جدیدترین مطلب وادقان

شب يلدا در وادقان

شب يلدا كه بلندترين شب سال است نزد ايرانيان از اهميت خاصي برخودار است. در اين شب افراد به منزل افراد بزرگتر خانواده، بويژه پدر بزرگ و مادر بزرگ‌ها مي‌روند و اين شب را به شادي برگزار مي‌كنند.در روستاي ما علاوه بر شب نشيني كه به منظور كوتاه كردن شب‌هاي بلند زمستاني مرسوم است، مراسم اين شب را نيز برگزار مي‌كنند. تدارك شب يلدا از هياهوي جامعه شهري و گراني ميوه ( بويژه هندوانه و خربزه) و آجيل مبرا...

ادامه متن

مطلب پرطرفدار

ترياك كاري در وادقان

ترياك كاري يكي از فعاليت‌هاي كشاورزي بود كه در دوره قبل انقلاب اسلامي ايران در وادقان رواج داشت. از آنجا كه كاشت خشخاش با مجوز دولت صورت مي‌گرفت، بر اين اساس هر از چند سالي مجوز كاشت خشخاش به روستاي ما داده مي‌شد. چون كشت خشخاش از صرفه اقتصادي برخودار بود ، كشاورزان از دادن مجوزمذكور خوشحال بودند و از سال مذكور به سال ترياك كاري ياد مي‌كردند. كاشت خشخاش درفصل پاييز صورت مي‌گرفت كه پس از شخم زمين ،آنرا...

ادامه متن
از عمه خانم تا دكتر محمود
نوشته شده توسط محمود نظری   
يكشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۵۶

طبابت در روستا ما به موازات تغييرات در علم پزشكي تغيير پيدا كرده‌است‌. اين تغييرات در جهت مبارزه با بيبمارهاي واگيردار و ساده كه منجر به فوت افراد بويژه كودكان  بوده است و اميد به زندگي و را افزايش داده است.  علاوه بر اين داروهاي گياهي جاي خود را داروهاي شيميايي داده است و طبابت كه درزمره مشاغل زنان بوده است جا ي خود رابه حكيم و سپس پزشك داده است. 

در قديم به دكتر و يا بهتر بگويم پزشك، حكيم مي‌گفتند.حكيم بيشتر بر اساس طب سنتي و داروهاي گياهي طبابت مي‌كرد و براي معالجه مردم به نوبت به روستا‌ها مي‌رفت. حكيم در هر روستاي در خانه يك نفر  مستقر بود و  با صاحب خانه به اصطلاح «خانه خواه» بود. يكي از افراد آن خانه نيز به او در موقع طبابت كمك مي‌كردكه در روستا ما «عمه خانم» دختر صاحب خانه دستيار حكيم بود. عمه خانم علاوه بر اينكه به او كمك مي‌كرد طبابت را  از او ياد مي‌گرفت و در غياب حكيم به مداواي مردم مي‌پرداخت. از آنجا كه عمه خانم طبابت را به خوبي فرا گرفته بود، در بين روستاهاي اطراف مشهور شده بود، مردم اين مناطق نيز نزد او مي‌آمدند. طبابت نيز بر اساس مزاج چهارگانه صورت مي‌گرفت. به عبارت ديگر فرد مريض كسي بود كه مزاج‌هاي چهارگانه او  از تعادل خارج شده است و حكيم بايد اين تعادل را برقرار نمايد. علاوه بر مرحوم عمه خانم، والده استاد علي محسني و والده اخوان مصلحي (حاج اباصلت و مرحوم حاج فلامرز) نيز طبيب روستا بودند. 

