جدیدترین مطلب وادقان

شب يلدا در وادقان

شب يلدا كه بلندترين شب سال است نزد ايرانيان از اهميت خاصي برخودار است. در اين شب افراد به منزل افراد بزرگتر خانواده، بويژه پدر بزرگ و مادر بزرگ‌ها مي‌روند و اين شب را به شادي برگزار مي‌كنند.در روستاي ما علاوه بر شب نشيني كه به منظور كوتاه كردن شب‌هاي بلند زمستاني مرسوم است، مراسم اين شب را نيز برگزار مي‌كنند. تدارك شب يلدا از هياهوي جامعه شهري و گراني ميوه ( بويژه هندوانه و خربزه) و آجيل مبرا...

ادامه متن

مطلب پرطرفدار

ترياك كاري در وادقان

ترياك كاري يكي از فعاليت‌هاي كشاورزي بود كه در دوره قبل انقلاب اسلامي ايران در وادقان رواج داشت. از آنجا كه كاشت خشخاش با مجوز دولت صورت مي‌گرفت، بر اين اساس هر از چند سالي مجوز كاشت خشخاش به روستاي ما داده مي‌شد. چون كشت خشخاش از صرفه اقتصادي برخودار بود ، كشاورزان از دادن مجوزمذكور خوشحال بودند و از سال مذكور به سال ترياك كاري ياد مي‌كردند. كاشت خشخاش درفصل پاييز صورت مي‌گرفت كه پس از شخم زمين ،آنرا...

ادامه متن
از بابا حسین تا محمدعلی شوفر
نوشته شده توسط محمود نظری   
سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۶:۳۵

داستان ورود اتوبوس به روستا ما نه تنها از داستان فیلم اتوبوس(به كارگرداني يدااله صمدي) كه در آن دو گروه بالا دهي و پايين دهي( حيدري و نعمتي) با فروش نمكزار و آسياب خود به كدخدا ده و خريد اتوبوس مفصل تر است ، بلكه بر عكس آن فيلم كه كدخدا ده سعي مي‌كرد با حيله‌هاي مختلف اموال اين دو گروه را خريداري نمايد ، مرحوم حاج اياز فلاح‌(كدخداي ده ) با فروش زمين و املاك خود براي وجود اتوبوس در روستا و درست كردن جاده از خود گذشتگي نشان داد.

در ابتدا مردم برای رفتن به شهر از چهارپایان استفاده می کردند. براین اساس افراد که قصد عزیمت به شهر کاشان را داشتند بعد از اذان صبح حرکت می کردند و از چاله ارمک و مسیر میانبر روستای کله ، برزآباد ، فرح آباد و از آنجا به فتح اباد ، جوشقان استرک ، بالاعباس آباد و قهوه خانه سوک چم می رسیدند. بعد از قهوه خانه سوک چم (با عبور از رودخانه) و ده زیدی از دروازه جوشقان وارد شهر کاشان می شدند. وقتی که افراد به کاشان می رسیدند آفتاب نیز در حال غروب کردن بود. به عبارت دیگر یک روز کامل طول می کشید تا این مسیر را طی می کردند . استراحتگاهها بین راهی نیز قهوه خانه سوک چم بود که مسافرین به صرف چای و استراحت می پرداختند. مسافرین با ورود به شهر در اتاق های کاروانسرا (که به همین منظور ساخته شده بود) استقرار می یافتند و چهارپایان خود را در اصطبل های آن نگهداری می کردند. پس از انجام امورات خود در شهر که فروش اجناس و تهیه وسایل مورد نیاز از قبیل قند و چای ، نفت و توتون و تنباکو بود به روستا باز می گشتند. ناگفته نماند که در بین راه نیز راهزنان قرار داشتند که جلو افراد را می گرفتند و از انها اخاذی می کردند. بر این اساس افراد سعی می کردند که به صورت دسته جمعی به شهر کاشان حرکت کنند.

با گسترش وسیله نقلیه اولین اتوبوسی که مردم را به شهر کاشان می برد ، اتوبوس فرد به نام عطارها (اهل کاشان ) بود.این اتوبوس که دماغدار بود ، صبح از روستا ون به حرکت در می امد و با سوار کردن مردم ون به وادقان می امد و سپس مسافرین روستای سار را سوار می کرد و از دره لاسار تخته معدن و يا از برز آباد و فرح آباد به فتح آباد ، جوشقان ، بالا عباس آباد قهوه خانه سوک چم و ( به جای عبور از رودخانه و رسیدن به ده زیدی ) راوند به شهر کاشان می رسید. اتوبوس در بعد از ظهر مسافرین را از همین مسیر به سار، وادقان و ون می رساند و اتوبوس شب در ون می ماند تا صبح روز بعد از ون حرکت نماید. در بین راه درب قهوه خانه سوک چم توقف کوچکی داشت.

