روستاي وادقان

درباره اين نويسنده

مجید محسنی

دفعات مشاهده اين مطلب

249مشاهده

مطالب اتفاقي

مطالب پرطرفدار

لوگوي دوستان

سايت هاي وادقاني

زندگی نامه مولانا محمد شریف وادقانی

- بدون نظر | بدون بازتاب

بسم الله ای شریف رقم بخش نامه را                  از حمد کردگار علم ساز خامه را

     مولانا محمد شریف وادقانی از شاعران نیمه دوم قرن دهم و اوایل قرن یازدهم می باشد . زادگاه او به قول عبدالباقی نهاوندی در کتاب "مآثر رحیمی " روستای وادقان کاشان بوده است  . او در این مورد می نویسد : « مولانا محمد شریف از اواسط الناس قریه بادقان کاشان است و در اوایل سن به صحبت شعرا مِِیل پیدا کرد و قدم در وادی شاعری نهاد . »

     تاریخ تولد محمد شریف به روشنی در دست نیست اما به قول نهاوندی که او را از شاگردان محتشم کاشانی ( متوفی 996)  می داند  : « اکنون که سنه 1024هجری است در آن ملک (هندوستان) می باشد و متاهل و صاحب عیال است و پیری او را در یافته است ..... » می توانیم تولد او را سال 950 تا960 ﻫ ق بدانیم چرا که اوج شاعری محتشم کاشانی در نیمه دوم قرن دهم بوده و در این زمان محمد شریف میباید در عنفوان جوانی باشد .

  از جای دیگری نیز می توان به زمان تولد شریف پی برد و آن این که او  در یکی از قصاید خود اینگونه  به مرگ فرزندش اشاره می کند :

درسینه سوخت داغی وتاریخ یاد داشت            کرد از سه حرف داغ شریف قلندرش

نخلش   به چل بهار    دمانید   غنچه ای               گلبرگ ناشده ز چمن برد    صرصرش

عمر روان   عبارت   از او بود  شد   روان              جاری نگشته آب  جوانی به جو درش

سر  زیر خاک   برد    نهالی  که  عمرها                می خواستم   نشینم  در  سایه   برش  

   خداوند در چهل سالگی فرزندی به او عطا کرده است که در کودکی خزان مرگ ریشه نهال وجود او را خشکانده و شاعر تاریخ مرگ اورا با سه حرف « داغ » برابر می داند . بر این اساس اگر سال این مصیبت را طبق حروف ابجد 1005 هـ ق بدانیم و سن فرزند را  در زمان مرگ کمتر از ده  سال  تصور کنیم ، در می یابیم که سال تولد آن فرزند حدود   سال 995هـ ق بوده است و با توجه به اینکه به قول خود شاعر در زمان تولد آن فرزند سن او چهل سال بوده است  ، می توان گفت که سال تولد محمد شریف می بایست  بین  سالهای 955تا 965هـ ق  باشد .   هرچند  به  قول استاد صدری کاشانی   ( مصحح کتاب تحفه الدستور و گرد آورنده دیوان محتشم کاشانی )سال فوت فرزند محمد شریف همان سال تولدش  بوده ،که در این صورت سال تولد شاعر سال 965هـ ق خواهد بود .

     محمد شریف در جوانی از زادگاهش به کاشان آمده و به کسب و کار می پردازد ، خود او در باره مهاجرتش از روستا به شهر می گوید :

راست گویم این شریف پرده در          عقل دشمن گشت از اسرار تو

روستا مردی به شهری در فتاد           ده   فرامش  کرد   در   بازار تو

     محمد شریف در جوانی به دلیل موزون بودن طبع و تمایل به تصوف و درویشی به شعر روی آورده و در شهر کاشان به شاگردی مولانا محتشم کاشانی - بزرگترین مرثیه سرای شعر پارسی - در آمد ودیری نپایید که با سرودن غزلهایی زیبا و عارفانه حر ف او بر سر زبانها افتاد . مانند این دو بیت :

پرتو حسن تو آن روز که بر طور افتاد         آتش رشک به جان من مهجور افتاد

هر که را بود زمژگان تو زخمی به شد            جگر   پاره ما   بود  که  نا سور افتاد

