شب يلدا در وادقان
نوشته شده توسط محمود نظری   
شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۲۹

شب يلدا كه بلندترين شب سال است نزد ايرانيان از اهميت خاصي برخودار است. در اين شب افراد به منزل افراد بزرگتر خانواده، بويژه پدر بزرگ و مادر بزرگ‌ها مي‌روند و اين شب را به شادي برگزار مي‌كنند.

در روستاي ما علاوه بر شب نشيني كه به منظور كوتاه كردن شب‌هاي بلند زمستاني مرسوم است، مراسم اين شب را نيز برگزار مي‌كنند. تدارك شب يلدا از هياهوي جامعه شهري و گراني ميوه ( بويژه هندوانه و خربزه) و آجيل مبرا است و مراسم  با آجيل هاي سنتي به سادگي هرچه تمام‌تر برگزار مي‌شود.

تا آنجا كه به ياد دارم  افرادي كه در اين شب پذيراي ميهمان خود مي‌باشند، كرسي خود را كه تنها وسيله گرمايش در شب‌هاي سرد روستا است، گرم مي‌‌كردند. آجيل اين شب‌ كه از آجيل‌هاي سنتي همانند گردو و توت خشك، سنجد‌، ترشاله، الگاله، تنده بوداده‌ و جوزه قند بود، در ظروف مخصوص به خود آماده مي‌كردند. با حضور ميهمانان، صاحب خانه اين آجيل‌ها را در سيني روي كرسي قرار مي‌دهد تا از ميهمانان پذيرايي ‌كند.

افراد صاحب خانه و ميهمان قبل از برگزاري مراسم نكاتي را مبني بر رعايت برخي مسايل به كودكان خود گوشزد مي‌كردند و از آنان مي‌خواستند در حضور ميهمانان و صاحبانه شلوغ كاري نكنند. با رسيدن ميهمانان صاحب خانه آجيل‌ها را روي كرسي مي‌چيد و از آنها مي‌خواست كه مشغول خوردن شوند. ميهمانان ضمن خوردن آجيل‌ها با يكديگر به گفتگو و به اصطلاح محلي به «اختلاط» مي‌پرداختند.صحبت‌ها همانند جامعه شهري در زمينه خريد خانه ، اتومبيل و مسايل سياسي دور نمي‌زند، بلكه افراد خاطراتي از گذشته‌هاي دور و نزديك تعريف مي‌كردند.مباحثي از قبيل كم‌ابي، پرآبي‌ سال گذشته، دروگرمسير‌، صحراي بوته، خرمنكوبي قم‌، كشاورزي در مزارع ، صحراي كتيرا‌ و سوزاندن ذغال، نقل مجلس بود و افراد  با اين حرف ها سر خود را گرم مي‌كردند. زن صاحب خانه نيز بيكار  ننشسته بود و ضمن تعارف آجيل ها‌، هر از گاهي چاي داغي را چاشني آنها مي‌كرد.

داستان‌هاي كه مادر بزرگ‌ها براي بچه‌ها تعريف مي‌كردند نيز جالب بود. بارزترين آن داستان موش و كلاغ بود كه كلاغ براي زمستان خود همه چيز فراهم كرده بود و موش آهي در بساط نداشت و از كلاغ  مي‌خواست كه به او صرفاً اجازه خوابيدن در لانه‌اش بدهد. ولي موش كه گرسنه بود هر از گاهي به مواد غذايي دستبرد مي زد. كلاغ كه از او مي‌پرسيد كه چكار مي‌كني موش مي‌گفت در جايم راحت نيستم. كلاغ مكان موش را عوض‌مي‌كرد. اين وضعيت  تا جايي ادامه پيدا مي‌كرد كه كلاغ به ناچار موش را از خانه خود بيرون‌ مي‌كرد.

گرچه داستان مادر بزرگ بسيار شيرين و دلچسب بود‌، ولي حرف‌هاي پيرمردهاي كه اكنون سر به تيره تراب گذاشته‌اند براي جوانان و نوجوانان حاضر در مجلس ملال انگيز بود و آنان را بي‌تاب مي‌كرد.  هنوز فراموش نمي‌كنم  زماني كه باباجون مصطفي قلي و عمو خسرو خاطرات گذشته خود را مرور مي‌كردند، آقاي محمدغلامي  (فرزند عموخسرو)از اينگونه صحبت‌ها به تنگ مي‌آمد‌،مي‌گفت : اينها حرفي ديگر ندارند و بلد نيستند جز اينكه از اين چاه ذغال در‌آيند و وارد چاه ذغال ديگر شوند.