بابا حسین مطیع (اخوی حاج محمد وابوی شیخ احمد مطیع که اصالتاً اهل کاشان بود و در روستای وادقان سکونت داشت) بدلیل اینکه در وادقان مغازه عطاري داشت‌، بار خود را ( که شامل بشکه های نفت و سایر اجناس فروشی بود ) به کمک همین اتوبوس به روستا می آورد. ولی اتوبوس مذکور که از مسیر سار و رودخانه درب آسیاب حرکت و از مسیر چار ماله به ون می رفت، بار او را در رودخانه درب آسیاب تحویل می داد. از آنجا که حمل بار مذکور بویژه بشکه نفت تا درب مغازه (که در میان ده بود) بسیار مشکل بود و گاهی اوقات احتیاج بود چندین نفر کمک نمایند تا بشکه های نفت را از سر بالای به دكان برسانند، تصمیم گرفت با افراد دیگری از اهالی کاشان اقدام به خرید اتوبوس نمايد. وجود اين اتوبوس و خريد اتوبوس توسط مردم جوشقان و استرک ( بدليل اينكه اتوبوس عطارها مردم اين روستا ها را نيز به شهر مي‌برد) باعث شد كه عطارها از خط خارج شد.

بعد از بابا حسین مرحوم حاج ایاز فلاح اقدام به خرید اتوبوس نمود. آنمرحوم فردی را به رانندگي اختيار مي‌كرد ‌، تا اتوبوس را از روستا به شهر ببرد. آخرین راننده ايشان فردي به نام عبدالله صباغی يا عبدالله آرانی (بدلیل اینکه اهل آران بود ) بود . كمك راننده نيز ترابعلي نظري بود. حاج اياز فلاح که در حدود 8 سال اتوبوس داشت برای اینکه روستای وادقان اتوبوس داشته باشد بسیاری از زمین و اموال خود را صرف این کار نمود. علاوه بر این برخی افراد که توانایی پرداخت کرایه را نداشتند و یا بواسطه فرهنگ آن زمان که صاحب اتوبوس را خودمانی می دانستند از پرداخت کرایه طفره می رفتند انمرحوم با گشاده رویی با آنها برخورد می کرد. همچنين چون روستاي قه در مسير اتوبوس نبود آن مرحوم جاده قه را نيز ساخت. بدين ترتيب اتوبوس از سار به قه و از آنجا به شريف آباد و فتح‌آباد مي‌رفت.

در همین حال اهالی سار نیز درصد خرید اتوبوس برای این مسیر برآمدند.بر این اساس مرحوم سید امیر ساری اقدام به خرید اتوبوس نمود. وجود این دو اتوبوس به موازات هم مشکلاتی را فراهم آورد که به ناچار در گام اول مرحوم حاج ایاز فلاح مسیر اتوبوس را از روستا سار جدا نمود. بر اين اساس با احداث جاده از سر قبرستان به رودخانه درب چشمه و از آنجا از كنار خانه كنوني عباس حسن‌زاده به عباس آباد ، دره حوض ،سنگ پامن و مزرعه کندآب ( که در ان زمان متعلق به رحیمی بود) به جاده برزآباد يا تخته معدن متصل می گردید. در مرحله بعدی با توجه به مشکلاتی که پیش آمد مرحوم حاج ایاز فلاح مجبور به فروش اتوبوس شد و تنها اتوبوس مرحوم سید امیر ساری در این رودخانه حضور داشت. لازم به ذکر است از انجا که اتوبوس از جذابیت خاصی داشت برخی کودکان به سار می رفتند و سوار ماشین می شدند و به روستا بر می گشتند.

