از سواد قرآني تا تحصيلات دانشگاهي
نوشته شده توسط محمود نظری   
يكشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۰:۲۰

به موازات گسترش علم و استفاده هرچه بيشتراز آن در جوامع بشري ، روستا ما نيز از اين فرآيند نيزبي بهره نبوده و افراد زيادي ازفرزندان روستا ما از تحصيلات دانشگاهي برخودار شوند . اين روند با گسترش دانشگاه‌ها به شدت افزايش يافته است.

در زمان قديم مردم بواسطه اعتقادات ديني ، سعي داشتند خواندن قرآن كه كتاب آسماني مسلمانان است، بياموزند. اين افراد عليرغم اينكه سواد خواندن و نوشتن فارسي را نداشتند ولي با روشهاي خاصي قادر به خواندن قرآن كه به زبان عربي است، بودند. به اين نوع سواد اصطلاحاً سواد قرآني مي‌گفتند. افراد خواندن قرآن را نزد قرآن خوان‌هاي بزرگ روستا فرا مي‌گرفتند. اگر بخواهيم از افرادي كه سواد قرآني را به مردم آموزش مي‌دادند ياد كنيم بايد از مرحوم حاجي علي حاجي‌زاده‌(ابوي حاج اسكندر‌حاجي‌زاده‌) ، مرحوم ميرزا علي نقي توكلي‌ ( ابوي شيخ احمد توكلي)‌ و مرحومه حاجي صاحب ( والده حاج باشي زارعي‌) ياد شود.

علاوه بر سواد قرآني برخي از افرادي سواد خواندن و نوشتن فارسي داشتند كه اين افراد به ملا يا ميرزا مشهور بودند. ملا و يا ميرزا به افرادي كه تمايل به خواندن يا نوشتن داشتند، درس مي‌دادند، ولي همانند امروزه مدارك علمي در اختيار افراد قرار نمي‌گرفت. علاوه بر اين براي درك الفباي فارسي از اشياء كه بيشتر با آنها سرو كار داشتند مثال مي‌زدند. براي نمونه براي اينكه افراد حرف «الفــ‌» درذهنشان بماند، مي‌گفتند الف همانند ميخ طويله الاغ است. مرحوم ماشا‌الله محسني يكي از اين افراد بود كه نزد مردم به عمو ميرزا مشهور بود. علاوه بر عمو ميرزا ، ميرزا علي محمد نيز با سواد بود و به افراد خواندن و نوشتن ياد مي‌داد. مرحوم استاد حسينعلي ملكي از قلم شيوايي برخودار بود. نامه‌‌هاي كه در موقع خدمت سربازي براي خانواده مي‌نوشت ، بسيار زيبا و شيوا بود. علاوه بر اين مرحوم استاد حسينعلي ملكي در قباله نويسي كه ازسياق خاصي پيروي مي‌كرد، تسلط كافي داشت. چرا كه در آن زمان دفتر اسناد و املاك نبود و مردم به كمك اين قباله‌ها املاك را خريد و فروش مي‌كردند، لذا بايد موارد حقوقي و شرعي در نوشتن آن رعايت شود.

از مرحوم استاد حسينعلي ملكي كه بگذريم، مرحوم حاجي حرمت‌الله فلاح از خط خوبي برخودار بود و زبانزد عام و خاص بود. فرزند مرحوم عمو ميرزا كه استاد علي محسني مي‌باشد‌، شاعر روستا است‌ و تنها ذخيره به جامانده از ان زمان مي‌باشد. علاوه بر استاد علي محسني، شاعر ديگري كه در خلوت خود به سر مي‌برد، آقاي ماشاالله محمدي است كه اطلاعات ذي‌قيمتي در باره تاريخ وادقان دارد. از اين افراد شاخص كه بگذريم‌، با اين حال افرادي كه سواد خواندن و نوشتن داشتند،‌ بسيار محدود بودند وحتي افراد روستا القابي را براي آنها برمي گزيدند. آقاي علي حسن زاده بواسطه توانايي در خواندن و نوشتن به «علي مدير» مشهور گرديد.