     تقی الدین کاشی در باره محمد شریف می نویسد : « اکثر اوقات ملازمت و خدمت درویشان و اهل سلوک می نمود و در وادی اشعار و امداد ایشان گوی سبقت از سایر معتقدان مریدان این طایفه می ربود چنانکه ممیزان اشعار در فن شاعری اورا صاحب وقوف دانسته و غزلیات برجسته اش را در اوراق سفاین خویش درج فرمودند . »

     مولانا محمد شریف وادقانی پس از کمال در وادی عرفان و تصوف و شعر مانند بسیاری از دیگر شاعرانِ هم عصرِ خود به سوی هند رهسپار شد و سبب هجرت او را تقی الدین کاشی اینگونه می نویسد : « به سبب عناد شعرا و حسد ارباب حقد و بی سامانی و قلت حاصل ،  بر حال بودن و محل توقف در این جانب ندید و لهذا متوجه دیار هند گردید و رخت سلوک به آن صوب کشید . »

     اما عبدالباقی نهاوندی سبب مهاجرت او را اینگونه می نویسد : « چون فانی مشرب و درویش طبیعت بود در لباس فقر و درویشی از وطن مألوف به اراده سیر و سیاحت بیرون آمد .»

     مولانا محمد شریف دائماً در هجرت بود و طبع بلند او تمایلی به یک جا ماندن نداشت و به اکثر شهرها و بلاد هند سفر کرد چنانکه خود او می گوید :

یک دم به عمر خویش نیاسوده ایم ما         تا  بوده ایم   بادیه  پیموده ایم ما

او پس از مدتها سیر و سفر به خدمت "محمد قطبشاه" در گلکنده رسید و تا پایان عمر همانجا ماند .

     اگر چه مولانا محمد شریف وادقانی نزدیک به نیمی از عمر خود را در سفر گذراند و هرگز به موطن خود باز نگشت اما هیچگاه یاد شهرو دیار را از فکر خود بیرون نراند و همواره در آرزوی بازگشت به کاشان و دیدار دیار و خویشان می سوخت و آنان که او را در هندوستان می دیدند او را همان روستایی کاشی می یافتندکه هیچ تغییری در او ایجاد      نشده است . او در اشعارش به کاشانی بودن خود افتخار می کند که به نمونه های زیر می توان اشاده کرد :

شریف از بهـــر تحقیـق معــانی          مرا از خــاک کاشــان آفریدند

یا:

به هرجا گوش ننهد کس به گفت و گوی مشتاقان          چنین گوهر شریف آن به که در کاشان فرو ریزد

     مولانا محمد شریف وادقانی در سرودن اشعار به شاعران تراز اول نظر خاصی داشته است ، او در قصاید به خاقانی شروانی و در غزلیات به حافظ و مولانا در ترجیع بند به سعدی توجه داشته و از آنجا که اینان سرآمدان شعر پارسی    بوده اند ، سعی نموده است اشعاری را به استقبال از آنها بسراید . در این خصوص تقی الدین کاشی در خلاصه الاشعار   می گوید : « شریف قصیده ای را در مدح پیامبر اکرم (ص) در پاسخ به قصیده ای از خاقانی سروده است و از آن قصیده درستی اعتقاد و قوت شاعری وی معلوم توان کرد . » قصیده محمد شریف  با این دو بیت آغاز می شود :

صبح از فسـان چـرخ برآورد خنجــرش                 دهر آتشین حصار شد از خنجر زرش

معجز گری است صبح که در کارگاه چرخ            جادوی شب دکـان نگشـاید برابرش

و قصیده خاقانی ، با این دو بیت آغاز می شود :

صبح از حمایل فلک آهیخت خنجرش           کیمخـت کوه ادیم شد از خنجــر زرش

هر پاسبـان که طـره بام زمـانه گشت          چون طره سر بریده شد از زخم خنجرش

نمونه های زیادی از اشعارمحمد شریف در استقبال از حافظ ، خاقانی ، مولانا و سعدی وجود دارد که ذکر آنها در این مقال نمی گنجد و خوانندگان محترم می توانند در این مورد به مقدمه برگزیده دیوان مولانا محمد شریف وادقانی مراجعه نمایند .