با اين حال عده ای که در راس آنها محمدحسین و محمدحسن رضایی و سید عباس موسوی بودند بدليل اينكه وادقان از خود اتوبوس نداشت با جمع اوری مبالغی اقدام به خرید اتوبوس شراكتي نمودند.اتوبوس مذکور که در اختیار محمدحسین رضایی قرار داشت، مردم عنوان شهپر(امید) را برای ان برگزیدند. در مقابل عنوان اتوبوس سید امیر ساری نیز دبله نام گرفت در همین راستا افراد روستا اشعاری نیز برای شهپر (که اتوبوس محبوب انها و دبله که اتوبوس منفور آنها بود) سروده می شد. اتوبوس مذكور مسير وادقان تا كاشان را 4 ساعت طي مي‌كرد و توفقگاه آن در گاراژ مفیدی (کمی پایین تر از شیشه بری حاج محمد مطیع) بود. گاهی اوقات نیز پیش می امد که اکثر شرکاء به همراه اتوبوس به شهر می رفتندكه حتی تعداد مسافر کمتر از تعداد صاحبان اتوبوس بود. با اینحال مشکلات همچنان باقی بود بطوری که گاهی اوقات با هماهنگی های قبلی از حرکت اتوبوس شهپر جلوگیری می شد. در مقابل دارندگان اتوبوس شهپر نیز تصمیم گرفتند مقابله به مثل نمايند. بر این اساس در رودخانه درب اسیاب با انداختن تیر درخت جلو اتوبوس دبله از حرکت آن ممانعت بعمل آوردند .مرحوم سید امیر نیز که راننده دبله بود با دیدن آن تیر و عده ای از افراد که درآنجا حضور داشتند به گمان اینکه این افراد قصد جان او را دارند، وحشت زده از اتوبوس خارج شد و پا به فرار گذاشت. اين مشاجرات تا جايي ادامه يافت كه اتوبوس سيد امير ساري در ون آتش زده شد.

با گذشت زمان و افزایش وسایل نقلیه دیگری نظیر جیب و وانت ، موضوع اتوبوس در روستا از تب و تاب اولیه آن کاسته شد. برخی افزاد نظیر سید علی نوش آبادی ، حسن ذوالقفاری مردم را با جیب و وانت بار به شهر می رساندند. جالب اينجا بود كه چون سوار نمودن افراد در پشت وانت ممنوع بود و پليس در شهر جلو آنها را مي‌گرفت ، مرحوم سيدعلي نوش‌‌ آبادي با ديدن پليس افراد را از عقب وانت پياده مي‌كرد و به آنها مي‌گفت از پياده رو همراه با وانت حركت نمايند تا وانت به محل توقفگاه خود برسد. ولي بعد از مدتي حمل مسافر با جيب و وانت جمع شد و مرحوم محمدعلی حیاتی که قبلاٌ کمک راننده عبدالله صباغی بود و بعد از مدتی با خرید جیب در کنار سایر وسایل نقلیه مردم را به شهر می رساند اقدام به خرید مینی بوس نمود و مردم را به شهر می برد. در همين حال مرحوم حاج رضایی مسیر جاده وادقان به پشت باغ ها و کردنه مبار و عباس آباد تغییر داد. بعد از مدتی نیز با افزایش جمعیت مینی بوس تبدیل به اتوبوس موتور جلو شد. آن مرحوم با نظم زاید الوصف خود هر روز با صدای بوق ماشین خود (که کمی بعد از طلوع افتاب بود ) آمدن اتوبوس را به باغچه افضل را اعلام می کرد.افرادی که قصد عزیمت به شهر داشتند با صدای بوق ماشین آنمرحوم خود را به باغچه افضل میرساند. بعد از توقف کوتاهی در باغچه افضل اتوبوس راه می افتاد تا بقیه مسافرین که در ایستگاههای بین راه بودند ( مصلی ، درب چشمه و گردنه مبار ) سوار نماید. در بین راه هر از گاهی بوقی می زد تا مردمی که جا مانده اند موقعیت اتوبوس را بداند و خود را به ایستگاه بعدی برسانند. با سرازیر شدن اتوبوس از گردنه مبار راننده و یا یکی از مسافرین با ذکر این عبارت كه برای سلامتی مسافران اسلام صلوات سفر خود را بیمه می کردند. از آنجا که آنمرحوم کمک راننده ( شاگرد شوفر) نداشت یکی از مسافرین را صدا می زد و ضمن اینکه پسکرایه برخی از مسافران و هزینه بار اضافی انها را به او گوشزد می کرد، از او می خواست تا کرایه افراد را جمع اوری نماید. توفقگاه اتوبوس در شهر ابتدای خیابان طالقانی که قبلا خیابان آران به آن می گفتند، بود. اتوبوس بعد از ظهر از کاشان به وادقان حرکت می کرد وحدود ساعت 5 بعد ازظهر به رو ستا می رسید.مردم روستا که از زمان آمدن اتوبوس خبر داشتند به استقبال مسافرین خود به باغچه افضل می آمدند.برخی دیگر برای تماشا و برخی به استقبال یار خود در آنجا حضور پیدا می کردند. جالب اینجا بود که در برخی روزها که مراسم خاصی در وادقان بود و اکثر افراد روستا که در کاشان بودن تمایل داشتند به روستا بیایند ، علاوه بر اینکه صندلی ها و داخل راهرو پر می گردید، عده ایی نیز در بالای باربند اتوبوس سوار می شدند. سپس با آسفالت شدن مسير وادقان از گردنه مبار نيز افتاد و از مسير منزل عباس حسن‌زاده به چاله ارمك ( همانجاي كه قبلاً مالرو بود) تغيير مسير داد و از آنجا با عبور از بالاي روستاي كله ادامه مسير مي‌داد.