بعد ازدوره‌اي كه مردم نزد ملا يا ميرزا درس مي‌خواندند، درمحل محفل بهائيان دو اتاق بعنوان مدرسه ساخته شد. يكي از اين اتاق‌ها مخصوص نشيمن معلم و ديگري كلاس درس بود. بعداً با افزايش دانش آموزان مدرسه به اتاق‌هاي پايين خدابخش سربندي كه به اتاق‌هاي مدرسه مشهور بود، انتقال يافت. اولين معلم اين مدرسه ‌آقاي حجازي جوشقاني بود كه بعداً شغل خود را به سردفتر داري ازدواج و اطلاق تغيير داد. فراش مدرسه نيز فردي به نان بوذري بود. در آن زمان دانش آموزان تا كلاس پنجم را در روستا مي‌خواند، ولي براي گرفتن مدرك تحصيلي بايد كلاس ششم خود را در كاشان بگذرانند تا مدرك پنجم و ششم را بگيرند. بر اين اساس دانش آموزان تا پنجم درس مي‌خواندند.علاوه بر حجازي‌، بايد از مرحوم احتشامي‌ و عدالتي به عنوان معلمان قديم وادقان ياد كرد. اگر بخواهيم ازافراد شاخصي كه در اين مدرسه درس خواندن ذكري به ميان آورده شود بايد از دكتر نصرالله فلاح تبار‌،سرگرد علي‌محمد ملكي ، سرتيپ منصور رزاقي و سرهنگ حسن غلامي ياد شود . بعد از مدتي مدرسه ابتدايي در بالاي روستا با همت مردم ساخته شد كه در ابتدا به اسم مدرسه نوبنياد وادقان مشهور بود و سپس به مدرسه دولتي ابومسلم خراساني تغيير عنوان داده شد. در ابتدا دانش آموزان بر اساس نظام قديم درس مي‌خواندند. در نظام قديم دوره راهنمايي وجود نداشت‌، لذا دانش آموزان با پايان دوره ابتداي كه شش ساله بود، به دوره دبيرستان مي‌رفتند و شش سال نيز در مقطع دبيرستان درس مي خواندند و ديپلم دريافت مي‌كردند. در اين مدرسه نيز افرادي توانستند به مدارج علمي رسيدند. علاوه بر پرفسور نصرالله حميدي كه در دانشگاه ايالتي كاروليناي جنوبي است ، بايد ازدكترعليرضا محمدزاده استاد حقوق دانشگاه تهران ياد شود. علاوه بر اين افراد علي عباسي‌، مرحوم رضا عباسي و علي محمد يحيي آبادي نيز در اين مدرسه درس خواندند و پس از ديپلم وارد دوره تربيت معلم شدند.

با افزايش تعداد دانش آموزان و وجود تنها چهار كلاس درس در ان مدرسه، مديران مدرسه مجبور بودند كه يكي از پايه‌ها با هم ادغام نمايند. اين موضوع گاهي اوقات براي دانش آموزاني كه مجبور بودند سركلاس بنشينند، ولي معلم به پايه ديگر درس مي‌داد بسيار سخت و ملال انگيز بود و گاهي اوقات اين دانش‌آموزان سر كلاس خواب مي‌رفتند.علاوه بر اين چون مدرسه ابتدايي مخصوص دختران نبود، دختران هر پايه نيز يكي دو رديف را به خود اختصاص داده بودند. ناگفته نماند بدليل فرهنگ آن زمان افراد دختران را كمتر به مدرسه مي‌فرستادند و تنها افراد كه با سواد بودن فرزندان دختر براي آنها با اهميت بود، دختران خود را به مدرسه مي‌فرستادند. مدير مدرسه نيز به حضور در منزل افرادي كه دختران خود را به مدرسه نمي‌فرستادند آنان را تشويق مي‌كردند تا دختران خود را به مدرسه بفرستند.

