موفق‌ خواهد بود. ولي از آنجا كه با افزايش قيمت‌ كالاهاي مشمول طرح ، افزايش سطح عمومي قيمت‌ها را به همراه دارد و از سوي ديگر با پرداخت نقدي يارانه به گروههاي كم درآمد و آسيب پذير جامعه كه ميل نهايي به مصرف آن در مقايسه با ساير گروههاي جامعه بيشتر است زمينه افزايش قيمت‌ها را فراهم مي‌شود، در صورتي كه سياست‌هاي پولي و مالي نيز بصورت انبساطي باشد و افزايش قيمت‌ها به همراه خواهد داشت كه برآيند آن افزايش يكسان قيمت&nbsp; كالاهاي مشمول طرح با افزايش سطح عمومي قيمت ها در اقتصاد باشد، هدف از اجراي اين طرح كه كاهش ميزان مصرف كالاهاي مشمول طرح است را از بين خواهد برد و سياست مذكور تنها اثرات تورمي خواهد داشت‌.بنابراين در صورتي كه شاخص قيمت حامل‌هاي انرژي بيش از شاخص قيمت خرده فروشي افزايش پيدا نكرد مي‌توان به اثرات مطلوب اجراي اين سياست اميدوار بود. بنابراين پيروي از سياست پولي و مالي مناسب و انقباضي به منظور قرار گرفتن نرخ تورم زير قيمت شاخص‌ حامل‌هاي انرژي از ضروريات طرح است.<br /><br />&nbsp;<br /><br /><b>هدفمند نمودن يارانه‌ها و نرخ ارز</b><br /><br />سياست‌هاي نرخ ارز در زمان اجراي طرح هدفمند سازي يارانه‌ها&nbsp; از اهميت زيادي برخودار است‌. با افزايش قيمت‌ كالاهاي مشمول طرح و بويژه حامل‌هاي انرژي كه در صنعت به عنوان يك كالاي واسطه‌اي استفاده مي‌شود، قيمت تمام شده كالاهاي داخلي&nbsp; افزايش مي‌‌يابد. با افزايش قيمت تمام شده كالاي داخلي در صورت ثبات نرخ ارز&nbsp; كالاهاي صادراتي گرانتر و كالاهاي وارداتي ارزانتر&nbsp; و در نتيجه واردات بيشتر و صادرات كمتر مي‌شود.&nbsp; اين شرايط به نوبه خود شكافي كه در حال حاضر بين واردات و صادرات وجود دارد، عميق‌تر مي‌كند. بنابراين سياست هدفمند سازي يارانه‌ها&nbsp; در صورت ثبات نرخ ارز منجر به&nbsp; محدوديت توليد داخلي و تاثيرنامطلوب در بخش كالاهاي قابل مبادله ( محصولات كشاورزي و توليدات كارخانه‌اي) دارد.&nbsp; علاوه بر اين ثبات نرخ ارز درامد ناشي از هدفمند نمودن يارانه‌ها را محدود مي‌نمايد. بدين معني كه در لايحه هدفمند نمودن يارانه‌ها مقرر گرديده است قيمت حامل انرژي به حداقل 90 درصد فوب خليج فارس برسد و&nbsp; ارزش ريالي حامل‌هاي مذكور ( كه از حاصلضرب تبديل قيمت حامل هاي انرژي به قيمت فوب خليج فارس در نرخ ارز&nbsp; رسمي كشور بدست مي‌ايد) به عنوان درآمدهاي اجراي طرح هزينه شود. حال اگر نرخ ارز ثابت باشد درآمد حاصل از اجراي اين طرح&nbsp; ثابت خواهد ماند. اين درحالي است كه هزينه‌هاي مربوط به آن&nbsp; با نرخ تورم افزايش مي‌يابد. در نتيجه عدم تعادلي بين درآمدها و هزينه‌ها بوجود خواهدآمد. به عبارت ديگر اگر قيمت حامل‌هاي انرژي در طول اجراي طرح ثابت در نظر گرفته شود و از سوي ديگر نرخ ارز نيز ثابت باشد و يا در مقايسه با نرخ تورم داخلي كمتر باشد، درآمد حاصل از اجراي طرح از افزايش برخودار نخواهد بود، ولي هزينه‌هاي آن&nbsp; تابع نرخ تورم داخلي است كه با اجراي سياست‌هاي مذكور افزايش يافته‌است بنابراين عدم توازن بين درآمدها و هزينه‌هاي اجراي طرح اجتناب ناپذير خواهد بود. ولي در صورتي كه نرخ ارز ثابت نباشد‌، علاوه بر اينكه درآمدهاي اجراي طرح همراه با تورم به پيش مي‌رود، اثرات ضد توليدي آن نيز محدودتر مي‌گردد ولي اين شرايط به بهاي افزايش غيرقابل قبول تورم داخلي خواهد شد .&nbsp; بديهي است در اين شرايط اصل اجراي طرح&nbsp; و هدف از اجراي آن با مشكل مواجه بود. چرا كه همانگونه كه در بالا اشاره شد هدف اصلي طرح اصلاح قيمت حامل‌هاي انرژي به منظور استفاده كمتر از اين منابع است‌. حال در صورتي كه با عدم ثبات نرخ ارز نرخ تورم داخلي همپاي قيمت حامل‌هاي انرژي به پيش برود هدف اوليه طرح مخدوش مي‌شود.<br /><br />بنابراين در زمان اجراي سياست هدفمند نمودن يارانه‌ها گرچه سياست ثبات نرخ ارز اثرات نامطلوبي بر توليد داخلي و گسترش بخش غير قابل مبادله اقتصاد‌ ( مسكن و خدمات) را دارد و درآمد‌هاي حاصل از اجراي طرح را محدود مي‌نمايد، ولي در ايجاد لنگري براي ثبات قيمت‌ها و در نتيجه&nbsp; رسيدن به اهداف آن نقش درخور توجهي خواهد بود و درجه موفقيت طرح را افزايش مي‌دهد. اگر سياست ثبات نرخ ارز به اهداف طرح كمك مي‌كند ولي از نظر ماهيتي ثبات نرخ ارز بدون توجه به تورم داخلي باعث انحراف در قيمت واقعي نرخ ارز خواهد بود و اين موضوع خلاف قاعده كلي طرح كه واقعي نمودن قيمت‌ها در اقتصاد كه نرخ ارز نيز در زمره آن قرار دارد، مي‌باشد. بر اين اساس مي‌توان نتيجه‌گيري نمود كه اجراي سياست اصلاح نرخ ارز و حامل‌هاي انرژي به صورت همزمان امكان‌پذير نخواهد بود.<br /><br /><b>نوسانات قيمت جهاني نفت و هدفمندنمودن يارانه‌ها</b><br /><br />&nbsp;يكي از مسايلي كه اثرات قابل توجهي بر طرح هدفمند نمودن يارانه‌ها دارد‌،&nbsp; شرايط اقتصاد جهاني و نوسانات قيمت نفت است.&nbsp; به عبارت ديگر در اين طرح پيش بيني شده‌است قيمت حامل‌هاي انرژي به قيمت فوب خليج فارس كه يك قيمت قابل قبولي است به مصرف كنندگان&nbsp; عرضه شود. ولي در ابتدا بايد اين موضوع روشن شود كه در سال پايان برنامه قيمت جهاني نفت چقدر خواهد بود تا بر اساس آن ميزان تعديلات هر سال آن مشخص شود. براي مثال در حال حاضر قيمت بنزين در كشور ما هر ليتر 1000 ريال است ولي قيمت فوب خليج فارس آن 6000 ريال و انتظار مي‌رود در 5 سال آينده نيز همين مبلغ باشد‌. بر اين اساس بايد سالانه 1000 ريال به قيمت بنزين افزوده شود تا در پايان برنامه به حداقل 90 درصد خليج فارس رسيده شود. ولي پيش بيني قيمت نفت براي پنج سال آينده بسيار مشكل و حتي غيرممكن است. در اين شرايط اگر قيمت جهاني نفت افزايش يابد، بايد نرخ رشد حامل هاي انرژي نيز بيشتر باشد و در صورتي كه قيمت جهاني كاهش يابد بايد نرخ رشد حامل‌هاي انرژي نيز كاهش يابد. از سوي ديگر با افزايش قيمت جهاني نفت&nbsp; علاوه بر اينكه درآمدهاي نفتي و ذخاير ارزي افزايش مي‌يابد درآمدهاي حاصل از اجراي طرح افزايش مي‌يابد. در اين حالت هم نرخ‌ارز نيز از ثبات بيشتري برخودار است و هم منابع بيشتري در اختيار سياستگذار گذاشته مي‌شود. لذا بر اجراي طرح تاثير مثبتي دارد. مضافاً بر اينكه چون قيمت حامل‌هاي انرژي در مقايسه با نرخ تورم داخلي بالاتر باشد، تاثير مثبت بر الگوي مصرف و كاهش مصرف حامل‌هاي انرژي خواهد داشت.&nbsp; بنابراين افزايش قيمت جهاني نفت اثرات مكمل و همگرايي براين طرح دارد.<br /><br />در زمان كاهش قيمت جهاني نفت گرچه نياز به&nbsp; افزايش كمتر قيمت حامل‌هاي انرژي وجود دارد‌، ولي با كاهش درآمدهاي نفت علاوه بر اينكه درآمدهاي نفتي كاهش پيدا مي‌كند و به افزايش نرخ ارز منجر مي‌شود، منابع اجراي طرح نيز محدود مي‌گردد. مضافاً بر اينكه چون در اين شرايط قيمت حامل‌هاي انرژي كمتر افزايش مي‌يابد و نرخ تورم داخلي بدليل محدويت منابع و افزايش نرخ ارز افزايش يافته‌است ، سياست هدفمند نمودن يارانه‌ها كه هدف اصلي آن اصلاح الگوي مصرف از طريق تغيير در قيمت نسبي است با مشكل مواجه مي‌شود. بنابراين كاهش قيمت جهاني نفت تاثير منفي بر روي طرح دارد. به همين ترتيب هر پيامد مثبت خارجي وجهاني تاثير مثبت و هر شرايط منفي خارجي تاثير منفي بر طرح دارد.<br /><br /><b>نتيجه‌گيري و پيشنهادات</b><br /><br />طرح هدفمند نمودن يارانه به منظور حذف يارانه‌ها كه به اتلاف منابع انجاميده‌است تدوين شده ، ولي ميزان صرفه جويي در اين منابع در طرح مشخص نشده‌است. علاوه براين زير ساخت‌هاي اقتصاد به منظور&nbsp; واكنش عاملان اقتصادي به اصلاح قيمت مهيا نمي‌باشد. گواه اين موضوع اعتباراتي است كه در اين طرح براي زير ساخت‌ها اقتصادي لحاظ شده است.&nbsp; عدم وجود زير ساخت‌هاي اقتصاد جهش ناگهاني در قيمت‌ها و تورم را&nbsp; به همراه دارد. از سوي ديگر برخي متغيرهاي مهم همانند قيمت جهاني نفت كه در اجراي طرح نقش كليدي دارد در اختيار سياستگذاران نمي‌باشد. از همه مهمتر در اين طرح مشخص نگرديده است كه بعد از دوره پنج ساله‌، ادامه كار چگونه خواهد بود.<br />&nbsp;بديهي است در صورتي كه طرح در بين راه با مشكل اساسي روبرو شود و تورم لجام گسيخته‌اي به جامعه تحميل نمايد پاسخگو چه كسي خواهد بود.&nbsp; به عبارت ديگر همانگونه كه در زمان اجراي سياست‌هاي تعديل اقتصادي شاهد تورم بالا‌، افزايش نرخ ارز و بدهي خارجي به اوج خود رسيد و با تثبيت نرخ ارز و ترك سيستم نرخ ارز شناور مهر پاياني بر سياست‌هاي تعديل اقتصادي زده شد، موضوعي كه ذهن جامعه را به خود جلب نمود اين بود كه مسئول اين سياست‌ها برعهده كدام دستگاه سياستگذاري است. بديهي دستگاههاي متولي اجراي طرح در صورتي با مشكلات روبرو شوند، ساير دستگاهها را در عدم همراهي متهم&nbsp; نمايند و از بار مسئوليت خود شانه خالي نمايند. بنابراين در شرايط كه سياستگذار با پيامدهاي مثبت طرح تاكيد بر اجراي آن دارند، ضرورت دارد در زمان كاستي‌هاي طرح نيز جوابگو باشند. البته اين موضوع توسط برخي از افراد مطرح شده است و عنوان نموده اند مجلس شوراي اسلامي از دولت تعهد بگيرد تا سياست‌ها هدفمند سازي يارانه را بطور كامل اجرا نمايد. ولي اولاً در متن لايحه هدفمند نمودن يارانه ها از عناوين همانند دولت مجاز است، استفاده شده است. بديهي است استفاده از اين عناوين زمينه خالي نمودن مسئوليت دولت فراهم مي‌شود. ثانياً اخذ چنين تعهدي معنا و مفهوم ندارد. چرا كه درصورتي به اجراي يك سياست اعتقاد وجود دارد و تمامي ابعاد آن بدرستي بررسي شده است و به يقين رسيده‌اند نبايد در ان ترديد نمود. طرح چنين موضوعاتي حكايت از اين واقعيت دارد در مورد اجراي طرح يقين وجود ندارد.<br /><br />بنابراين با توجه به شرايط نا همواري&nbsp; و عدم اطميناني كه وجود دارد و بدليل تفكيك پذير بودن بازار هر يك از مصارف حامل‌هاي انرژي و سايركالاهاي اساسي مي‌توان از روشهاي غير قيمتي‌ براي هدفمند نمودن يارانه‌ها و صرفه جويي در مصرف انرژي استفاده كرد. موضوعي كه در لايحه هدفمند نمودن يارانه‌ها نيز به عنوان يك ابزار مطرح گرديده‌است. استفاده از روشهاي غير قيمتي علاوه بر اينكه مي‌توان با مشوق‌هاي زير ساخت صنعت را جهت كاهش مصرف انرژي تغيير داد. همچنين با روشهاي غير قيمتي يارانه‌ها را به جامعه هدف سوق داد و همچنين شاهد شرايط تورم بالايي كه به ناكامي اين سياست‌ها مي‌انجامد نباشيم.]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title> به ياد تنهايي مولانا محمد شريف وادقاني</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.vadeghan.info/1388/10/post-78.php" />
    <id>tag:www.vadeghan.info,2010://1.128</id>