تنها مرحوم حاج نصرالله سربندي كتاب اشعار لسان الغيب خواجه حافظ شيرازي را داشت. در اين شب كساني كه به منزل او مي‌رفتند از افراد با سواد مجلس مي‌خواست اين كتاب را بردارند و فال خود را از غزالسراي نامي بخواهند. در صورتي افراد نمي‌توانستند، اشعار را به بدرستي بخوانند ، آن مرحوم با مراجعه به حافظه خود آنها را ياري مي‌كرد.

ياد آن شبهاي يلدا به خير

نظرات (14)Add Comment
0
m-r
دسامبر 21, 2011
81.90.152.98
آرا: +0
...

اقاي نظري
اين عكس را از سايت روستاهاي ديگر اخذ نموده ايد
ايا اين كار صحيح است؟

روح الله عسکری
روح الله عسکری
دسامبر 22, 2011
94.182.2.255
آرا: +0
...

البته که صحیح نیست ولی همانطور که می بینید نام منبع عکس و نام عکاس در پایین آن ذکر شده است واین کار صحیح و قانونی است

mehdi
mehdi
دسامبر 22, 2011
173.244.166.40
آرا: +0
...

خدا همه گذشتگان را رحمت کند عمو خسرو یادمون هست ولی بابا جون قولی رو نه به هر حال ممنون از یاد اوری گذشتگان

mehdi
mehdi
دسامبر 22, 2011
173.244.166.40
آرا: +0
...

این کیه روح الله که از هیچی خبر نداره بیشتر توجیهش کن رفیق

mehdi
mehdi
دسامبر 22, 2011
173.244.166.40
آرا: +0
...

شما مطلب بنویس عکسشو از جایی دیگه اخذ کن منبع هم نمیخاد

محمود نظری
محمود نظری
دسامبر 24, 2011
217.218.168.100
آرا: +0
...

در ارتباط باموضوع مطرح شده لازم به ذكر است مديريت سايت به گذاشتن عكس‌هاي از روستا و يا مراسم روستادر باره مطالب مختلف بگذارد. ازآنجا كه اين مطلب قبلاً تهيه شده بودو قراربود در سال گذشته در سايت قرار گيردبدليل تداخل شب يلدا باماه محرم آنرا براي ساين نفرستادم واگر امسال هم درسايت قرار نمي‌گرفت كار به سال آينده موكول مي‌گرديد. به هرحال اگر شما عكسي از شب يلدا وادقان داريد آنرا بفرست تا جايگزين گردد. در ضمن اصل موضوع كه مطلب است به فراموشي سپرده شده‌است و تنهاعكس آن مهم شده‌است

0
m-r
دسامبر 24, 2011
81.90.152.98
آرا: +0
...

اقا خيلي ممنون
متقاعد شدم
از نوشتن مطالب وجمع اوري ان و عكس متشكرم

0
m-r-a
دسامبر 24, 2011
81.90.152.98
آرا: +0
...

اقاي نظري اقاي عسگري
خيلي اززحمات شما متشكريم
واز شما اقايان اگر گاهي اوقات جمله يا حرفي مي گويم عذر خواهي ميكنم

روح الله عسکری
روح الله عسکری
دسامبر 24, 2011
78.38.206.75
آرا: +0
...

خواهش میکنم اتفاقا با آقای نظری و آقای حاجی زاده صحبت بر سر همین بود که عکسها متناسب با روستا باشد و این عکس اصلا مربوط به وادقان نیست واز این به بعد تلاشمان این خواهد بود تا چهره سایت کاملا وادقانی باشد به هر حال از نظرات خوب شما ممنونم

0
.mehdi
دسامبر 25, 2011
173.244.166.40
آرا: +0
...

نه مطلب فراموش نشده عکس هم برای بعضی دوستان مهم شده

0
m-r-a
دسامبر 26, 2011
81.90.152.98
آرا: +0
...

اقاي نظري
دست شما درد نكند
مطالب خوبي بود
من يادم هست در زمان قديم از ابان واذز به بعد كه روزها كوتاه وشب ها بلند مي شد به خصوص فصل زمستان كه كار كشاورزي نبود عمدتا كشاورزان و فاميل ها و بزرگان
شب ها به ديدن هم ميرفتند براي بادام شكستن كمك هم مي كردند به قول معروف شب شيريني ميكردند وميرفتند

0
خودت حدس بزن
ژانویه 09, 2012
79.132.202.64
آرا: +0
...

مطالب محتوایی نداردsmilies/wink.gifsmilies/grin.gif

محمود نظری
محمود نظری
ژانویه 11, 2012
217.218.168.100
آرا: +0
...

ضرورتي به حدس زدن وجود ندارد. به نظرات همه احترام قائل هستيم

0
نا اشنا
فوریه 24, 2012
91.99.82.122
آرا: +0
...

عید آمد ولی مطلب شب یلدا جدیدترین مطلب سایت است

نظر خود را اینجا وارد کنید
 
  کادر کوچکتر | کادر بزرگتر
 

busy