بدین ترتیب داستان اتوبوس در روستا ما همانند فيلم اتوبوس كه با ازدواج دختر نعمت با پسر حيدر عداوت هاي كهنه جاي خود را به دوستي بين آنها داد‌، با گذشت زمان و گسترش وسایل نقلیه عدوات‌هاي بين روستاها جاي خود را صميمت و دوستي داد. عباس قهرمان و سپس حسن ونایی كه تنها يادگاران به جامانده از آن دوران مي‌باشند، مردم ون را به کاشان می برد. مرحوم علی مهديزاده ساری و آقا شجاع قهي ، خط سار و قه را داشتند. مرحوم محمدعلي حياتي نيز در كنار مرحوم رضا فاضلي مسافرين روستاي ما را به شهر مي‌بردند و تنها یاد و نام کسانی که برای سربلندی و افتخار وادقان از مال خود مایه می گذاشتند، باقی مانده است.

 

نظرات (2)Add Comment
محمود نظری
محمود نظری
ژوئن 20, 2010
217.218.168.100
آرا: +1
...

چندين هفته پيش فردي مرا ديد و گفت وقتي من موضوع از بابا حسين تا محمدعلي شوفر راخواندم ياد خاطري افتادم كه ضمن اينكه آن خاطر را براي من تعريف كرد، از من خواست آنرا در سايت بنويسم. موضوع از اين قرار بودكه رحمت‌الله سلماني الاغي را در كاشان خريداري نموده بودو مي‌خواست به روستاي وادقان بياورد. ولي آوردن الغ با پاي خوش سخت بود.لذا از مرحوم حاجي اياز فلاح كه صاحب اتوبوس بود خواست كه الاغ را سوار اتوبوس نمايد و به وادقان ببرد. مرجوم حاجي اياز فلاح نيز به او گفت كه اتوبوس كه جاي مسافر است نه جاي الاغ ، بعلاوه بر اين ممكن است الاغ در بين راه ادار نمايد و درد سر ساز باشد. در همين حال كه مرحوم حاجي اياز فلاح با رحمت الله سلماني به بحث و گفتكو مي‌پرداختند. نگاهي به دور و اطراف نمودند و ديدن الاغ پيدايش نيست. رحمت الله سلماني رفت تا بببيند الاغ كجا رفته است. با گشت به دور و اطراف ديد لاغ وارد كلانتري پليس شده است و سبزهاي محوطه كلانتري را مي‌خورد.او وارد كلانتري شد و ابصار الاغ را گرفت و رو به يكي از افسران كلانتري كرد و گفت در اين دوره و زمان كه هركس سعي دارد از زير بار خدمت سرباز فرار كند و خود را به كلانتري و پاسگاه معرفي نكند. اين الاغ با پاي خودش آمده تا خود را براي سربازي معرفي نمايد.

0
غزاله قجری
دسامبر 02, 2011
216.231.134.251
آرا: +0
...

مطالب بسیار جالب و جذابی است.وقلم زیبایی برای نگارش دارد. از اینکه به این داستان را زنده نگه می دارید خیلی خوشحالم. همیشه موفق باشید.