    <published>1388-10-14T07:37:52Z</published>
    <updated>1388-10-14T16:38:16Z</updated>

    <summary>ولين باري كه با نام شريف وادقاني آشنا شدم به سال 1363 بر‌مي‌گردد. در آن زمان مرحوم استاد حسينعلي ملكي كه انسان وارسته ، فهيم و قباله نويس نيز بود، مي‌گفت  معلمي در كاشان كه متوجه شده بود آقاي ابوالفضل فلاحيان  اهل وادقان است‌، به او گفته بود كه من شعرهاي شريف وادقاني را دارم. بعد از اين هر از گاهي استاد علي محسني نيز نامي از ايشان به ميان مي‌اورد و با لهجه وادقاني خود</summary>
    <author>
        <name>محمود نظري</name>
        
    </author>
    
        <category term="شریف" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
        <category term="مقالات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="اهلوادقان،اشعارشريفوادقاني" label="اهل وادقان،اشعار شريف وادقاني" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="cs" xml:base="http://www.vadeghan.info/">
        <![CDATA[&nbsp; <img alt="تصویر بند انگشتی برای xxx3.jpg" src="http://www.vadeghan.info/assets_c/2009/12/xxx3-thumb-100x134-83.jpg" class="mt-image-none" style="" width="100" height="134" />&nbsp; اولين باري كه با نام شريف وادقاني آشنا شدم به سال 1363 بر‌مي‌گردد. در آن زمان مرحوم استاد حسينعلي ملكي كه انسان وارسته ، فهيم و قباله نويس نيز بود، مي‌گفت&nbsp; معلمي در كاشان كه متوجه شده بود آقاي ابوالفضل فلاحيان&nbsp; اهل وادقان است‌، به او گفته بود كه من شعرهاي شريف وادقاني را دارم. بعد از اين هر از گاهي استاد علي محسني نيز نامي از ايشان به ميان مي‌اورد و با لهجه وادقاني خود عنوان مي‌نمود‌ كه شريف وادقاني اينگولا بوده&nbsp; و شعر مي‌گفته كه شاعران كاشان به او حسادت مي‌كردند كه مجبور به ترك كاشان شده است. اين موضوع گذشت تا اينكه&nbsp; اشعار او به همت آقاي مجيد محسني به چاپ رسيد.<br /><br />&nbsp;يكي از موضوعاتي كه اشعار شريف وادقاني به چشم مي‌خورد تنهايي‌، نامهرباني‌هاي‌ زمان، حسادت اطرافيان و محيط ناآرام است كه شاعر در آن قرار دارد. البته تقي‌الدين كاشي در خصوص علت مهاجرت او به هندوستان نيز حسد اطرافيان او عنوان نموده است.&nbsp; به هر حال در اكثر اشعار شاعر به ناراحتي خود‌، غم و غصه‌، دوري از وطن ، اشك و گريه و بي‌توجهي اطرافيان به اشعار او به خوبي ملموس است و&nbsp; عمق اين مشكلات را مي‌توان در اشعار شاعر يافت كه در اينجا به آن پرداخته مي‌شود:<br /><br />&nbsp;&nbsp;&nbsp; اضطراب ، تشويش و نگراني‌ يكي از مواردي است در اشعار شاعر زياد به چشم مي خورد و شاعر در اشعار مختلف بگونه‌هاي مختلف بيان مي‌دارد. در جايي اضطراب، تشويش و نگراني خود را بگونه‌اي بيان مي‌كند كه مدام با آن دست و پنجه نرم مي‌كند و خواب را از او ربوده است. علاوه بر اين ذهن خود&nbsp; را به كشتزاري كه هر غمي در آن مي‌رويد&nbsp; تشبيه&nbsp; نموده است و اينگونه مي گويد:<br /><br />دلم شريف خلاصي زاضطراب ندارد&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br /><br />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بگو به چشم من افسانه‌اي كه خواب ندارد<br /><br />مگير كم ز سوداي او ز جان و دل من <br /><br />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; كدام داغ كه بازار افتاب ندارد<br /><br />شده است خاطر من كشت غم ز گردش دوران<br /><br />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; غمي مجو كه در او ريشه‌اي در اب ندارد<br /><br />هر آن كتاب كه نام تو نيست زينت و زيبش<br /><br />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; قبول خاص چه گنجد كه انتخاب ندارد<br /><br />ستاره‌ريز شده است از خيال روي توچشمم<br /><br />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; شمار اختر و خورشيد من حساب ندارد<br /><br />مباش اين همه خونابه ريز از مژه من<br /><br />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در آتش آنچه تو داري دلا كباب ندارد<br /><br />ز برق غمزه او سوخته خرمن خلقي<br /><br />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; خراب داشته باشد چو من خراب ندارد<br /><br />&nbsp;<br /><br />نيايدم به نظر آشنا اگر عجبي نيست<br /><br />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; كسي كه گرد ره پور بوتراب ندارد<br /><br />در جاي ديگر شاعر عنوان نموده است كه حتي گريه هم نتوانسته ناراحتي‌هاي او را برطرف نمايد و اينگونه مي‌گويد:<br /><br />اگر بار دگــــــــر گيرم قراري&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; كشم در گوش گردون گشواري<br /><br />به بيداري دلم را شاد مي‌دار&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اگر لطفي نباشد جــــور ياري<br /><br />اگــرچه من نمي‌يابم مثالت&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; توهمچون من نخواهي ديد ياري<br /><br />فرو خردم به دل هر شعله غم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; فـــــــروزان گشت بعد از روزگاري<br /><br />چه بگشايد شريف از گريه‌اي كو&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; نشست از خاطرم هرگز غباري<br /><br />&nbsp;<br /><br />موضوع ناراحتي شاعر و غم و غصه او به جايي رسيده است كه ممكن است غم و ناراحتي جان او را بگيرد و آنرا اينگونه وصف مي‌كند:<br /><br />تا كي دلـــــــــــــــم از غمان بگيرد&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; آهم ره آســـــــــــــــــــمان بگيرد<br /><br />غم زين دل و سينه رفتني نيست&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بيم است كه جاي جـــــان بگيرد<br /><br />عيش از بر من به ناخوشي رفت&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مي‌خواست كسش عنان بگيرد<br /><br />چشم آتش گريه گــــــــــــرم دارد&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; لب نيست كه از بيان بگـــــــــيرد<br /><br />چشــــــــــــمي دارم ز آتش دل&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; چون روزن كز دخــــــــــان بگيرند<br /><br />&nbsp;<br /><br />در جاي ديگر مي‌گويد:<br /><br />عمري است بي دام قفس خانه خرابم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; گر بر ســـــر آتش نتپم بر سرآبم<br /><br />نه بخت چـــــمن دارم ني طالع گلخن&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بي ناله پريشانم وبي شعله كبابم<br /><br />از تشنه لــــــــــي دود برآمد زنهادم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; خضري نه كه راهي بنمايد به سرابم<br /><br />پرشعله دلــــي دارم و پر دود رواني&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اين كشت كه من دارم بيزار ســـحابم<br /><br />تا كي ز شريف آب بري كلك و بيان را&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; خــــــاموش كه افسانه او كرد بخوابم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br /><br />&nbsp;<br /><br />&nbsp;<br /><br />علاوه بر اضطراب و ناراحتي عدم توجه اطرافيان به اشعار يكي از موارديكه در شعر شريف وادقاني به چشم مي‌خورد. بر اين اساس آنها را به دختران بيوه و دوشيزگان بي‌شوهر كه در خانه مانده‌اند تشبيه كرده است.<br /><br />دختراني كه از طبعم زادند&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; همه را تنگ به پهلو دارم<br /><br />زكه نالم كه زنامردي چرخ&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بيو‌ه‌اي چند سيه مو دارم<br /><br />&nbsp;و در جاي ديگر مي‌گويد:<br /><br />دارم از دوشيزگان فــــــكر خود&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; خاطر غمــــگين دل افسرده را<br /><br />تا به كي در پهلوي خود بنگرم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اين سيه مويان شرهر مرده را<br /><br />بنابراين در حد بضاعت سعي شده‌، موضوع تنهايي و بي توجهي اطرافيان به شريف وادقاني را به كمك اشعار او به&nbsp; تصوير كشيده شود. اميد است كه در آينده زواياي ديگري شخصيت او نظير دوري از وطن و بي‌تابي از اين موضوع ، اعتقاد ديني و علاقه به پيامبر و خاندانش به رشته تحرير درآيد.<br /><br />&nbsp;]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>عزاداری در وادقان</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.vadeghan.info/1388/10/post-76.php" />
    <id>tag:www.vadeghan.info,2009://1.126</id>