بعد از اين دوره دكترهاي ( البته نه دكتر به معناي امروزي كه دوره آكادميك گذارنده باشد) از روستاي استرك براي معالجه به روستاي ما مي‌آمدند. ميزا‌آقا مهدي يكي از اين افراد بود. علاوه بر ميرزا آقا مهدي فردي ديگري به نام « شريعتي» كه به او دكتر شريعتي مي‌گفتند، از روستاي استرك به روستاي ما مي‌آمد.دكتر شريعتي بعدها همسر وادقاني اختيار كرد و با اقامت در خانه‌اي (روبروي منزل مرحوم عليمحمد حياتي) كه  در حال حاضر به خانه دكتر معروف است طبابت مي‌كرد ‌.علاوه بر اين  مردم روستاهاي اطراف نيز با تنها وسيله نقليه خود كه به قول مرحوم حاج شيخ هاشم تقديري‌(ره) دراز گوش بود، براي معالجه نزد او مي‌امدند. بطوري كه در درب خانه دكتر هميشه چندين دراز گوش بسته شده‌بود. دكتر شريعتي كه به «آقا كوچكه» مشهور بود در طب سنتي مهارت داشت و بيشتر داروهاي  مورد نياز را خودش مي‌ساخت. افرادي كه به او مراجعه مي‌كردند تنها هزينه داروها را مي‌پرداختند.  به موازات دكتر شريعتي گاهي اوقات دكتر ديگري به نام دكتر حسام در منزل ميان ده حاج صادق فلاح (روبروي قصابي  مرحوم سلطانعلي شعباني) به طبابت مي‌پرداخت و داروهاي مورد نيز را به همراه داشت. مرحوم دكتر افراسيابي كه طبابت را بطور آكادميك گذرانده بود نيز در روستا وادقان به طبابت مي‌پرداخت. اين فرد بعد از مهاجرت به تهران باز هم مردم وادقان درتهران براي طبابت نزد او مي‌آمدند.طبابت در وادقان

يكي از بيماريهاي كشنده در زمان هاي گذشته تب مالاريا و بيمارهاي واگيردار بود. بر اين اساس  دولت با ايجاد اداراتي تحت عنوان اداره ريشه كني مالاريا و مبارزه با بيماريهاي واگير در شهرستان‌ها نمود.  امين اميني وادقاني رييس اين اداره را در شهرستان كاشان بعهده داشت و رحمت الله ملكي وادقاني نيز از كاركنان آن اداره بود. اداره ريشه كني مالاريا و مبارزه با بيماريهاي واگير ضمن سمپاشي در منازل  بر روي ديوار مي‌نوشتند كه در فلان تاريخ د.د.ت ( سم مبارزه با پشه مالاريا) زده شده است. اين نوشته‌ها  هم اكنون نيز در برخي از خانه‌هاي قديمي روستا ديده مي‌شود. علاوه بر اين اقداماتي  براي پيشگيري از بيمارهاي واگيردار و كشنده‌ همانند آبله‌، سرخك ، حصبه و كزاز صورت مي‌گرفت. بر اين اساس هر خانواده‌اي داراي كارت بهداشت بود و روي ان اقدامات انجام شده همانند تاريخ تلقيح واكسن‌ها  و ساير بيماريها و علت فوت  ثبت مي‌گرديد. اين كارت معمولاً در پشت درب خانه افراد همانند كنترل برق با  «سريش» يا «قرا» به ديوار چسبانده شده بود. همچنين ماموران بهداشت با حضور در مدرسه كار واكسن زني دانش‌آموزان را انجام مي دادند.

رحمت الله ملكي نيز از طرف اداره بهداشت كاشان امور بهداشتي روستا را بعهده داشت و هر از گاهي با حضور در روستا به تجويز دارو مي‌پرداخت. او كيفي همانند كيف وكلا  در دست داشت كه در داخل آن دارو‌ ( داروهاي معمول) و تجهيزات پزشكي‌ ( دستگاه فشار خون و ضربان قلب ، اندازه گيري تب) مورد نياز قرار داشت و به منازل افراد مراجعه مي كرد و آنان را معاينه مي‌كرد. يكي از داروهاي كه بسيار تجويز مي‌نمود و در داخل پاكت قرار داشت داروي به نام «چهارگرده» بود كه براي بيشتر مريضي‌ها آنرا تجويز مي‌كرد.

با گسترش بهداشت در روستا‌ها اولين مركز بهداشت در روستاي  «كمال‌الملك» يا «كله» ايجاد شد. اين مركز نيز بدليل عدم كمبود پزشك ايراني از پزشك هندي برخودار بود و فردي به نام حيدري (كه اهل روستاي كله بود) دادن دارو و تزريقات را بهعده داشت. مردم روستاي‌هاي اطراف نيز به اين مركز مراجعه مي‌كردند. بر اين اساس مردم روستاي اطراف با دراز گوش به اين مركز مي‌رفتند. رمضانعلي حياتي  هر از گاهي با وانت ايسوز خود در كوچه‌هاي اصلي روستا با بوق زدن و با اعلام رفتن به كله افراد بيمار را جمع مي‌كرد و نزد دكتر مي‌برد. بعد از مدتي دكتر در برخي از روزها به روستا مي آمد و از انجا كه در روستا محلي براي طبابت نبود. يكي از منازل خالي براي اين كار انتخاب مي‌گرديد. منزل قبلي رجبعلي حياتي (پايين مسجد) و حاج محمد غلامرضايي در زمره اين منازل بود.  با اين وجود در برخي مواقع افراد بيمار به شهر كاشان نيزمراجعه مي كردند. بر اين اساس در شب قبل از اينكه فرد بيمار به كاشان عزيمت نمايند بستگان و اقوام در خانه بيمار جمع مي‌شدند. اين افراد در باره اينكه فرد بيمار به كدام پزشك مراجعه نمايد، بحث و گفتگو مي‌كردند.از آنجا كه افراد اسامي دكترها را بلد نبودند، بيشتر آنها را به محل مطب و يا مبلغ ويزيت آنها مي‌شناختند. براي مثال مي‌گفتند بهتر است به دكتر يك توماني و يا دو توماني مراجعه شود.در شبي كه بيمار از كاشان به روستا بر‌مي‌گشت همانند شبي كه قصد عزيمت به شهر را داشت‌، افراد در خانه بيمار جمع مي‌شدند تا جوياي حال بيمار شوند. ناگفته نماند آنقدر افراد بحث و گفتگو مي‌كردند كه بيمار از اين شرايط خسته مي‌گرديد.

از كار طبابت كه بگذريم  آرايشگري مردان ، كشيدن دندان و مسلمان كردن پسران  تماماً يك شغل و حرفه به شمار مي‌رفت و توسط يك نفر انجام مي‌پذيرفت . در روستاي ما اين كار توسط استاد حسين سلماني صورت مي‌گرفت. او در زمان فعاليت كشاورزي بدليل اينكه مردان در دشت مشغول بكار بودند، وسايل خود را به دشت مي‌برد و در آنجا مردان را اصلاح مي‌كرد و در فصول بيكاري كشاورزان در آفتابرو يا منازل به اصلاح آنها مي‌پرداخت. در كنار اين كار او وسيله كشيدن دادن كه به اصطلاح «قلبتنگ» مي‌گفتند به همراه وسايل آرايشگري خود داشت. وقتي فردي دندانش درد مي‌كرد به كمك اين وسيله و بدون توجه به ضرورت و يا عدم ضرورت كشيدن آن و بدون استفاده از داروي بي حس‌كننده اقدام به كشيدن دندان‌ها مي‌نمود. گاهي اوقات بدليل عدم شناخت و عدم اطلاع بيمار از اينكه كدام دندان درد مي‌كند، اقدام به كشيدن دندان‌هاي سالم نيز مي‌نمود. براي اينكه از خونريزي دندان جلوگيري نمايد مقداري پنبه نيز به همراه خود داشت كه آنرا روي محل دندان كشيده مي‌گذاشت تا خونريزي آن جلوگير نمايد. البته گاهي اوقات بدليل اينكه اين پنبه در مجاورت وسايل آرايشگري بود، پنبه‌ها آغشته به موريزه مي‌گرديد. سپس او به قول امروزي‌ها كلاس كار خود را بالا برد و براي اينكه محل دندان كشيده شده بيماران را اذيت نكند قرص‌هاي مسكن دو رنگي كه به قرص «آكسار» مشهور بود، به آنها مي‌داد. دستمزد كار او در تابستان و سر خرمن با دادن مقداري از بار پرداخت مي‌گرديد. با درگذشت استادحسين سلماني  فرزندان او (سيف‌الله و رحمت‌الله)  تنها كار آرايشگري پدر را ادامه دادند و  مرحوم استاد حمزه وني و مرحوم  استاد عباس ارمكي نيز پسران را مسلمان مي‌كرد. مردم  براي كشيدن دندان به بيمارستان گلابچي كاشان مي‌‌رفتند.

همسر استاد حسين سلماني  كه به خاله شريف مشهور بود كار وضع حمل خانم‌ها را بعهده داشت و به اصطلاح «قابله» بود. علاوه بر خاله شريف  والده حاج صفر اسماعيل زاده و مرحوم خاله پري نيز اين كار را انجام مي‌داند. گوش دختران نيز توسط همين افراد سوراخ مي‌گرديد. كار ترزيقات نيز توسط همسر حاج صادق فلاح و همسر حاج حمزه حسن‌زاده  و سيد علي ميرزا اسماعيلي صورت مي‌گرفت. از آنجا كه وسايل ترزيقات وسايل  همانند امروزه يكبار مصرف نبود، قبل تزريق آمپول آنرا در ظرف آب كوچك مي‌جوشاندند تا وسايل استرليزه شود. در صورتي كه  بر اثر چاقو و يا ساير وسايل برنده به فرد آسيب مي‌رسيد به محل زخم ادار مي‌كردند تا از خونريزي جلوگيري شود و با سوزاندن پارچه آنرا روي زخم قرار مي‌دادند تا زخم بهبود يابد. بعدها به جاي ادار  از داروي به نام «ميركركرم» استفاده مي‌كردند.ميركركرم به بصورت گرد بود به آن آب اضافه مي‌كردند و به محل زخم مي‌ريختند. بعدها ميركر‌كرم جاي خود را به بتادين داد. 

در سال 1356 مرحوم لاجوردي‌‌(صاحب كارخانجات نساجي كاشان) در محل حمام قديمي اقدام به ساخت بهداري نمودد. در ابتدا دكتري هندي به نام دكتر محمود كه پزشك حاذق و باجذبه‌اي بود بيماران را ويزيت مي‌نمود. همسر محمد غلامي، شهيد محمدحسين مصلحي و نصرالله هاشمزاده نيز ساير كارها را از قبيل ترزيقات، دادن دارو و نظافت را انجام مي‌دادند و بعد از دكتر محمود نيز چندين دكتر هندي در بهداري به طبابت پرداختند و افراد ديگري از روستا در بهداري مشغول بكار بودند. با سياست دولت در زمينه افزايش پزشكان و حضور فارغ التحصيلان دانشگاههاي داخلي، دكترهاي هندي  نيز به وطن خود برگشتند و بهداري توسط پزشكان ايراني اداره گرديد.

بدين ترتيب با گذشت زمان و پيشرفت‌هاي كه در علم پزشكي بوجود آمد، مردم روستاي ما نيز از آن بي‌بهره نبودند وسطح بهداشت و اميد به زندگي افزايش يافت و تنها يادگار به جامانده از آن دوران نوشته‌هاي سمپاشي د.د.ت است كه هنوز بر ديواري هاي خانه‌ روستا به چشم مي‌خورد.

نظرات (4)Add Comment
0
nasrollah
ژوئن 22, 2010
80.191.41.227
آرا: +1
...

You are a good writer. It will be good if any small time that you find you write something. The them is good, history. They will be references for future historians.

0
دور دانه
نوامبر 20, 2010
85.185.190.35
آرا: +0
...

سلام
نمیدونم چرا آدم باید با دست خودش خودکشی کنه دیروز داشتم داروهای شرکت کیمیدارو را آنالیز میکردم که متوجه شدم حاوی انواع مواد مفید و مضر است که میتواند منبع انواع بیماری های مختلف باشه که در مدت کوتاهی یک بیمار کم کم عوارض ناشی از این داروهای کم استاندارد را مشاهده نماید پس به سلامتیتان ارزش بیشتری بدهید و به دارویی که مصرف میکنید دقت کنید

محمود نظری
محمود نظری
اوت 13, 2011
217.218.168.100
آرا: +0
...

اطلاع حاصل كرديم دكترمحمود كه اولين پزشك بهداري وادقان بود فوت نموده‌است. ايشان كه اوايل پزشك يراني محدوددر بهداري وادقان وروستاي اطرف به طبابت مي‌پرداخت.ايشان كه پزشك حاذق وباجذبه‌اي بود، مدت مديدي درحدود10سال پزشك روستابود

0
زینب
ژانویه 28, 2012
2.179.96.9
آرا: +0
...

من یه دکتر میشناسم به نام دکتر غلامرضایی که ساکن تویسرکانه احتمال میدم با اون دکتری که توی تهرانه و دکتر طب سنته برادر باشه. مامانم میخواست بره حج تمتع، ولی دل دردش خوب نمیشد یه بار نصفه شب دلش درد میکرد بردمش بیمارستان اونا فکر کرده بودن از قلبشه و مارو تا صبح اونجا نگه داشتن و بعدش فهمیدن اشتباه کردن واقعا خسته نباشن. مامان تهران هم رفت دکترای خوبی بودن یکیشون براش سونوگرافی نوشت فهمیدیم سنگ صفرا داره ولی هنوز حالش خوب نشده بود. نزدیک به رفتنش بود که دیگه داشت از رفتن منصرف میشد داییم به دلیل زخم معده و بیماریهای دیگه ای که داشت با تویسرکان ارتباط داشت اون به مامان پیشنهاد داد ببرتش تویسرکان مامان هم که دیگه هر کاری کرده بود برای خوب شدن پیشنهادشو قبول کرد اونا رفتن تویسرکان . مامان، دایی و زندایی. ساعت 11 نصفه شب نوبتشون میشه و هر سه تایی ویزیت میشن و تا ساعت نزدیک به 3 نصفه شب اونجا بودن مامان میگه تو مطب دکتر پر از داروهای گیاهی بود حتی در اتاقا رو کنده بود و توشون دارو گذاشته بود همشون هم یک سری گیاهان و داروهای گیاهی بودن. اون دکتر کاملا به حرف های مامان گوش داده و این به نظر من خیلی خوبه دکتری که اول حرف مراجعه کننده اشو بشنوه و بعد دست به کار بشه مامان میگه دکتر گفته بوده اگه نوع سنگ صفراتو میدونستم و توی سونوگرافی مشخص شده بود بهتر بود ولی به هر حال مامان با انواع داروهای گیاهی از اونجا برگشت و تو همون دو سه روز اول دل دردش خوب شد داروها رو با خودش به مکه برد و اونجا بهش چای ساز داده بودن تا بتونه دواهاشو دم کنه و بخوره مامان خیلی لاغر شده بود اما حالا که دو ماهی از مکه رفتنش میگذره لاغریش هم تقریبا برطرف شده منم دوست دارم برم و اون دکتر رو از نزدیک ببینم. به نظر من اگه جایی هم طب سنتی جواب نداده به اون خاطر بوده که دکتر های طب سنتی با هم تبادل نظر نکردند یا کم این کارو کردند اونها کتابهای همگونی رو که دقیق باشه ندارن یا اگه دارن ما نمیشناسیم به هر حال امیدوارم بدبینی مردم نسبت به طب سنتی از بین بره و دکترهای این طب نیز با هم همراه باشن من که به دکتر غلامرضایی ساکن تویسرکان اعتقاد خاصی پیدا کردم

نظر خود را اینجا وارد کنید
 
  کادر کوچکتر | کادر بزرگتر
 

busy
 

مقالات اختصاصی وادقان

ستارگان حرم‌: مروري بر زندگي  اسوه هجرت مرحوم حاج شيخ هاشم تقديري سبزواري
مرحوم آيت الله حاج شيخ هاشم تقديري سبزواري (ره) نامي آشنا براي مردم وادقان است و افراد روستا آن عالم وارسته را مي‌شناسند و
۲۶ مرداد ۱۳۹۰, ۰۸.۲۱ بیشتر بخوانید..
بالاخره گاز  در اوج گراني آمد
طي چهل سال گذشته روستاي ما از امكانات زيادي بهرمند شده است كه آخر مورد آن وجود گاز شهري است كه حتي زماني كه مردم با كرسي خانه
۲۲ فروردين ۱۳۹۰, ۱۳.۳۵ بیشتر بخوانید..
بازگشت به 34 سال قبل
از زمانيكه اولين گروه دانش آموزان روستاي وادقان براي ادامه تحصيل در مقطع راهنمايي به روستاي كمال الملك (كله) مي‌رفتند 34 سال
۱۹ مهر ۱۳۹۰, ۱۳.۴۸ بیشتر بخوانید..
آیین هاها در ماه رمضان
 در گذشته های نه چندان دور، ماه مبارک رمضان در روستایمان با آداب و رسوم و آیین های خاصی مانند « هاها »، « کلملجون »، « طبل زدن
۱۶ مرداد ۱۳۹۰, ۰۷.۵۸ بیشتر بخوانید..
از چراغ گرد سوز تا برق منطقه‌اي
مردم روستاي ما همانند اكثر روستا‌هاي كشور در ابتدا در براي روشنايي شب از چراغ گردسوز (براي روشني در منازل) و چراغ بادي (براي
۲۷ خرداد ۱۳۸۹, ۱۵.۲۳ بیشتر بخوانید..
تغییرات در سایت وادقان
با سلام خدمت همه وادقانی های عزیزابتدا از شما ممنون هستیم که طی این هفت سال واندی از فعالیت سایت وادقان با ما همراه و همدل
۰۱ آذر ۱۳۹۰, ۰۳.۵۳ بیشتر بخوانید..
از عمه خانم تا دكتر محمود
طبابت در روستا ما به موازات تغييرات در علم پزشكي تغيير پيدا كرده‌است‌. اين تغييرات در جهت مبارزه با بيبمارهاي واگيردار و
۳۰ خرداد ۱۳۸۹, ۱۱.۵۶ بیشتر بخوانید..

CB Online

غیر فعال

جعبه گفتگو پیام سریع

آخرین پیغام ها: 3 روز, 13 ساعت قبل
  • علی : جلسه قرائت قران وادقانیهای مقیم کاشان این هفته یادبود مرحوم علی نقی صادقی درمسجد امام حسن(ع)برگزار میگردد
  • javad : در حفظ ولايت همگی بيداريم/ازدشمن مرتضى على بيزاريم،تاج گذاري امام زمان(ع) و عيدالزهرا (س)مبارك.
  • mehdi56 : خدا همه گذشتگان را رحمت کند
  • mnazari : درگذشت مرحوم حاج عباسعلي اسماعيلي‌(پدر شهيدرمضانعلي اسماعيلي)را به خانواده آن مرحوم تسليت گفته علو درجات را براي آن مرحوم و صبر وشكيباييبراي بازماندگان آرزومنديم
  • mnazari : درگذشت بانو عمراني پور را به خانواده محترم بويژه جناب حاج نورالله عمراني پورتسليت گفته و براي آن مرحومه علو درجات و بازماندگان صبر جميل آرزو داريم
  • roohollah : البته به دوستان بگویم که تغییرات در حد عوض شدن رنگ و لعاب سایت است و لاغیر!!
  • mehdi56 : چه خبر؟
  • mehdi56 : خدا همه رفتگان را رحمت کند
  • mehdi56 : هفت هشت سال دیگه
  • javad : میشه بپرسم عید چه سالی؟؟؟

فقط کاربران ثبت شده مجاز به ارسال هستند

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز154
mod_vvisit_counterدیروز312
mod_vvisit_counterاین هفته466
mod_vvisit_counterهفته گذشته2304
mod_vvisit_counterاین ماه1900
mod_vvisit_counterماه گذشته9231
mod_vvisit_counterکل بازدیدها108042

در 20 دقیقه گذشته : 11
آی پی شما : 38.107.179.226
,
امروز : 17 بهمن 1390

ورود به سایت

به سایت روستای وادقان خوش آمدید

چه کسی حاضر است؟

 7 مهمان حاضر