نظر خود را اینجا وارد کنید
 
  کادر کوچکتر | کادر بزرگتر
 

busy
 

مقالات اختصاصی وادقان

هيئت‌هاي مذهبي روستاي ما
 مردم روستای وادقان از قديم الايام از دوستداران و ارادتمندان ائمه بوده‌اند و اين موضوع دراشعار مولانا محمد شريف وادقاني كه
۲۶ تیر ۱۳۸۹, ۰۹.۳۲ بیشتر بخوانید..
باز آمد بوي ماه مدرسه
باز آمد بوي ماه مدرسهبوي بازي هاي راه مدرسهبوي ماه مهر، ماه مهربانبوي خورشيد پگاه مدرسهاز ميان کوچه هاي خستگيمي گريزم در
۰۳ مهر ۱۳۸۹, ۱۲.۳۰ بیشتر بخوانید..
نوروز در روستاي ما
با رسيدن اسفندماه به نيمه مردم با خانه تكاني و خريدهاي عيد به استقبال نوروز و سال نو مي روند. ولي مردم روستاي ما در اول ماه
۲۴ اسفند ۱۳۸۹, ۱۲.۳۷ بیشتر بخوانید..
وضعیت آب و هوای وادقان در هفته جاری
سایت accuweather یکی از سایتهای معتبر در زمینه پیش بینی وضع هوا می باشد و جالب آنکه این سایت اکثر نقاط مخصوصا روستاها را تحت پوشش
۰۵ آذر ۱۳۹۰, ۰۹.۲۵ بیشتر بخوانید..
گلابگيري در وادقان
 با فرا رسيدن ارديبهشت ماه و شروع موسم گلابگيري، روستاي ما ‌كه در اين نواحي از كشور قرار دارد، به بركت گلهاي محمدي ، آواز
۱۲ تیر ۱۳۸۹, ۱۱.۱۰ بیشتر بخوانید..
دوران پيروزي انقلاب اسلامي در روستا ما
با فرا رسيدن دهه فجر و برپايي جشن‌هاي پيروزي انقلاب اسلامي ايران خاطراتي از دوران پيروزي انقلاب اسلامي كه به همراه دوست
۱۶ بهمن ۱۳۸۹, ۰۹.۰۷ بیشتر بخوانید..
قنات‌هاي وادقان‌: از بند خسروآباد تا سلخ معدي
روستای وادقان كه در قسمت بالاي رشته كوههاي مركزي ايران ( كه به تخت سرحوض مشهور است) قرار دارد، اطراف آن كوههاي بلندي و كوچكي
۳۱ خرداد ۱۳۸۹, ۱۱.۲۲ بیشتر بخوانید..

CB Online

غیر فعال

جعبه گفتگو پیام سریع

آخرین پیغام ها: 3 روز, 13 ساعت قبل
  • علی : جلسه قرائت قران وادقانیهای مقیم کاشان این هفته یادبود مرحوم علی نقی صادقی درمسجد امام حسن(ع)برگزار میگردد
  • javad : در حفظ ولايت همگی بيداريم/ازدشمن مرتضى على بيزاريم،تاج گذاري امام زمان(ع) و عيدالزهرا (س)مبارك.
  • mehdi56 : خدا همه گذشتگان را رحمت کند
  • mnazari : درگذشت مرحوم حاج عباسعلي اسماعيلي‌(پدر شهيدرمضانعلي اسماعيلي)را به خانواده آن مرحوم تسليت گفته علو درجات را براي آن مرحوم و صبر وشكيباييبراي بازماندگان آرزومنديم
  • mnazari : درگذشت بانو عمراني پور را به خانواده محترم بويژه جناب حاج نورالله عمراني پورتسليت گفته و براي آن مرحومه علو درجات و بازماندگان صبر جميل آرزو داريم
  • roohollah : البته به دوستان بگویم که تغییرات در حد عوض شدن رنگ و لعاب سایت است و لاغیر!!
  • mehdi56 : چه خبر؟
  • mehdi56 : خدا همه رفتگان را رحمت کند
  • mehdi56 : هفت هشت سال دیگه
  • javad : میشه بپرسم عید چه سالی؟؟؟

فقط کاربران ثبت شده مجاز به ارسال هستند

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز157
mod_vvisit_counterدیروز312
mod_vvisit_counterاین هفته469
mod_vvisit_counterهفته گذشته2304
mod_vvisit_counterاین ماه1903
mod_vvisit_counterماه گذشته9231
mod_vvisit_counterکل بازدیدها108045

در 20 دقیقه گذشته : 13
آی پی شما : 38.107.179.229
,
امروز : 17 بهمن 1390

ورود به سایت

به سایت روستای وادقان خوش آمدید

چه کسی حاضر است؟

 9 مهمان حاضر