    <published>1388-10-02T07:33:02Z</published>
    <updated>1388-10-02T13:17:18Z</updated>

    <summary>دو باره محرم از راه رسید و جهان اسلام در عزای بزرگ پا سدار اسلام ، حضرت ابا عبدالله حسین و یاران با وفایش که یکی از بزگترین وقایع  جهان بشریت را رقم زدند ، به سوگ نشست. تکایا در هر کوچه و برزن برپا گردیده و مساجد واماکن مذهبی با پارچه های مزین به اشعارمعروف محتشم کاشانی ( که در رسای واقعه عاشورا سروده شده است) سیاه پوش میگردد.  
       در این میان مردم روستای ما  كه از قديم ايام ازعاشقان  حضرت ابا عبدالله حسین بوده‌اند  و اين موضوع در تركيب بند مولانا محمد شريف وادقاني ( اشعار بالا بند اول آن است ) به خوبي روشن است‌ ، در هیئتی که از قدمت 48 ساله برخوداراست  و به نام بزرگ پرچمدارصحرای کربلا حضرت ابوالفضل العبّاس می باشد ، خود را  در عزای سرور و سالار شهیدان سهیم می کنند. علاوه بر عزاداران هیئت ابوالفضل  که قدیمی تر در حسینیه و اکنون در مسجد  به عزاداری می پردازند، گروهي دیگر در مهدیه که جای مرحوم شیخ حسن فاضلی در بین آنها بسیار خالی است ( و به نام هیئت انصارالمجاهدین است ) عزا داری می کنند.   </summary>
    <author>
        <name>محمود نظري</name>
        