     اندیشه و اعتقادات محمد شریف را می توان از اشعارش دریافت  اما همچنان که از اشعار بسیاری از شاعران در یافته می شود اعتقادات او در قصاید و غزلیات دو جنبه متفاوت دارد ، او در قصاید، مسلمانی است متشرع که پیرو و شیفته اهل بیت (علیهم السلام ) بوده و به پیامبر(ص) و خاندان او عشق می ورزد و ائمه اطهار (سلام الله علیهم اجمعین ) را تنها راهگشا و منجی انسانها دانسته و بارها و بارها در اشعار خود آنان را می ستاید . چنانکه می گوید :

در راه اهل بیت شریف آنکه سر نهاد          او را خدای در دو جهان بختیار کرد

یا :

هزار شکر که چون روز رو سفید آمد          به مهر شاه ولایت شریف کاشانی

او در بعضی از قصاید هنرمندانه  نام تمامی ائمه (علیهم السلام )را در چند بیت به دنبال هم بیان کرده و با این کار عشق و علاقه وافر خود را به ایشان نشان می دهد مانند این چند بیت :

اگر به دیده روشن قدم نهد شرف است                حسین آنکه ز بعد حسن به جای علی است

دعای عابد و باقر  بقای جـان   من است               وفـای   جعـفر صادق   مرا وفای علی است

به موسی و ز علی بن موسی است به کام           زبان  نادره سنجــم که در ثنای علی است

دوای خـود ز تقـی و   نقـی اگر جـویم                   هرآن دوا که از ایشان رسد دوای علی است

ز غیر عسگـری  و مهـدی است  بیگانه                 دل شریف پسندم که آشنـای علی است

     اما او در غزلیات عارفی است پاکباخته که تمامی تعلقات دنیایی را به سخره می گیرد و حتی نمادهایی را که مسلمانان و عرفای دیگر قبول دارند زیر پای می گذارد . او با شهرت و. مقام و نام می ستیزد و تنها به غم و رنجی که از جانب معشوق می رسد رضایت می دهد و تنها به دوست می اندیشد و معشوق را در همه کار مختار می داند :

می کوش در جفا و ستم کز غمت دلم         با خود قرار محنت و آزار داده است

یا :

پوشیده ندارم ز کسی دلق می آلود          از زهد فروشان به کنارم همه دانند

و :

پیشوایی به جز از عشق نداریم شریف              دل مـا را سخـن فاضـل و عاقل نبرد

**********

     از دیوان مولانا محمد شریف وادقانی نسخه های خطی و میکروفیلم هایی  موجود است که عبارتند از :

1- نسخه خطی به شماره 1278 به خط نستعلیق در کتابخانه بنگال هند

2- نسخه خطی به شماره 1280 به خط نسخ در کتابخانه بنگال هند

3-میکرو فیلم( پوزیتیو) از نسخه خطی شماره 1 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران

4-  میکرو فیلم( پوزیتیو) از نسخه خطی شماره 1 در کتابخانه دانشکده ادبیات دانشگاه مشهد

5- میکرو فیلم( نگاتیو) از نسخه خطی شماره 1 در کتابخانه آستان قدس رضوی

     نسخه خطی شماره 1 مشتمل بر 746صفحه 15سطری نوشته شده که به ترتیب شامل 950غزل ، 180رباعی ، 67 قصیده ، 18قطعه ، 2مثنوی، 6ترجیع بند و 3 ترکیب بند بوده و مجموعاً بیش از یازده هزار بیت می باشد که در برگزیده چاپ شده بالغ بر 3931بیت از تمامی انواع اشعار محمد شریف انتخاب گردیده است .

 «»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»

در خصوص سبک شعری محمد شریف و ویژگی های ادبی و هنری شعر او و آنچه در تذکره ها در باره او آمده است مطالبی در مقدمه برگزیده دیوان محمد شریف آمده است که علاقه مندان  می توانند به آنجا مراجعه نمایند .

 در پایان غزلی از مولانا محمد شریف وادقانی  :

خون مرا بریز و صواب از شــریف پرس            پایان کار روز حسـاب    از شریـف پرس

افسانه ای بگوی و به خوابم کن از وصال            می پرسی از کلام و کتاب از شریف پرس

از حرف شیخ و برهمنم نیست بهـره ای             معلوم این سؤال و جواب از شریف پرس

مطرب ز پرده ام چه سرایـد  زبان تـار                سرّ من حریص شراب از شریــف پرس

دارم چو شیشه گریه و چون جام زهرخند         تعبیر این نمونـه خـواب از شریـف پرس
                                                                                                    

 والسلام علی من اتبع الهدی
  
مجیــد محسنی وادقانی

ارسال نظر

بدون بازتاب

http://www.vadeghan.info/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/65لینک بازتاب: