|
حمام در روستاي ما همانند ساير امكانات مورد نياز انسان با گذشت زمان دچار دستخوش تغييرات شدهاست و سير تكامل خود را طي نمودهاست. گرچه اين تغييرات در جهت آرامش و آسايش افراد بوده است ولي خاطرات استفاده از امكانات قديمي هنوز هم لذت بخش و شيرين است.
در ابتدا حمام در محل كنوني بهداري قرار داشت. آب اين حمام بدليل عدم لوله كشي آب از قنات درب چشمه و جوي كه رو به جانب روستا بود، تامين ميگرديد. حمام نيز با سوزاندن بوته گرم ميگرديد. براين اساس يك يا دو نفر مسول تامين بوته بود كه هر روز به صحرا ميرفتند و براي حمام بوته مياوردند. علاوه بر اين چون در فصل زمستان امكان تامين بوته كمتربود ، در ساير فصول بوته براي فصل زمستان ذخيره ميكردند. سيستم حمام نيز خزانهاي بود كه در اصطلاح عاميانه به آن خزينهاي ميگفتند. خزينه همانند استخر آب گرم بود كه افراد داخل آن ميرفتند و سپس بيرون ميآمدند و با برداشت آب به كمك ظروف مسي (كه به مشربه مشهور بود) از داخل آن، در كنار آن به شستشوي خود ميپرداختند. در آخر نيز دوبار وارد خزينه ميشدند و با شستشوي خود از حمام خارج ميگرديدند. از آنجا كه علاوه بر مسلمانان ، بهائيان نيز در اين حمام استحمام ميكردند، عالم جليل القدر مرحوم حاج شيخ هاشم تقديري سبزواري (ره) كه وظيفه خطير روحاني روستا را در شرايطي كه فرقه بهايي در وادقان حضور داشتند، به عهده داشت، استفاده بهاييان و مسلمانان را از يك حمام جايز ندانست. بر اين اساس مسلمان تصميم به ساخت حمام جداگانه براي خود نمودند، بهائيان نيز در كنار محفل خود اقدام به ساخت حمام نمودند. در نتيجه اين حمام مخروبه شد و نزد مردم به حمام كهنه مشهور شد.
مسلمانان در زمينهاي مرحوم حاج حرمتالله فلاح اقدام به ساخت حمام نمودند و نام آنرا حمام مهديه گذاشتند. باني اصلي ساخت حمام حاج محمد مطيع بود. او هر روز صبح به درب منزل افراد مي رفت و از آنها ميخواست كه امروز را در ساخت حمام كمك نمايند و افرادي كه براي انها مقدور بود مجاني درساخت حمام كمك ميكردند. اين حمام علاوه بر اينكه به خانهها نزديك بود، آب آن نيز از جوي مبار تامين ميگرديد. حمام مذكور در ابتدا خزينهاي بود، ولي بعداً تبديل به دوش شد و سوخت آن از بوته به نفت كوره تبديل شد. اين حمام داراي يك باب حمام عمومي و دو باب حمام خصوصي بود كه به حمام خصوصي، حمام نمره ميگفتند. شايد فلسفه اين واژه نيز به اين دليل براي آن برگزيده شده بود كه مردم براي استحمام از اين حمام بايد نوبت و شماره ميگرفتند.
حمام جديد فاقد كمد براي لباسها بود ، بر اين اساس در محل رختكن كه به سر حمام مشهور بود ، مردم لباسهاي خود را ( كه معمولاً در بغچه بود) دور تا دور سكو سرحمام ميگذاشتند. حمام بعد از اذان صبح تا طلوع آفتاب به مردان اختصاص داشت. بر اين اساس مردان بعد از اذان صبح كه هوا روشن ميگرديد، به حمام ميآمدند و بعد از طلوع آفتاب آنرا براي بانوان تخليه ميكردند. در ابتدا حمام دلاك هم داشت. دلاك با شگردي خاصي شوخ ( چرك) افراد را تا روي بازوي آنها هدايت ميكرد تا افراد به اهميت كار او پيببرند. علاوه بر اين زماني كه كار كيسه كشي بخشي از اعضاي بدن افراد تمام ميگرديد، دو دسته خود را درحاي كه در يك دست كيسه بود به هم ميزد تا افراد متوجه شوند كار كيسه كشي اين قسمت تمام شدهاست و آماده قسمت بعدي كيسه كشي شوند. علاوه بر دلاك در حمام برخي از افراد خود اقدام به كيسه كشي ميكردند و تنها جايي كه امكان كيسه كشي براي آنها مقدور نبود پشت آنها بود كه افراد دو به دو كسيه پشت يگديگر را ميكشيدند. گاهي اوقات كه در حمام افراد بزرگ روستا نظير كدخدا و امثال آن بودند، افراد به نشانه احترام آب گرمي به بدن او ميريختند و يا موقعي آن فرد سر خود را با صابون شستشو ميداد ، افراد آب به سر او ميريختند. همچنين با رواج ظروف پلاستيكي استفاده از مشربه مسي نيز جاي خود را به اين ظروف دارد، ولي استفاده از لنگ در داخل حمام همچنان رواج داشت و تنها كودكان بودند كه از لنگ استفاده نمي كردند. مرحوم مهدي حاجي زاده نيز در موقع ترك حمام با صداي بلند و قراء خود سكوت حمام را مي شكست و ميگفت بر « خاتم انبياء محمد صلوات» و افراد صلوات ميفرستادند. سپس ميگفت « هر محمدي است آقاش علي است بر خواجه كائنات احمد صلوات» و مردم نيز صلوات ميفرستند. دوباره ميگفت « بر هرچه خليفه به ناحق لعنت و مردم ميگفتند بهش باد (لعنت بر او باد) بر زوج بتول و نسل احمد صلوات» و افراد صلوات ميفرستاند. در اين ميان سيفالله سلماني طبق معمول صلوات خود را ديرتر از ديگران ختم ميكرد. 
با شروع روز استفاده از حمام به بانوان اختصاص داشت. ولي با آمدن برق به روستا، بعد از اذان مغرب نيز استفاده مردان از حمام مرسوم شد. با اين حال برخي از پيرمردان و كودكان نميتوانستند در اين مواقع به حمام بروند. بر اين اساس تصميم گرفته شد كه بعد از ظهر روز پنجشنبه نيز به مردان اختصاص يابد. ولي اين موضوع دو مشكل عمده داشت . مشكل اول اين بود كه گاهي بانوان به موقع حمام را ترك نميكردند ، لذا مردان مجبور بودند در پشت در حمام بايستند تا زنان از حمام بيرون بيايند. مرحوم حسن قرباني كه از اين موضوع خيلي شاكي بود ميگفت تمام طول هفته حمام متعلق به زنان است ولي آنها به نصف روز كه به مردان اختصاص داده شده،رضايت نميدهند. مشكل ديگر اين بود كه گاهي پيرمردان روز چهارشنبه را به جاي پنجشبه اشتباه ميگرفتند و به حمام ميرفتند و بدتر از آن زماني بود كه در محل رختكن(سر حمام ) كسي نبود و اين افراد لباس خود را در آورد و وارد حمام ميشدند.
حمام جديد در ابتدا توسط علي صحراگرد ، اكبر هاشمزاده و حاج محمد علي صادقي اداره مي گرديد. علاوه بر اين چون موتور برق نيز در كنار حمام بود ، اين افراد موتورچي نيز بود. بعد از اينكه موتور برق از كنار حمام به مصلي منتقل شد، حمام توسط مرحوم آقا اشرف هاشمي اداره ميگرديد. آن مرحوم نظم بسيار بالايي به انجام اين كار ميپرداخت و زماني كه تاسيسات حمام خراب مي گرديد از شب قبل توسط بلند گوي حسينيه به مردم اعلام مينمود كه حمام خراب است. البته در آن زمان به جاي بگويند حمام خراب است ميگفتند فردا حمام لنگاست. همسر ايشان نيز در روز سر حمام حضور پيدا ميكرد و پول آب حمام بانوان را ميگرفت. البته براي اينكه سرگرمي در كنار گرفتن پول داشته باشد، دار قالي خود را نيز در باغ درب حمام به پا ميكرد و قاليبافي نيز ميپرداخت. مرحوم آقا اشرف هاشمي در داخل حمام در حالي كه روي تشك خود به استراحت مي پرداخت، پول آب مردان را دريافت ميكرد. در زماني كه آن مرحوم حضور نداشت ، افراد پول آب حمام را در زيرتشك قرار ميدادند. سپس صندوقي به اين منظور تعبيه شد تا افراد پول آب حمام را داخل آن بياندازند. بعد از مرحوم آقا اشرف هاشمي، عليجان علي رجبي و محمدعلي اسماعيلي و در حال حاضر طاهره فلاحزاده اداره حمام را به عهده داشتند.
حمام عمومي در دو موقع از جذابيت خاصي برخودار بود. يكي زماني كه خانمها به حمام بعد از وضع حمل ميرفتند. بر اين اساس افراد فاميل در آنروز به مردمي كه در حمام بودند شيريني، شربت، نوشابه ميدادند. البته گرمابه بان نيز حق حساب خود را ميگرفت. زمان ديگر زمان ازدواج افراد بود. عروس و برخي از همراهان او در قبل از شب عروسي به حمام ميرفتند و بانوان و دختران در آنجا جمع ميشدند و به رقص و پايكوبي ميپرداختند و سپس عروس را خانه مشايعت ميكردند. داماد نيز در شب عروسي به حمام ميرفت و در اين موقع جوانان در آنجا حضور پيدا ميكردند و در داخل حمام و محوطه بيرون منتظر بودند تا داماد از حمام بيرون بيايد و اين افراد ، داماد را با سوت و دست زدن و حاش عباس گفتن تا درب منزل همراهي ميكردند. در بين راه نيز برخي افراد با دادن شيريني و شربت از داماد و همراهان او پذيرايي ميكردند.
با لوله كشي آب در روستا بتدريج مردم اقدام به ساخت حمام در منزل خود نمودند و استفاده از حمام عمومي گمرنگتر گرديد. بدين ترتيب اداره حمام نياز به چند مرد زبر و رزنگ نياز داشت تا بوته آنرا تامين نمايند جاي خود را به اداره آن توسط خانم داد، خزينه جاي خود را به آبگرمن نفتي داد، نفت سفيد به جاي بوته مورد استفاده قرار گرفت. حمام كهنه نيز تبديل به بهداري گرديد، حمام بهائيان نيز در اوايل انقلاب تخريب گرديد و تنها حمام مهديه لنگان لنگان به حيات خود ادامه ميدهد.
 |