    </author>
    
        <category term="مقالات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="عزاداریدروادقان" label="عزاداری در وادقان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="cs" xml:base="http://www.vadeghan.info/">
        <![CDATA[<br /><img alt="تصویر بند انگشتی برای xxx3.jpg" src="http://www.vadeghan.info/assets_c/2009/12/xxx3-thumb-100x134-83.jpg" class="mt-image-none" style="" width="100" height="134" />روز عزاي شاه شهيـــــدان عالم است&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; يا صبح محشر است كه نامش محرم است<br /><br />خورشيد سر به پيش زخجلت فكنده است&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; از غصه ماه كاسته و چـــــرخ در هم است<br /><br />اشك ملائـــك است كه خوانند انجمنش&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; خورشيد نيست برفلك آن شمع ماتم است<br /><br />هم صبح سوخت خرقه شــب از شراره آه&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp; &nbsp; هم&nbsp; چرخ را كبود رخ از سيلي غـــــم است<br /><br />ما زنده مانده‌ايــــم تو سنگين دلي نگر&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp; بر ما سپهــــــــر سنگ ببارد اگر كم است<br /><br />تا گفتند واقعه كــــــــــــربلا به من&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; آب بقا به مشرب من زهر ارقـــــم است<br /><br />تا بهر عــزا چو سايه‌ فتاده‌است بر زمين&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp; هر سرو سرافراز كه در باغ عالـــــم است<br /><br />آتش به گـــــريه آمده از ماتم حسين&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; از آب شعله سرزده است&nbsp; از غم حسين<br /><br />&nbsp;<br /><br />سلام برمحرم و کربلای پر شکوهش<br /><br />سلام بر محرم وتشنگی و حسین غریبش<br /><br />سلام بر محرم و ابوالفضل علمدارش<br /><br />سلام بر محرم و دل شکسته زینب اش<br /><br />سلام بر محرم وبازوی قا سم و قامت اکبرش<br /><br />سلام بر محرم&nbsp; و گهواره اصغرش<br /><br />سلام بر محرم و مسلم وحبیب و حر آزاده ش<br /><br />&nbsp;<br /><br />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; دو باره محرم از راه رسید و جهان اسلام در عزای بزرگ پا سدار اسلام ، حضرت ابا عبدالله حسین و یاران با وفایش که یکی از بزگترین وقایع&nbsp; جهان بشریت را رقم زدند ، به سوگ نشست. تکایا در هر کوچه و برزن برپا گردیده و مساجد واماکن مذهبی با پارچه های مزین به اشعارمعروف محتشم کاشانی ( که در رسای واقعه عاشورا سروده شده است) سیاه پوش میگردد.&nbsp;&nbsp; <br />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در این میان مردم روستای ما&nbsp; كه از قديم ايام ازعاشقان&nbsp; حضرت ابا عبدالله حسین بوده‌اند&nbsp; و اين موضوع در تركيب بند مولانا محمد شريف وادقاني ( اشعار بالا بند اول آن است ) به خوبي روشن است‌ ، در هیئتی که از قدمت 48 ساله برخوداراست&nbsp; و به نام بزرگ پرچمدارصحرای کربلا حضرت ابوالفضل العبّاس می باشد ، خود را&nbsp; در عزای سرور و سالار شهیدان سهیم می کنند. علاوه بر عزاداران هیئت ابوالفضل&nbsp; که قدیمی تر در حسینیه و اکنون در مسجد&nbsp; به عزاداری می پردازند، گروهي دیگر در مهدیه که جای مرحوم شیخ حسن فاضلی در بین آنها بسیار خالی است ( و به نام هیئت انصارالمجاهدین است ) عزا داری می کنند.&nbsp;&nbsp;&nbsp; <br /><br />&nbsp;&nbsp;&nbsp; عزاداری در هیئت ابوالفضل&nbsp; از اول ماه محرم با مراسم روضه خوانی که در سه نوبت قبل از اذان ظهر ، بعد از ظهر و بعد از نماز مغرب و عشاء ( که کمی دیرتر اقامه می گردد ) برگزار می گردد، شروع مي شود. آقا محسن موسوی و در حال حاضر غلامحسين حاجي‌زاده ( خادمان مسجد) براي حضور مردم در مسجد با نوار روضه ای که دارند آنرا از بلندگوی پخش می کند تا مردم درآنجا حضور پیدا کنند. با حضور مردم در مسجد و پس از صرف چاي، نعمت الله ملکی به مدیحه سرایی می پردازد . پس از مدیحه سرایی&nbsp; حضرت حجه‌السلام و المسلمين ملكي كه چندين سال است وظيفه روحاني روستا را به عهده دارد‌، به منبر رفته و به&nbsp; تشریح&nbsp; ابعاد واقعه عاشورا می پردازد كه در اینجا جا دارد یاد مرحوم حاج شیخ هاشم تقدیری سبزواری و حاج شيخ ماشاالله ملکی که سالهای متمادی در این ایام به روضه خوانی می پرداختند و به گردن همه ما مردم وادقان حق دارند ، گرامی بداریم&nbsp; و برای آنها از خداوند&nbsp; طلب مفغرت نمائیم <br /><br />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; با نزدیک شدن به تاسوعا حسینی ، قبل از مراسم روضه خوانی شب ، دسته سینه زن و اخیراً زنجیرزن از درب مسجد به سوی مصلی به حرکت در می آیند و دوباره همین مسیر را تا بازگشت به مسجد طی می کنند.&nbsp; با فرا رسیدن تاسوعای حسینی که متعلق به قمر بنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس است با حضور افراد روستا که در تهران ، کاشان ، قم و جاهای دیگر ساکنند ، مراسم عزاداری حال وهوای دیگری پیدا می کند. در این روز افرادی که نام آنها عباس است ، ضمن اینکه مفتخرند که این اسم برای آنها برگزیده شده است ، با پخت نوعی نان به نام « نان&nbsp; عباسعلی » و توزیع آن بین مردم ، مراتب ارادت خود به سقای دشت کربلا ابراز می دارند. علاوه بر این ،&nbsp; قبل از مراسم رو ضه خوانی پیش از ظهر، دسته سینه زن و زنجیر زن به حرکت در می آید.همچنین عده ایی که در راس آنها حاج حسین خلیلی و حاج عباس احمدي&nbsp; قرار دارند و امسال جاي مرحوم قربانعلي حميدي در بين‌ آنها خالي است ، در تدارک پذیرایی از&nbsp; عزاداران می باشند.&nbsp;&nbsp; <br /><br />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; درقدیمی تر و زمانی که روزها به اندازه کافی بلند بود ، در عصر روز تاسوعا مردم روستا برای عزا داری به « سار»&nbsp; و یا « ون» ( ده پایین و یا ده بالا ) می رفتند و یا منتظر عزاداران سار یا ون می مانند تا بعد از مراسم استقبال آنها ، به عزاداری بپردازند. با فرا رسیدن شب عاشورا ، دسته سینه زن و زنجیر زن به سوی منزل حاج محمدعلی اسماعیلی که بانی پذیرایی را در این شب عظیم به عهده دارد ، به حرکت در می آیند&nbsp; و پس از عزاداری در&nbsp; آنجا ، به مسجد بر می گردند. در مسجد بعد از اقامه نماز مغرب و عشاء&nbsp; و روضه خوانی ، مراسم عزاداری تا پاسی از شب در فضایی تاریک ،&nbsp; به یاد شب عاشورای سال 61 هجری ، برگزار می شود.&nbsp;&nbsp; <br /><br />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; با شروع روز عاشورا ، صدای بلند گوی مسجد ، مهدیه و منزل مرحوم حاج محمد اسلامی که به نوحه خوانی و عزاداری می پردازد ، فضای روستا را از شميّم معنویات عطر آگین می کند . علاوه بر این ، زیارت عاشورا توسط بانوان در منزل افراد برگزار می شود. در این روز&nbsp; قبل از روضه خوانی در مسجد، در منزل حاج رضا حسین زاده و مرحوم حاج علی محمد حیاتی مراسم&nbsp; روضه خوانی برقرار است. همچنین مردم با حضور در درب منزل افرادی که از بیست یکم ماه رمضان ( مراسم نخل برداری قبلی) دعوت حق را لبیک گفته اند ، با نثار فاتحه روح آنان را شاد می کنند. در همین حال نخل ، طوق ها ، جلیته ها&nbsp; وحجله حضرت قاسم با پارچه های مخصوص پوشیده می شوند.&nbsp; با نزدیک شدن به ظهر عاشورا و حضور هرچه بیشتر مردم که سیاه پوشند ، مراسم برداشتن نخل از درب زیارت به سوی مصلی شروع می شود. در ابتدا کودکان با در دست داشتن پرچم در جلو حرکت می کنند. سپس به ترتیب طوق ها ، جلیته ها وعلم&nbsp; به حرکت در می آیند . در پشت سر آن حجله که چندین کودک شیرخوار با لباس مخصوص در آن قرار دارند ، حرکت می کند. سپس نخل ، توسط پایه هایش که هریک از آنها از قدیم ایام متعلق به چند نفر می باشند، حمل می شود. کسانی که نخل را حمل می کنند هراز گاهی با ذکر « یا حسین» از او طلب کمک می کنند. علی حسن زاده درپشت سر نخل ، در حالی&nbsp; که سوار براسبی می باشد، با صدای بلند به مرثیه سرایی می پردازد. بعد از نخل، دسته سینه زن و زنجیر زن قرار دارد و درآخر بانوان حرکت می کنند.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <br /><br />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در بین راه یک نفر با مشک آب به یاد سقّای دشت کربلا گلوی عزاداران را تازه می کند.&nbsp; مردم&nbsp; نیز با دود کردن اسپند ، ذبح گوسفند و عطر آگين نمودن فضا با گلاب محمدی از عزاداران استقبال می کنند . با رسیدن دسته سینه زن و زنجیر زن به مصلی که مزین به تمثال مبارک شهدای روستا&nbsp; و تصاویری از واقعه عاشورا است ، نخل ، طوق ها و سایرعلائم عزا به زمین گذاشته می شود و دسته سینه زن و زنجیر زن نیز با نشستن بر روی زمین به مداحی که توسط مداحان اهل بیت صورت می گیرد ، گوش فرا می دهند.&nbsp; اگر بخواهیم از مداحان و نوحه سرایان نامی به میان آورده شود تا آنجا که به یاد دارم با ید از مرحوم حاج محمود ناظمی، مرحوم ابوالفضل مصطفایی ( كه امسال جايش بسيار خالي است) سیدعلی میرزا اسماعیلی ،&nbsp; آقا محمود ناظری ، محمد باقر اکبریان ، حاج محمد مطیع ،شیخ اصغر ذوالفقاری و اخیراً سعید ذوالفقاری ، حمید احسن زاده و رو ح الله اکبریان یاد شود. بعد از مراسم مد یحه سراي‌، ‌ عزادارن با قرائت فاتحه برای گذشتگان ، نخل ، طوق ها و سایرعلائم عزا را به منوال قبل تا درب زیات به حرکت در می آورند تا نماز ظهر عاشورا را به پاس نماز ظهر عاشورای امام حسین (ع) اقامه نمایند. پس ازاقامه نماز ، علاوه بر پذیرایی از عزاداران هیئت ابوالفضل (ع) در مسجد ، در منزل مرحوم حاج محمد اسلامی و حاج علی حسن زاده نیز از آنها پذیرایی&nbsp; می شود. <br /><br />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بعد از پذیرایی از عزاداران&nbsp; و برقراری آرامش کوتاهی ، در صورتی که عزاداران سار و یا ون در روز تاسوعا به ده ما آمده باشند ،&nbsp; دسته سینه زن و زنجیر زن&nbsp; زیر پرچم حضرت ابوالفضل العباس با حرکت به سوی&nbsp; سار یا ون در آنجا عزاداری می کنند. ولی در صورتی که در روز تاسوعا عزاداران روستای ما به&nbsp; سار یا ون رفته باشند ، منتظر می مانند تا از عزادران&nbsp; سار یا ون استقبال نمود و با آنها&nbsp; عزاداری نمایند. با پایان رسیدن&nbsp; این مراسم و نزدیکی غروب آفتاب به یاد دل پر ازدرد&nbsp; زینب وحال پریشان امام سجاد که از میان اجساد فاجعه غمبار عاشورا و سر بریده حضرت ابا عبدالله حسین عبور داده می شود غربت خاصی حاکم می شود. با غروب آفتاب و فرا رسیدن شب ، مراسم شام غریبان حسین شروع می شود. در این شب عزاداران به یاد&nbsp; اسراي دشت کربلا که در سکوت&nbsp; و تاريكي و تنهايي درد ناکی به سر می برند ، سینه زنی و زنجیرزنی&nbsp; کنار گذاشته وبا حمل فانوس درحالي نوحه خواني مي‌كنند و بر سر خود می زنند، ياد اين شب گرامي مي‌دارند.<br /><br />&nbsp;&nbsp; از صبح روز بعد عاشورا که به روز«ختم» موسوم است ، قاریان به تلاوت قرآن می پردازند و بعد از تلاوت قرآن با دادن صبحانه از آنان پذيرايي مي شود. اگر بخواهیم از قاریانی که درسالهاي نسبتاً دور به تلاوت قرآن مي پرداختند&nbsp; واكنون&nbsp; سربه تیره تراب گذاشته اند ذکری به میان آورده شود ، علاوه بر مرحوم ناظمی که قبلاً از او یاد شد، باید&nbsp; از مرحوم آقا عزیز موسوی، فرهاد مصطفایی ، محمدعلی زراعتکار ، حسینعلی ملکی ، علی توکلی ، مصطفی قلی نظری ، حاج نعمت الله فلاح ، حاج عزت الله فلاحیان و رحمت الله ملکی یاد شود. مراسم تلاوت قرآن تا روز شانزده محرم که به روز « شش » مشهور است، ادامه دارد. در بعد ظهر روز شانزدهم محرم&nbsp; عزاداران با برداشتن جلیته و حرکت از درب مسجد به سوی مصلی ، مراسم عزاداری را که به « دهه اول» از آن یاد می شود، به پایان می رسانند و منتظر اربعین حسینی می مانند.&nbsp;&nbsp;&nbsp; <br /><br />&nbsp;&nbsp; با فرا رسیدن اربعین حسینی ، مردم روستای ما از اربعین تا پایان ماه صفر که به آن « دهه آخر» می گویند ، به عزاداری می پردازند. در روز 28 صفر که مصادف با رحلت نبی اکرم اسلام&nbsp; حضرت محمد مصطفی (ص) و شهادت سبط اکبرش حضرت امام حسن مجتبی (ع) است ، نخل و ساير علائم عزا به استثناي حجله حضرت قاسم همانند روز عاشورا برداشته می شود .&nbsp; در روز 30 صفر که سالروز شهادت&nbsp; هشتمین امام شعیان حضرت امام رضا (ع) می باشد ، گرچه مراسم نخل برداری وجود ندارد ، ولی عزاداران زیر پرچم ابوالفضل العباس همانند روز قبل به سینه زنی و زنجیر زنی&nbsp; می پردازند. براين اساس&nbsp;&nbsp; قبل از روضه خواني پيش از ظهر&nbsp; دسته سينه زن و زنجيرزن از درب مسجد به سوي زيارت شاهزاده طهماسب كه بريال قلمبه ميل كه روبه جانب قنات درب چشمه است، به حركت در مي‌آيد و با عزاداري در آنجا به مسجد برمي‌گردند.&nbsp; <br />&nbsp;&nbsp;&nbsp; بدین ترتیب ماه محرم وصفر که دو ماه عزا و ماتم&nbsp; و در عین حال ماه های زنده نگهداشتن اسلام است ، جای خود را به ماه ربیع الاول که&nbsp; ماه میلاد پیامبر اسلام و امام جعفر صادق(ع) است ، می دهد .&nbsp; با این وجود حماسه حسینی هرگز فراموش نمی شود.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <br />&nbsp;]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.vadeghan.info/1388/10/post-75.php" />
    <id>tag:www.vadeghan.info,2009://1.125</id>

    <published>1388-10-01T06:47:27Z</published>
    <updated>1388-10-02T05:03:19Z</updated>

    <summary> ایام سوگواری حضرت ابا عبدلله الحسین (ع) و اصحاب و یارانش را تسلیت می‌گوییم. برای بزرگداشت این ایام مراسم های سخنرانی و عزاداری توسط هیات‌های مذهبی روستای وادقان در مسجد و مهدیه برگزار می‌شود. 
 

×××سایت روستای وادقان
</summary>
    <author>
        <name>حسین حاجی زاده</name>
        
    </author>
    
        <category term="روزنوشت" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="السلامعلیکیااباعبداللهالحسینع" label="السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="cs" xml:base="http://www.vadeghan.info/">
        <![CDATA[<p>&nbsp;ایام سوگواری حضرت ابا عبدلله الحسین (ع) و اصحاب و یارانش را تسلیت می‌گوییم. برای بزرگداشت این ایام مراسم های سخنرانی و عزاداری توسط هیات‌های مذهبی روستای وادقان در مسجد و مهدیه برگزار می‌شود.&nbsp;&nbsp;</p>
<p>سایت روستای وادقان</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>شب يلدا در وادقان</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.vadeghan.info/1388/09/post-74.php" />
    <id>tag:www.vadeghan.info,2009://1.124</id>

    <published>1388-09-28T06:55:45Z</published>
    <updated>1388-09-30T16:41:33Z</updated>

    <summary>شب يلدا كه بلندترين شب سال است نزد ايرانيان از اهميت خاصي برخودار است. در اين شب طولاني افراد با حضور در منزل افراد بزگتر و بويژه پدر بزرگ و مادر بزرگ اين شب را به شادي برگزار مي‌كنند. در...</summary>
    <author>
        <name>محمود نظري</name>
        
    </author>
    
        <category term="مقالات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="شبیلدا" label="شب یلدا" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="cs" xml:base="http://www.vadeghan.info/">
        <![CDATA[<img alt="xxx3.jpg" src="http://www.vadeghan.info/assets_c/2009/12/xxx3-thumb-100x134-83.jpg" width="100" height="134" class="mt-image-none" style="" />شب يلدا كه بلندترين شب سال است نزد ايرانيان از اهميت خاصي برخودار است. در اين شب طولاني افراد با حضور در منزل افراد بزگتر و بويژه پدر بزرگ و مادر بزرگ اين شب را به شادي برگزار مي‌كنند.

در روستاي ما علاوه بر شب نشيني كه در فصل زمستان مرسوم است و افراد به منظور كوتاه كردن شب‌هاي بلند زمستاني به منزل يكديگر مي‌روند، مراسم اين شب را نيز برگزار مي‌كنند. اين مراسم از هياهوي جامعه شهري در رابطه با گراني ميوه ( بويژه هندوانه و خربزه) و آجيل شب يلدا مبرا است و به سادگي هرچه تمام‌تر برگزار مي‌شود. افرادي كه در اين شب پذيراي ميهمان خود مي‌باشند، كرسي خود را كه تنها وسيله گرمايش در شب‌هاي سرد روستا است گرم مي‌كنند.

آجيل و تنقلات اين شب‌ نيز با آجيل‌هاي معمول تفاوت دارد. صاحب خانه در اين شب گردو و توت خشك، سنجد‌، ترشاله، الگاله، تنده بوداده‌ و جوزه قند براي ميهانان آماده مي‌كند. با حضور ميهمانان اين آجيل‌ها را در سيني روي كرسي قرار مي‌دهد و از ميهمانان پذيرايي مي‌كند.

ميهمانان ضمن خوردن آجيل‌ها با يكديگر به گفتگو و به اصطلاح محلي به اختلاط مي‌پردازند.صحبت‌ها همانند جامعه شهري در زمينه خريد خانه ، اتومبيل و مسايل سياسي دور نمي‌زند، بلكه افراد خاطراتي از گذشته‌هاي دور و نزديك خود تعريف مي‌كردند. با مباحثي از قبيل كم‌ابي، پرآبي‌، دروگرمسير‌، صحراي بوته، خرمنكوبي قم‌، كشاورزي در مزارع اطراف روستا ، صحراي كتيرا‌ و سوزاندن و فروش ذغال سر خود را گرم مي‌نمودند. زن صاحب خانه بيكار  ننشسته و هر از گاهي چاي داغي را چاشني آجيل‌ها مي‌كرد.گاهي اوقات حرف‌هاي  پيرمردهاي كه اكنون سر به تيره تراب گذاشته‌اند براي جوانان و نوجوانان ملال انگيز بود. محمدغلامي گاهي از اينگونه صحبت‌هاي كه بين باباجون مصطفي قلي و عمو خسرو رد و بدل مي‌شد  به تنگ مي‌آمد مي‌گفت : اينها حرفي ديگر ندارند و بلد نيستند  جز اينكه از اين چاه ذغال در‌آيند و وارد چاه ذغال ديگر شوند.

 تنها مرحوم حاج نصرالله سربندي كتاب اشعار لسان الغيب خواجه حافظ شيرازي را داشت. در اين شب كساني كه به ميهماني به منزل او مي‌رفتند از افراد با سواد مجلس مي‌خواست اين كتاب را بردارند و فال خود را از غزالسراي نامي بخواهند. در صورتي اشعار بدرستي توسط فرد خوانده نمي‌شد، آن مرحوم با مراجعه به حافظ خود آنها را ياري مي‌كرد. يادآن شب‌هاي يلدا به خير     ]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>تسلیت</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.vadeghan.info/1388/09/post-73.php" />
    <id>tag:www.vadeghan.info,2009://1.123</id>

    <published>1388-09-28T04:35:52Z</published>
    <updated>1388-09-28T04:38:31Z</updated>

    <summary>درگذشت آقای قربانعلی حمیدی را به مادر، همسر، فرزند و سایر بستگانش تسلیت می‌گوییم....</summary>
    <author>
        <name>حسین حاجی زاده</name>
        
    </author>
    
        <category term="روي خط خبر" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="cs" xml:base="http://www.vadeghan.info/">
        درگذشت آقای قربانعلی حمیدی را به مادر، همسر، فرزند و سایر بستگانش تسلیت می‌گوییم.
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>نه اینکه فکر کنید!!! ( طنز )</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.vadeghan.info/1388/09/post-72.php" />
    <id>tag:www.vadeghan.info,2009://1.120</id>

    <published>1388-09-16T03:59:59Z</published>
    <updated>1388-09-16T04:28:05Z</updated>

    <summary>چند روزی است که به قول قدیمی ها حسابی توی خودم هستم البته نه اینکه فکر کنید قرعه ماموریت های هوایی اداره به نام من خورده است و من مجبورم هر بار و قبل از بستن بار سفر ، وصیت نامه ام را آپدیت کنم و بگذارم گوشه صندوقچه دسکتاپم! نخیر! اصلا هم این طور نیست و مسافرت با هواپیما کلی هم حال می دهد مخصوصا اگر توپول موپولی هم باشد که دیگر هیچ! آدم تا پایان سفر دلش همینطوری هم قنج می رود!

چند روزی است که به قول قدیمی ها حسابی توی خودم هستم البته نه اینکه فکر کنید من الان</summary>
    <author>
        <name>روح الله عسكري</name>
        
    </author>
    
        <category term="مقالات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="طنز،هاتداگ،سوسیسهاوکالباسهایتولیدی،مرحومآنفولانزایمرغیومرحومآنفولانزایفوقحادپرندگان" label="طنز،هات داگ،سوسیس ها و کالباسهای تولیدی،مرحوم آنفولانزای مرغی و مرحوم آنفولانزای فوق حاد پرندگان!" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="cs" xml:base="http://www.vadeghan.info/">
        <![CDATA[<img alt="روح الله عسکری.jpg" src="../../../../roohollah.jpg" class="mt-image-none" style="" width="100" height="137" />چند روزی است که به قول قدیمی ها حسابی توی خودم هستم البته نه اینکه فکر کنید قرعه ماموریت های هوایی اداره به نام من خورده است و من مجبورم هر بار و قبل از بستن بار سفر ، وصیت نامه ام را آپدیت کنم و بگذارم گوشه صندوقچه دسکتاپم! نخیر! اصلا هم این طور نیست و مسافرت با هواپیما کلی هم حال می دهد مخصوصا اگر توپول موپولی هم باشد که دیگر هیچ! آدم تا پایان سفر دلش همینطوری هم قنج می رود!<br /><br />چند روزی است که به قول قدیمی ها حسابی توی خودم هستم البته نه اینکه فکر کنید من الان به اتفاق خانواده و سایر فامیل های وابسته رفته ایم داخل یک عدد ساندویچ فروشی و در حالیکه به اتفاق کلیه مدعوین محترم ،جمعا 23 متر هات داگ سفارش داده ایم و الان داریم برای چگونه گاز زدن آن نقشه می کشیم ، یکهو یک کارشناس می آید وسط&nbsp; صفحه LED ( میگم این تصورات شما هم ماشاء الله چقدر پرتوقع&nbsp; و با کلاس اند! ) و به جای اینکه بگوید %80 سوسیس ها و کالباسهای تولیدی از گوشت تازه لخم بدون چربی گوسفند، تهیه می شوند از کلمات رکیکی مثل غضروف نرم و آشغال گوشت استفاده می کند که واقعا در شان هیچ کارشناسی نیست و آبروی آدم آنهم جلوی خانواده اش مثل سیل جاری می شود!<br /><br />چند روزی است که به قول قدیمی ها حسابی توی خودم هستم البته نه اینکه فکر کنید من برای اینکه طبق دستورات آن تیزر معروف آموزشی - آنفولانزایی عمل کرده باشم مجبور شدم 3530 کارتن ماسک از داروخانه بگیرم تا بعد از هر دم و بازدم خودم یا اطرافیانم، ماسک را آنهم بدون دخالت دست ، داخل یک مشمع فریزر گذاشته و روانه سطل آشغال کنم و حالا نشسته ام و عزا گرفته ام که اگر یک وقت خدای ناکرده این رسانه ها ، آنفولانزای خوکی را هم مثل سایر آنفولانزاهای مرحوم ( مثل مرحوم آنفولانزای مرغی و مرحوم آنفولانزای فوق حاد پرندگان! ) یک دفعه به حال خودش رها کنند و بروند من چه خاکی باید به سرم بریزم با این همه ماسک و سطل آشغال و مشمع فریزر!<br /><br />اصلا اجازه بدهید خودم بگویم! اگر یادتان باشد چند سال پیش یک بنده خدایی با یک ماده خیلی خیلی بدی خودکشی کرد( البته فقط اسمش بد است ولی کارش اصلا هم بد نیست مخصوصا اینکه در زمانهای دور که تیغ اختراع نشده بود کلی کار نیاکان ما را هم راه می انداخت! ) اگر مطلب را گرفتید من فقط با ارسنیک اش کار دارم که معلوم نشد چطور یکدفعه سر از برنج های وارداتی آنهم از کشورهایی که آمار خودکشی در آنها اصلا بالا نیست ، سردرآورد! من چند روزی است که دارم به این فکر می کنم که ورود ارسنیک به جهنم(!) حالا چطور یک شبه از توی برنج های ما کوچ کرد و ما را در غم هجران خود باقی گذاشت! اولش فکر کردم تجار وارد کننده برنج یک شبه تمامی بارهای فروخته شده و نشده را از توی بازار جمع آوری کرده و از ترس اینکه مبادا کسی مسموم شود آنها را مثل زباله های اتمی در جایی گم و گور کرده اند که عقل جن هم به آن نمی رسد و دوباره همان شب مشغول واردات بی رویه(نمی دانم چرا هر وقت اسم واردات می آید زبانم همینجوری می رود سمت بی رویه!به هر حال ببخشید زبان است دیگر و برباد دهنده چیزهای سبز!) از کشورهای دیگر شده اند بعد گفتم شاید صنوفی که به نوعی با برنج سر و کار دارند وزارت بهداشت را تهدید کرده اند که اگر بر برنج وارداتی نظارت نکند آنها بر طبق وظیفه اخلاقی خود ، کسب و کار را تعطیل نموده و آنگاه برای گذران زندگی مجبور خواهند شد بروند سبزیکاری !به هر حال خدا را شکر قضیه هر چه بود ختم به خیر شد اما مردم توی این مدت خیلی اضطراب داشتند و چهارچشمی به برنامه های خبری خیره بودند تا ببینند کارشناسان سرانجام چه خواهند گفت!!!]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>ابهام زدایی از غدیر</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.vadeghan.info/1388/09/post-71.php" />
    <id>tag:www.vadeghan.info,2009://1.119</id>

    <published>1388-09-16T03:36:04Z</published>
    <updated>1388-09-16T03:43:09Z</updated>