امكانات مدرسه نيز بسيار محدود بود.مدير مدرسه‌، علاوه بر اينكه مدير مدرسه بود، معلم و ناظم مدرسه نيز بود. مدرسه فاقد مستخدم يا به قول آن زمان فراش بود. بر اين اساس دانش‌آموزان به نوبت بعد از تعطيلي كلاس، با ريختن آب و سپس جارو زدن كلاس را تميز مي‌كردند. سپس ميزها و و صندلي معلم را تميز مي‌كردند. آب شرب معلمان نيز توسط دانش آموزان تهيه مي‌گرديد، بر اين اساس برخي از دانش‌آموزان با رفتن به خانه معلم براي آنها ازدرب قنات آب مي‌آوردند. چاه قنات درب چشمه در داخل مدرسه قرار داشت كه حوضچه سيماني در كنار ان ساخته بودند و با تلمب دستي آب از چاه وارد حوضچه مي‌نمودند. بدليل خرابي تلمبه دانش آموزان مجبور بودن به قنات درب چشمه بروند. لذا در زنگ تفريح با ذكر عبارت « آقا اجازه آب» از مدير مدرسه اجازه مي‌خواستند تا بروند آب بخورند. سرويس بهداشتي نيز مشكل آب داشت بر اين اساس دانش‌آموزان مجبور بودند آب را به كمك آفتابه از درب چشمه بياورند.

مشكل ديگري كه دانش آموزان داشتند كه پدر و مادران آنها بدليل بي سواد بودن نه تنها قادر به رفع اشكالات فرزندان خود نبودند، بلكه در مواقعي كه معلمان از دانش‌آموزان مي‌خواستند، كارنامه تحصيلي را به امضاء والدين برسانند، قادر به امضاء نبودند. فراموش نمي‌كنم زماني كه در منزل مادر بزرگم مرحوم حاجي زهرا يحيي‌آبادي درس مي خواندم از او خواستم كه‌ ديكته به من بگويد. ولي آن مرحومه كه سواد خواندن و نوشتن نداشت با اين عبا رت كه سوادم« نم » كشيده‌است، مي‌خواست مرا از سر خود باز كند. من هم خيال كردم كه سواد همانند‌« شناسنامه‌اي» است كه افراد دارند. دوبار از او خواستم كه سوادش را بياورد و آنرا گرم كنيم تا نم آن از بين برود. باز هم آن مرحومه ادامه داد اگر سوادم را گرم كنيم، سوادم مي‌سوزد و از بين مي‌رود. من در جوابم گفتم من با دقت خاص آنرا نزديك بوق چراغ گرد سوز مي‌گذاريم تا نسوزد. ولي باز هم ادامه داد كه سوادم ته دولاب است و روي آن بار است و فعلاً نمي شود آنرا بيرون آورد. من هم از اين ديكته صرف نظر كردم. بعدها كه بزرگتر شدم‌، متوجه شدم كه آن مرحومه سواد نداشت ونمي‌توانست ديكته بگويد ، ولي نمي‌خواست آنرا صريح عنوان کند.

معلمان علاوه بر تدريس، رفتار دانش آموزان را در خارج از مدرسه زير نظر داشتند. اين كار به اين صورت انجام مي‌پذيرفت كه معلمان از دانش آموزان مي‌خواستند رضايت نامه از پدرو مادر بگيرند و به مدرسه بياورند. لذا دانش آموزان سعي داشتند مراقب رفتار خود در خانه باشند. تنبيه بدني نيز در كار بود. تنبیه بدني بوسيله شلاق كه با چند لايه سيم برق و يا چوب نرم موسوم به «تركه» صورت مي‌گرفت. تنبیه معمول به شكل زدن شلاق يا تركه بر كف دست بود.گاهي اوقات كه درجه تنبیه شديدتر بود، شلاق به كف پاي دانش آموزان مي‌زدند كه اصطلاحاً به آن فلك مي‌گفتند. بر اين اساس وقتي كه معلم جديد به روستا مي‌آمد ابتدا دانش آموزان او را از اين جهت كه كتك زن مي‌باشد، مورد ارزيابي قرار مي‌دادند. نا گفته نماند كه برخي از دانش آموزان براي خوش خدمتي اقدام به تهيه شلاق و تركه براي معلمان مي نمودند. برخي از دانش آموزان كتك معلم را به فال نيك مي‌گرفتند و مي‌گفتند‌: كتك معلم گـل است هر كس نخورد خول است. در اينجا اگر بخواهيم از معلمان نامي به ميان آوريم تا آنجا كه به ياد دارم بايد از بهزادي‌، ناصري‌، دانش‌، رسولي‌، كريميان‌، موندي زاده، ابريشمي‌ و حداد نام برده شود.

با سياست‌هاي دولت در زمينه ريشه‌كني بيسوادي در ايران و تشكيل سپاه دانش براي افراد مسن روستا نيز كلاسهاي گذاشته بودند تا خواندن و نوشتن را بياموزند كه به آنها كلاس «اكابر» يعني بزرگان نيز مي‌گفتند. البته در بعد از انقلاب اسلامي با تشكيل كلاسهاي نهضت سواد آموزي سعي داشتند افراد سواد خواندن و نوشتن را ياد بگيرند. ولي به دليل اينكه مردان به فعاليت كشاورزي مي‌پرداختند، كلاس‌هاي مردانه از رونقي برخودار نبود و تنها بانوان در اين كلاسها حضور پيدا مي‌كردند. مدرسه ابتدايي بدليل افزايش تعداد دانش آموزان با كمك‌هاي دولت و همت آقاي ابوالفضل فلاحيان كه اولين معلم وادقاني مقطع ابتدايي بود،گسترش پيدا كرد و چندين كلاس در پشت مدرسه ساخته شد. بعد از انقلاب اسلامي ايران مدرسه دخترانه نيز از مدرسه پسرانه جدا شد. بر اين اساس منزل روح‌الله و احسان اميني براي اين كار انتخاب شد و براي آنها معلم زن آورده شد. در سال 1356 مدرسه راهنمايي توسط لاجوردي ساخته شد و در سال 1357 به بهره برداري رسيد. برخي از دانش‌آموزان و از آن جمله خود من اولين دانش‌آموزان اين مدرسه بوديم. آقاي محمود توكلي كه به تازه‌گي معلمي را شروع كرده بود،مدير مدرسه بود. ولي چندماهي از شروع كلاس‌ها نگذشته بود كه تظاهرات و راهپيمايي‌ها شروع شد و مدارس، مدرسه راهنمايي و ابتدايي تعطيل شد.با پيروزي انقلاب اسلامي دوباردراسفند ماه مدارس با پيام امام خميني (ره) بازگشايي شد و دانش آموزان مدرسه راهنمايي پيام امام را ازطريق راديو گوش مي‌دادند. ولي با هم وجود مدرسه راهنمايي در روستا ولي دانش‌آموزان براي ادامه تحصيل در مقطع دبيرستان به شهر كاشان مي‌رفتند. همچنين با تصرف منزل اميني وادقاني دانش آموزان دختر فاقد مدرسه شدند. بر اين اساس به همت مرحوم شيخ ماشاالله ملكي مدرسه دختران در محل منزل رحيمي ساخته شد و دختران در آن درس مي‌خواندند. با مهاجرت روستائيان به شهر، دانش آموزان نيز بتدريج كم شدند، بطوري كه در ابتدا مدرسه راهنمايي و سپس مدرسه ابتدايي ابومسلم خراساني كه اولين مدرسه وادقان بود تعطيل شد و دانش آموزان در مدرسه دخترانه درس مي‌خواندند.