    <summary><![CDATA[آیا می دانید اهل سنت چه جوابی به حدیث متواتر غدیر می دهند ؟و چگونه برگزیده شدن علی به این مقام را توجیه می کنند؟پس این مطلب را&nbsp; هم بخوانید .همه می دانند که در غدیر چه اتفاقی افتاد(البته برخی...]]></summary>
    <author>
        <name>صادق مصلحی</name>
        <uri>http://moslehivadeghani.parsiblog.com/</uri>
    </author>
    
        <category term="مقالات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="ابهامزداییازغدیر" label="ابهام زدایی از غدیر" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="cs" xml:base="http://www.vadeghan.info/">
        <![CDATA[<img alt="صادق مصلحی.jpg" src="http://www.vadeghan.info/Thumb_5656.jpg" class="mt-image-none" style="" width="110" height="146" />آیا می دانید اهل سنت چه جوابی به حدیث متواتر غدیر می دهند ؟<br />و چگونه برگزیده شدن علی به این مقام را توجیه می کنند؟<br />پس این مطلب را&nbsp; هم بخوانید .<br />همه می دانند که در غدیر چه اتفاقی افتاد(البته برخی سعی کرده اند که اصل جریان را هم انکار کنند اما این کار آنها مانند اینست که در روز روشن بخواهند خورشید را انکار کنند) هر چند همه جزییاتش مشخص نیست اما همه بریک چیز اتفاق نظر دارند .پیامبر مردم را در زمینی به نام غدیر خم جمع کرد و به آنها گفت من کنت مولاه فهذا علی مولاه <br />شیعیان این ماجرا را مربوط به تعیین خلافت بلافصل حضرت علی می دانند و میگویند مراد پیامبر صلی الله علیه وآله این بود که هر کس ولایت و سرپرستی مرا قبول دارد و من مولای او هستم علی مولا و سرپرست اوست وبا این کار و بیان این جمله علی علیه السلام را رسما به جانشینی خود نصب کرد.<br />اهل سنت می گویند این ماجرا برای این بود که در آن ایام گروهی از مسلمانان از رفتار علی علیه السلام ناراحت شده و از وی بدگویی می کردند وپیامبر می خواست تا به آنها سفارش کند که علی را دوست داشته باشند توضیح ماجرا اینست که&nbsp;&nbsp; قبل از مراسم حج علی علیه السلام&nbsp; که سرپرست کاروان جمع آوری صدقات و خراج اهل یمن بود در نزدیکی مکه سرپرستی کاروان را به یکی از همراهان خود سپرد و تنها خود را به پیامبر رساند پس از ملاقات پیامبر وقتی&nbsp; به سوی کاروان&nbsp; باز گشت دید آنان لباسهایی که در اموال به صورت بسته شده بود را باز کرده و برتن کرده اند .امیرالمومنین با ناراحتی لباسها را پس گرفته وبه صورت قبل در بسته ها قرار داد اینکار حضرت&nbsp; موجب نارضایتی و خشم عده ای شد به صورتی که&nbsp; وقتی به محضر پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدند شروع به بدگویی و شکایت از علی علیه السلام کردند اما پیامبر(ص) آنان را از بدگویی در باره علی علیه السلام به شدت نهی کرد و به آنها گفت :علی در کار خدا سختگیر است پس اورا سرزنش نکنید <br />ماجرای یمن مورد قبول شیعه نیز می باشد اما به چند دلیل واضح روشن است که ربطی به ماجرای عظیم و بی سابقه غدیر ندارد <br />1-عظمت اجتماع غدیر (به خاطر جمعیت زیاد و هوای گرم و مکان بی آب و علف همراه با خطبه ای طولانی )نشان اهمیت دلیل تشکیل چنین اجتماعی است که اعلام دوستی علی هر چند بسیار مهم است اما نه به این اندازه که بیش از صد هزار نفر را در آن هوای گرم و بیابان بی آب و علف ساعتها&nbsp; نگه دارد تا به آنها دوستی علی را سفارش کند با توجه به اینکه&nbsp; ماجرای یمن درنوع خود (برخورد شدید کارگزاران پیامبر که موجب دلخوری سایرمسلمانان شده باشد) منحصر به فرد نیست در حالیکه این چنین اجتماعی فقط برای همین یک مورد با دقت و اهمیت زیاد ثبت شده و هیچ مورد مشابهی گزارش نشده .<br />2- بعد از اینکه پیامبر دست علی را گرفته وبلند کرد و عبارت معروف من کنت مولاه فعلی مولاه را گفت به مسلمانان دستور داد تا با علی بیعت کنند ومسلمانان ضمن تبریک گفتن به حضرت علی علیه السلام با ایشان به عنوان امیر المومنین بیعت کردند در حالیکه دوستی علی مثل دوستی سایر مسلمانان است وچیز تازه ای نیست و جایی برای تبریک گفتن و دلیلی برای بیعت کردن ندارد.<br />3-مفهوم&nbsp; واژه مولی در این عبارت را می توان از بیان شاعران و ادیبان صدر اسلام فهمید <br />حسان بن ثابت انصاری پس از واقعه غدیر برخاست و چند بیت شعر سرود <br />فقال له قم يا علىّ فانّنى&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; رضيتك من بعدى اماما و هاديا<br />پس پیامبر گفت یا علی برخیز بدرستیکه من راضی هستم که تو بعد از من امام و راهنما باشی<br />4- روایتهایی که بیانگر حقیقت واقعه عظیم غدیر است جایی برای شک باقی نمی گذارد خصوصا که با آیات سوره مائده هم همراه شودبرخی از مفسرین این آیات را درارتباط با ماجرای غدیر دانسته اند<br />&nbsp;به این آیات و نکات آن توجه کنید<br />(5) المائدة :&nbsp; 67<br />يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَ (67)<br />چند نکته:<br />1-خدا همه قران را به تدریج نازل کرد اما فقط اینجا گفت بلغ (ابلاغ کن)<br />2-به نظر می رسد پیامبر در ابلاغ این یک مورد قدری نگران بود و به قول معروف این پاو اون پا می کرد.<br />3-احتمالا پیامبر از مخالفت یا دشمنی عده ای(الناس)می ترسید که خدا می گوید خدا تورا حفظ می کند(پس نترس)<br />4- از لحن آیه بر می آید که این رسالت مورد تاکید اهمیت خیلی زیادی داشته.<br />(5) المائدة :&nbsp; 3<br />الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً <br />در این روز اتفاق مهمی افتاده که کافران را مایوس کرده و دین کامل شده و نعمت پرودگار تمام شده و دین اسلام مورد پسند پرودگار برای مسلمانان قرار گرفته این اتفاق مهم چیست؟<br />آیا کافران منتظر چه بودند و در چه چیزی جز رحلت پیامبر و بی سرپرست شدن امت اسلام امید داشتند؟<br /><br /> ]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>چراغ های وادقان</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.vadeghan.info/1388/09/post-70.php" />
    <id>tag:www.vadeghan.info,2009://1.118</id>

    <published>1388-09-16T03:33:47Z</published>
    <updated>1388-09-16T03:49:26Z</updated>

    <summary> یک هفته ای می گذرد از عصری که از پشت پنجره مینی بوس به آن روستا نگاه کردم و برگشتم.اما انگار روحم آنجا ماند و من تنها بازگشتم.کوهها از کنار هم کنار می روند ومینی بوس از روستای کوهستانی...</summary>
    <author>
        <name>زینب اسماعیلی</name>
        
    </author>
    
        <category term="مقالات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="چراغهایوادقان" label="چراغ های وادقان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="cs" xml:base="http://www.vadeghan.info/">
        <![CDATA[<img alt="zemestan.jpg" src="http://www.vadeghan.info/zemestan.jpg" class="mt-image-none" style="" width="110" height="83" /> یک هفته ای می گذرد از عصری که از پشت پنجره مینی بوس به آن روستا نگاه کردم و برگشتم.اما انگار روحم آنجا ماند و من تنها بازگشتم.کوهها از کنار هم کنار می روند ومینی بوس از روستای کوهستانی وادقان بیرون می آید .چراغ های تنهای روستا یک به یک پیدا می شود.<br /><br />&nbsp;*****<br /><br />با یکی از آخرین مینی بوس های محله از روستای وادقان بیرون آمدیم که به کاشان وبعد تهران برگردیم. صبح روزهای تعطیل ،اغلب جوانها و اهالی مهاجرت کرده محل به روستا می ایند و غروب روستا خلوت می شود . غروب روزهای شلوغ هم روستا دلگیر بود چه برسد به اینکه&nbsp; پسرها و عروس و داماد ها و نوه های روستا هم بروند.<br /><br />مثل همه جا بود و هیچ جا. مثل روستاهایی که در کتاب ها و داستان ها بود.آدم ها همدیگر را به خوبی می شناسند یا نسبت داشتند و یا به تازگی فامیل شده اند. غریبه ها را سخت می پذیرند بیش ازآنچه شنیده بودم و فکر می کردم . تصور نمی کردم که عنوان خبرنگار کمکی به پذیرفته شدنم کند پس از خیر استفاده از این عنوان گذشتم.<br /><br />خانه ها در کوچه های&nbsp; ییچ در پیچ&nbsp; و کنا رهم نشسته اند،بعضی از کوچه ها به فضای باز باغ ها می رسد که سوز و سرما را به محل می آورد. اواسط مهر است اما از غروب،سرما و باد در روستا می چرخد.آنها راه باد به روستا هستند. کوچه ها میزبان همیشگی الاغ ها؛یاران با وفای صاحبانشان هستند. مردانی با کفش ها ی پلاستیکی ،بلوزهای کاموایی،کت های دراز و شلوار های آب رفته.<br /><br />چه روستای تلخی است. دست ها و پاها و صورتهایشان از یادم نمی رود. سرما و خشکی هوا دست و پایشان را قاچ قاچ کرده و گل و سیاهی لایش نشسسته . زخم با جان آنها که در زمین کار می کند خو گرفته و لک روی صورتشان جا خوش کرده است.<br /><br />&nbsp;****<br /><br />زمستان پشت بند پائیز می رسد باید هر چه روی درخت هست را پیش از سرما زدن نجات بدهند. علی حسن&nbsp; انگور ها ی سیاه درختش را می چیند و&nbsp; آن دیگری&nbsp; سیب ها ی پائیزیش را.<br /><br />&nbsp; محصول زیادی برای جمع کردن نیست. اینجا دارایی افراد چیزی بیش از چند درخت&nbsp; و چند متر زمین نیست. چند درخت گردو،انجیر،بادام،سیب و انگور تمام ملک و محصول مردم اینجاست و تمام راه امرار معاششان.<br /><br />&nbsp; درخت تمام دارایی مردم وادقان است و چند بند آب.روستایی که برای به دنیا امدن در آن هیچ نظری از آنها پرسیده نشد اما انها انجا را بیش از هر جای دیگری دوست می دارند.<br /><br />مردم اینجا همدیگر را به نوع خاصی صدا می کنند،هر پسر یا دختری با نام پدر یا مادرش و یا صفتش خوانده می شود.بعضی بد اقبال ها هم با اشتباهی که یک بار مرتکب شده اند صدا زده می شوند.لهجه و نوع گویش هم به خودی خوی می تواند افراد محلی را از غریبه ها جدا کند البته بماند که نوع ،رنگ پوست و شکل چهره کارت ملی همه وادقانیهاست.<br /><br />مسجد محل همیشه فعال است به خصوص اگر در اطراف مسجد ساکن باشی راهی نداری غیر از آنکه زندگیت را با مسجد تنظیم کنی. جالب اینجاست که مسجد محل گروهی مخالف هم دارد که حتی برای انجام عبادات روزانه به آنجا نمی روند؛ ماجرا به یک جدال چند ساله بر می گردد. کوچه ای بوده که در تعریض مسجد به مالکیت آنجا در آمده&nbsp; و مخالفان مسجد محل فعلی آن را غصبی می دانند.<br /><br />غیر ازمسجد،هیات ، تکیه ، مصلی و زیارت هم در این روستا هست که به نظر می رسد نشانه اهمیت مسایل مذهبی در ذهن مردم است. قبرستان هم در ورودی محل است .<br /><br />&nbsp;****<br /><br />باغ ها در بالا و پائین محل قرار دارند که حتما تابستان خنکی را به مهاجران برگشته به محل به ارمغان می آورند.<br /><br />مسیر رودخانه از بالا تا پایین محل کشیده شده و هر از گاه سیلی می آید و&nbsp; باغ ها&nbsp; را در می نوردد.هنوز اثرات سیل پارسال هست، ریشه های آویزان درخت های گردو و حتی بوته های پا درهوای رز.<br /><br />نزدیکی باغ ،صدای دهل می آید سال پر آبی پشت سر گذاشته شده که البته هیچ توفیری در کشت مردم نکرده است. آنها مثل کشور ما به اقتصاد تک محصولی عادت کرده اند و تنها به همان درختان گردو ،انگور و ... دلخوشند.<br /><br />آدرس سایت وادقان روی دیوارها به رنگ سیاه نوشته شده است ،سایت برای یک روستا را نمی دانم نشان چه چیز بگیرم ؛آنهم برای ما که سایت به معنی پایگاه خبری است.اما سایت داشتن این روستا آنهم با مطلب و عکس از روستا که زود هم&nbsp; به روز می شود جالب است.<br /><br />&nbsp;*****<br /><br />از آن غروب که مینی بوس پیچ را رد کرد و من به پشت نگاه کردم و چراغ های روستا را دیدم، یک هفته گذشته است.<br /><br />می دانم مردم زیر کرسی ها رفته و شب های طولانی پاییز و زمستان را با برنامه های تلویزیون و یک ظرف انگور می گذرانند.<br />ابرها کنار هم جمع می شوند و زمستان سخت روستا زود از راه می رسد. <br />]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>بر باد رفته ها</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.vadeghan.info/1388/09/post-69.php" />
    <id>tag:www.vadeghan.info,2009://1.117</id>