از ميان دانش آموزان دوره قبل و بعد از انقلاب اسلامي تعداد محدودي به تحصيلات دانشگاهي راه يافتند. عباس اكبريان و محمود عباسي در دوره تربيت معلم ادامه تحصيل دادند. اينجانب نيز در سال1363 كه دومين دوره بعد از انقلاب فرهنگي بود، با رتبه 84 در كنكور سراسري در رشته اقتصاد به عنوان اولين دانش آموزان وادقاني به دانشگاه تهران راه يافتم. در آن زمان همانند امروزه آموزشگاه‌هاي و كتب كنكوربه اين شدت وجود نداشت و تنها چندين كتاب تست هوش وجود داشت. سوالات كنكور سال قبل نيز به قيمت 35 ريال در يكي از بانك‌هاي كاشان فروخته مي‌شد. بعد از اين دوره بدنبال بازگشايي دانشگاه و ايجاد دانشگاه آزاد اسلامي ، جمعيت دانشجويي وادقان نيز به شدت افزايش يافت و افراد زيادي در رشته‌هاي مختلف تحصيلي به دانشگاه راه پيدا كردند و سرمايه انساني و سطح سواد در روستا افزايش يافت. تصور عموم مردم نيز كه افراد تحصيلكرده را انسان‌هاي فضايي مي‌دانستند و دانشگاه را فقط درمهندس و پزشك خلاصه كرده بودند، عوض شد و در باره ساير رشته‌هاي تحصيلي نيز شناخت پيدا كردند.

در رشته حوزه علميه نيز افرادي از روستا به فراگيري علوم اسلامي و ديني رو آوردند. مرحوم حاج شيخ ماشاالله ملكي ومرحوم شيخ محمد باقر احمدي در زمره اولين كساني بودند كه به حوزه علميه رفتند. مرحوم حاج ماشالله ملكي علاوه بر طبع شعراز صداي خوبي برخودار بود‌. پس از اين افراد، مرحوم شيخ حسن فاضلي، شيخ كرمعلي صفايي‌، شيخ احمد مطيع ، شيخ غلامرضا ملكي ، شيخ اصفرذوالفقاري و اخيراً شيخ محمد فلاحيان، شیخ عبدالرضا عسکری ،شيخ صادق مصلحي و شيخ عليرضا صادقي به تحصيلات در حوزه علميه ادامه دادند و معمم شدند.

بدين ترتيب زماني كه خواندن و نوشتن در نزد مردم از اهميت خاصي برخودار بود و مردم افرادي كه تنها سواد خواندن و نوشتن را بلد بودند با مباهات از آنها ياد مي‌كردند، امروزه جاي خود را به تحصيلات دانشگاهي داده است و جمعيت تحصيلكرده و دانشجويي در رشته‌هاي مختلف تحصيلي افزايش يافت. با اين وجود هنوزهم آن قباله‌هاي قديمي كه توسط افراد نوشته شده‌است از صلابت و زيبايي خاص خود برخوار است وبرخي از افراد تحصيلكرده قادر به فهم آنها نمي‌باشند.

نظرات (4)Add Comment
0
همشهری
اوت 09, 2010
84.47.203.182
آرا: +0
...

از جناب آقای نظری بابت مطالب جالب و خواندنی تشکرمی نماییم.با آرزوی موفقیت روزافزون smilies/cheesy.gif

0
علی
اوت 09, 2010
84.47.203.182
آرا: +1
...

از یادآوری خاطرات شیرین و بیادماندنی گذشته از شما متشکرم.

0
Nasrollah``
اوت 09, 2010
167.7.160.74
آرا: -1
...

Dear Mr. Nazari,
Thank you for the kindness. It is good to dig the history especially the history related to our ancestors.. I saw the name of some of my classmate. It was a happy moment to know that they are doing well. What about the Gandomgars? As you know, it is very important the précis of the events since it will be judged by future historian. At this moment, some people are ‘Yaeh-nevis” and calling themselves historian. However, your writing has the research elements and are not following the current rout. What about General Ruhullah Amini? Did he study in one of these schools in Vadeghan?

0
f
دسامبر 23, 2011
2.178.60.24
آرا: +0
...

خارجی smilies/shocked.gifsmilies/shocked.gif

نظر خود را اینجا وارد کنید
 
  کادر کوچکتر | کادر بزرگتر
 

busy