    <published>1388-09-16T03:31:50Z</published>
    <updated>1388-09-16T04:44:18Z</updated>

    <summary>می‌تواند پنجره‌ای باشد گشوده رو به یک پرچین کاه‌گلی، با منظره‌ای از درختان در هم پیچیده و سبز، کشیده شده تا خط آبی افق، آنجا که اتاق‌های مخروبه در دل آسمان نشسته است.

می‌تواند کوچه‌باغی باشد با ردیفی از درختان گردو، به مقصد سلخِ پرآب پشت باغ‌ها، روزنه‌ای برای تماشای آب‌تنیِ کودکانِ دیروز.

می‌تواند سنگی باشد سخت، افتاده بر بستر رودخانه‌ای خشک، لگدمالِ گام‌های پرشور، در تماشای پیوند عمیق صخره‌ها با آب زلال قنات نو.

می‌تواند درختی باشد پر برگ، گسترده بر داربستی چوبی، با نوجوانی آویخته بر شاخه‌هایش، و انگورهای درشت و شیرینی که در میان دلهره‌ی سر رسیدنِ صاحب باغ چیده می‌شوند به مهارت استادانه‌ی دستانی تند و تیز.

می‌تواند توپ چهل تکه‌ای باشد، زخمیِ ضربات شامگاهیِ کفش‌های لاستیکی، بر فراز زمین سنگلاخ دره‌ای که سیل ویرانگر، مهمان همیشگی‌اش بود.

می‌تواند عاشقانه‌ای باشد آرام، بر سطرهای کاغذی سپید، در میان انبوه کاغذهای مچاله شده، دل‌نگرانِ انتخابی دشوار، که کدامین بیت بیشتر دل می‌رباید از مالک آن چشمان سیاه که هر پنجشنبه عصر از قبرستان ناهموار دِه، خانه‌ی خیالیِ کوچکی می‌سازد برای دمی نفس کشیدن، زندگی کردن.

می‌تواند قلمی باشد، آفریننده‌ی کلماتی نو بر صفحه‌های «انتظار»، چشم به راهِ ستایشی در خور، خام ولی امیدآفرین، نشسته بر دستان نوجوانانی رؤیا پرداز، به امیدِ گوشه چشم سردبیر برای نوشتن «حرف آخر».

می‌تواند در قامت دبیر کانونی باشد بی تاج و تخت سلطانی، جارویی در دست برای زدودن خاک‌های سالنی قدیمی، با ترسی از سرنوشت جلسه‌ی فرهنگی فردا.

می‌تواند انعکاس صدای تنبک «سیّد» و نقد آهنگین «علی» باشد در شبی لبریز از موسیقیِ مبتدیانه در مدرسه‌ی راهنماییِ بالا، و یا یادآور جدال شیشه‌ای و کودکانه‌ی دل‌سپردگانِ «حاج کاظم» و «سلحشور» در  بعد از ظهرهای «نمایش فیلمِ» مدرسه‌ی ابتداییِ پایین.

می‌تواند صندلیِ خالیِ محفلی باشد که در آن بر آتش دودستگی و اختلاف می‌دمند، و یا مجمعِ جمع بی‌شماری که رفاقت‌ها، اندیشه‌ها و حتی عشق‌هاشان را بر ویرانه‌ی فکرهای فاصله‌ساز و آینده‌سوزِ گذشتگان‌شان بنا کرده‌اند.

می‌تواند یادی باشد بر عزیزانی که در وطنِ گمشده‌مان در خاک کردیم. یادی از پدری، مادری، برادری، خواهری، پدربزرگ و یا مادربزرگی که دو انگشتِ اشارتِ ما را بگیرند و بر سنگ یادبودشان و انگار بر تنِ خاک‌ خورده‌شان بنشانند، به مرورِ خاطره‌ای و تبرّکِ فاتحه‌ای.

و اکنون می‌تواند جویبار اندیشه‌ای باشد، برآمده از چشمه‌ی جنبشی سبز که سیاهی‌ها را برنمی‌تابد. جمعِ جوانانی که ریشه در یک خاک دارند ولی شاخ و برگ در اجتماعی گسترده به وسعتِ ایران.

*

... می‌تواند دورنمای روستایی باشد که همه‌ی این‌ها هست و این همه نیست.
پیش از این‌ها اما، این تارنمای نشسته بر دنیای اینترنت می‌تواند گریزگاهی شاید زودگذر باشد، برای دوستانی که زمانی بر یک سفره می‌نشستند و حالا هر یک به تیری از این زمانه‌ی بی آب و نانِ امروز گرفتار آمده‌اند و گاه سالی می‌گذرد و گیرم به یک پیامک هم که شده، از روزگارِ هم سراغی نمی‌گیرند!
</summary>
    <author>
        <name>مجتبی خلیلی</name>
        <uri>http://vadeghan.persianblog.ir</uri>
    </author>
    
        <category term="روزنوشت" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="وادقان" label="وادقان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="cs" xml:base="http://www.vadeghan.info/">
        <![CDATA[می‌تواند پنجره‌ای باشد گشوده رو به یک پرچین کاه‌گلی، با منظره‌ای از درختان در هم پیچیده و سبز، کشیده شده تا خط آبی افق، آنجا که اتاق‌های مخروبه در دل آسمان نشسته است.<br /><br />می‌تواند کوچه‌باغی باشد با ردیفی از درختان گردو، به مقصد سلخِ پرآب پشت باغ‌ها، روزنه‌ای برای تماشای آب‌تنیِ کودکانِ دیروز.<br /><br />می‌تواند سنگی باشد سخت، افتاده بر بستر رودخانه‌ای خشک، لگدمالِ گام‌های پرشور، در تماشای پیوند عمیق صخره‌ها با آب زلال قنات نو.<br /><br />می‌تواند درختی باشد پر برگ، گسترده بر داربستی چوبی، با نوجوانی آویخته بر شاخه‌هایش، و انگورهای درشت و شیرینی که در میان دلهره‌ی سر رسیدنِ صاحب باغ چیده می‌شوند به مهارت استادانه‌ی دستانی تند و تیز.<br /><br />می‌تواند توپ چهل تکه‌ای باشد، زخمیِ ضربات شامگاهیِ کفش‌های لاستیکی، بر فراز زمین سنگلاخ دره‌ای که سیل ویرانگر، مهمان همیشگی‌اش بود.<br /><br />می‌تواند عاشقانه‌ای باشد آرام، بر سطرهای کاغذی سپید، در میان انبوه کاغذهای مچاله شده، دل‌نگرانِ انتخابی دشوار، که کدامین بیت بیشتر دل می‌رباید از مالک آن چشمان سیاه که هر پنجشنبه عصر از قبرستان ناهموار دِه، خانه‌ی خیالیِ کوچکی می‌سازد برای دمی نفس کشیدن، زندگی کردن.<br /><br />می‌تواند قلمی باشد، آفریننده‌ی کلماتی نو بر صفحه‌های «انتظار»، چشم به راهِ ستایشی در خور، خام ولی امیدآفرین، نشسته بر دستان نوجوانانی رؤیا پرداز، به امیدِ گوشه چشم سردبیر برای نوشتن «حرف آخر».<br /><br />می‌تواند در قامت دبیر کانونی باشد بی تاج و تخت سلطانی، جارویی در دست برای زدودن خاک‌های سالنی قدیمی، با ترسی از سرنوشت جلسه‌ی فرهنگی فردا.<br /><br />می‌تواند انعکاس صدای تنبک «سیّد» و نقد آهنگین «علی» باشد در شبی لبریز از موسیقیِ مبتدیانه در مدرسه‌ی راهنماییِ بالا، و یا یادآور جدال شیشه‌ای و کودکانه‌ی دل‌سپردگانِ «حاج کاظم» و «سلحشور» در&nbsp; بعد از ظهرهای «نمایش فیلمِ» مدرسه‌ی ابتداییِ پایین.<br /><br />می‌تواند صندلیِ خالیِ محفلی باشد که در آن بر آتش دودستگی و اختلاف می‌دمند، و یا مجمعِ جمع بی‌شماری که رفاقت‌ها، اندیشه‌ها و حتی عشق‌هاشان را بر ویرانه‌ی فکرهای فاصله‌ساز و آینده‌سوزِ گذشتگان‌شان بنا کرده‌اند.<br /><br />می‌تواند یادی باشد بر عزیزانی که در وطنِ گمشده‌مان در خاک کردیم. یادی از پدری، مادری، برادری، خواهری، پدربزرگ و یا مادربزرگی که دو انگشتِ اشارتِ ما را بگیرند و بر سنگ یادبودشان و انگار بر تنِ خاک‌ خورده‌شان بنشانند، به مرورِ خاطره‌ای و تبرّکِ فاتحه‌ای.<br /><br />و اکنون می‌تواند جویبار اندیشه‌ای باشد، برآمده از چشمه‌ی جنبشی سبز که سیاهی‌ها را برنمی‌تابد. جمعِ جوانانی که ریشه در یک خاک دارند ولی شاخ و برگ در اجتماعی گسترده به وسعتِ ایران.<br /><br />*<br /><br />... می‌تواند دورنمای روستایی باشد که همه‌ی این‌ها هست و این همه نیست.<br />پیش از این‌ها اما، این تارنمای نشسته بر دنیای اینترنت می‌تواند گریزگاهی شاید زودگذر باشد، برای دوستانی که زمانی بر یک سفره می‌نشستند و حالا هر یک به تیری از این زمانه‌ی بی آب و نانِ امروز گرفتار آمده‌اند و گاه سالی می‌گذرد و گیرم به یک پیامک هم که شده، از روزگارِ هم سراغی نمی‌گیرند! <br />]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>میراث وادقان</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.vadeghan.info/1388/09/post-68.php" />
    <id>tag:www.vadeghan.info,2009://1.116</id>

    <published>1388-09-16T03:29:46Z</published>
    <updated>1388-09-16T05:02:01Z</updated>

    <summary>پويائي وطراوت يك جامعه به ارزش نهادن بر گذشته ان جامعه است واز جمله راههاي اين مهم ،حفظ ونگهداري اثار به جاي مانده از گذشته است كه ميراث نام دارد  ودر تقسيم بندي به دو دسته ميراث معنوي ومادي ودر قالب كلي ميراث فرهنگي گفته مي شود

روستاي وادقان قدمتي به پهناي تاريخ دارد كه متاسفانه در گذر زمان ،نپرداختن به گذشته ومستند نكردن وقايع وحوادث واشياءواماكن تاريخي ان موجب شده است تا نسل امروز انچنان كه بايسته وشايسته است از وادقان ندانند ومي طلبد انهائي كه به داشتن پسوند وادقاني در انتهاي اسم خود مفتخرند كاري كنند كه ديگر نياز نباشد در هر جائي بابت اين پسوند توضيحي ارائه دهند كه وادقان روستائي است در اطراف كاشان وباز مجبور باشند بگويند اين روستا در طرف نياسر ومشهد اردهال قرار دارد .شناساندن روستائي كه به داشتن شاعري چون محمد شريف وادقاني به عنوان جلوه اي ماندگار از ميراث فرهنگي مفتخر است به توضيحي غير از اين، كسر شان همه انهائي است كه اين پسوند، انتهاي اسمشان خودنمائي مي كند
متاسفانه بناهاي تاريخي وادقان در گذر زمان دستخوش حوادث طبيعي وغير طبيعي گشته و از بين رفته است اما براي نگهداري از اشياء واموال تاريخي هنوز دير نشده است وماندگاري ميراث معنوي كه در قالب مراسمهاي مذهبي وتفريحي وغيره نمود دارد جد وجهدي مضاعف مي طلبد چندي پيش مستند سازي وثبت يكي از اين ميراث معنوي روستا به بن بست خورد چرا كه سنت طبل زني در ماه مبارك رمضان به دنبال مرگ اخرين نفري كه اين نواي دل انگيزرا مي نواخت براي هميشه از ذهن ها رفت واين روزها در صفحه وبسايت وادقان مطلبي به چشم مي خورد كه اخرين حافظه تاريخي وادقان هم رفت .گذر زمان از يكسو وبي توجهي عمومي ونخبگان ومتوليان امر از ديگر سو، دو عاملي است كه كمر به نابودي باقيمانده ميراث گذشته بسته است تا دير نشده كاري كنيم كه جايگزيني خبر تلخ در گذشت اخرين حافظه تاريخي روستا با خبرمسرت بخش ثبت ومستند نگاري اولين اثر فرهنگي ،تاريخي روستا ما را از شرمندگي گذشتگان وايندگان وا رهاند  به اميد انروز
</summary>
    <author>
        <name>محسن مصلحی</name>
        
    </author>
    
        <category term="روزنوشت" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="میراثوادقان" label="میراث وادقان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="cs" xml:base="http://www.vadeghan.info/">
        <![CDATA[<img alt="ghadimi.jpg" src="http://www.vadeghan.info/ghadimi.jpg" class="mt-image-none" width="224" height="152" />پويائي وطراوت يك جامعه به ارزش نهادن بر گذشته ان جامعه است واز جمله راههاي اين مهم ،حفظ ونگهداري اثار به جاي مانده از گذشته است كه ميراث نام دارد&nbsp; ودر تقسيم بندي به دو دسته ميراث معنوي ومادي ودر قالب كلي ميراث فرهنگي گفته مي شود<br /><br />روستاي وادقان قدمتي به پهناي تاريخ دارد كه متاسفانه در گذر زمان ،نپرداختن به گذشته ومستند نكردن وقايع وحوادث واشياءواماكن تاريخي ان موجب شده است تا نسل امروز انچنان كه بايسته وشايسته است از وادقان ندانند ومي طلبد انهائي كه به داشتن پسوند وادقاني در انتهاي اسم خود مفتخرند كاري كنند كه ديگر نياز نباشد در هر جائي بابت اين پسوند توضيحي ارائه دهند كه وادقان روستائي است در اطراف كاشان وباز مجبور باشند بگويند اين روستا در طرف نياسر ومشهد اردهال قرار دارد .شناساندن روستائي كه به داشتن شاعري چون محمد شريف وادقاني به عنوان جلوه اي ماندگار از ميراث فرهنگي مفتخر است به توضيحي غير از اين، كسر شان همه انهائي است كه اين پسوند، انتهاي اسمشان خودنمائي مي كند<br />متاسفانه بناهاي تاريخي وادقان در گذر زمان دستخوش حوادث طبيعي وغير طبيعي گشته و از بين رفته است اما براي نگهداري از اشياء واموال تاريخي هنوز دير نشده است وماندگاري ميراث معنوي كه در قالب مراسمهاي مذهبي وتفريحي وغيره نمود دارد جد وجهدي مضاعف مي طلبد چندي پيش مستند سازي وثبت يكي از اين ميراث معنوي روستا به بن بست خورد چرا كه سنت طبل زني در ماه مبارك رمضان به دنبال مرگ اخرين نفري كه اين نواي دل انگيزرا مي نواخت براي هميشه از ذهن ها رفت واين روزها در صفحه وبسايت وادقان مطلبي به چشم مي خورد كه اخرين حافظه تاريخي وادقان هم رفت .گذر زمان از يكسو وبي توجهي عمومي ونخبگان ومتوليان امر از ديگر سو، دو عاملي است كه كمر به نابودي باقيمانده ميراث گذشته بسته است تا دير نشده كاري كنيم كه جايگزيني خبر تلخ در گذشت اخرين حافظه تاريخي روستا با خبرمسرت بخش ثبت ومستند نگاري اولين اثر فرهنگي ،تاريخي روستا ما را از شرمندگي گذشتگان وايندگان وا رهاند&nbsp; به اميد انروز <br />]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>دو شعر تازه</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.vadeghan.info/1388/09/post-67.php" />
    <id>tag:www.vadeghan.info,2009://1.115</id>

    <published>1388-09-16T03:27:55Z</published>
    <updated>1388-09-16T04:30:33Z</updated>

    <summary>می­تواند نفس خود را زیر فرمان آورد

هر که جان را سوی جانان بهر قربان آورد</summary>
    <author>
        <name>ابوالفضل محمدزاده</name>
        
    </author>
    
        <category term="مقالات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="دوشعرتازه" label="دو شعر تازه" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="cs" xml:base="http://www.vadeghan.info/">
        <![CDATA[<img alt="بدون عکس.jpg" src="http://www.vadeghan.info/assets_c/2009/12/no-picture-thumb-100x132-74.jpg" class="mt-image-none" style="" width="100" height="132" /><br /><b>فرمانبردار</b><br /><br />می­تواند نفس خود را زیر فرمان آورد<br /><br />هر که جان را سوی جانان بهر قربان آورد<br /><br />می­شود قربانیش در پیشگاه حق قبول<br /><br />هر که با صدق و صفا رو سوی جانان آورد<br /><br />تاج عزت می گذارد در جهان حق بر سرش<br /><br />هر که نفس خویشتن را تحت فرمان آورد<br /><br />جان چه باشد لایق قربانی درگاه او<br /><br />«مور رانی از ملخ نزد سلیمان آورد»<br /><br />هر که دارد میل جانان سوی او باشد روان<br /><br />آب را سرچشمه­اش در جو به جریان آورد<br /><br />نغز بیتی آورد ساغر ز صائب گوش کن<br /><br />آن که شعر دلکشش آرامش جان آورد<br /><br />این همه گوهر ز دریای معانی بر کنار<br /><br />صائب از عشق سخن سنجان کاشان آورد<br /><br /><br /><b>گلشن طبیعت</b><br /><br /><br />شد موسم تفرج در دامن طبیعت<br /><br />مردم به جشن و شادی در مامن طبیعت<br /><br />دیو سیاه سرما بربست بار خود را<br /><br />چون دید رخت شادی شد بر تن طبیعت<br /><br />بشنو هزار شیدا خواند به شور و غوغا<br /><br />بر روی شاخساران در گلشن طبیعت<br /><br />سرسبز گشته صحرا با باد نوبهاری<br /><br />گردیده غرق در گُل پیراهن طبیعت<br /><br />شمشاد و سرو و سوسن استاده در نیایش<br /><br />بهر سپاس یزدان در دامن طبیعت<br /><br />گردیده «ساغر» دل لبریز از می وصل<br /><br />خشنود ساقی بزم از دیدن طبیعت<br /><br /><div><br /></div>]]>
        
    </content>
</entry>

</feed>
