|
با فرا رسيدن ارديبهشت ماه و شروع موسم گلابگيري، روستاي ما كه در اين نواحي از كشور قرار دارد، به بركت گلهاي محمدي ، آواز بلبلان، جوهاي آب روان، آرامش و سرسبزي بهاري و كوههاي بلند اطراف خود حال و هواي ديگر پيدا ميكند. مردان ، زنان و كودكان قبل از طلوع آفتاب براي چيدن گل محمدي روانه گلستانها ميشوند، عدهاي به خريداري گل و برخي ديگر به گلابگيري ميپردازند.
گلابگيري در روستاي ما نسبت به مراكز اصلي آن ( قمصر و نياسر) از قدمت كمتري برخودار است، ولي با اين حال بخش زيادي از مزارع به كشت گل محمدي اختصاص يافته است. در ابتدا تنها مزرعه لاسمپا مزرعه گل محمدي داشت. از آنجا كه اكثر قريب به اتفاق زمينهاي اين مزرعه گلستان بود مردم روستاي ما به همراه اهالي سار گلهاي آنرا جمعآوري ميكردند . بر اين اساس افراد بعد از اذان صبح با پاي پياده و چهارپايان خود را به آنجا ميرسانند و به همراه اهالي سار تا اذان ظهر گلها را ميچيدند. پس از تحويل گل هاي، به روستا بر ميگشتند و صبح روز بعد دوباره به لاسمپا ميرفتند. پس از اتمام گلها (كه در حدود يك ماه طول ميكشيد) مقدار گل چيده شده توسط هر فرد محاسبه و دستمزد آنها پرداخت ميگرديد.
اولين مزرعه گل روستاي ما متعلق به مرحوم حاج مسلم فاضلي بود (در دشت دهنوي قرار داشت) كه در بين مردم روستا به گلستان حاج مسلم مشهور بود. آن مرحوم به كمك اعضاي خانواده و بستگان خود گلها را جمعآوري نموده و در باغ درب چشمه گلاب آنرا ميگرفت. سپس با كاشت بيشتر گل محمدي و تبديل زمينها به كشت گلمحمدي افراد ديگري نيز اقدام به گلابگيرينمودند. بر اين اساس مرحوم حاج علي هاشمزاده دركنار سلخ معدي، حاج صادق فلاح در باغ درب چشمه و مرحوم آقا حسن بيدگلي در باغ درب آسياب مرحوم شيخ محمد احمدي اقدام به گلابگير مينمودند. مرحوم ارباب يحيي فلاحيان نيز در حاليكه در باغ درب آسياب خود گلابگيري ميكرد، تصميم داشت گلابگيري خود را به درب قنات نو منتقل نمايد. بر اين اساس بخشي از باغ خود را كه مشرف به درب قنات نو بود، جايي را براي گلابگيري درست كرد. ولي عمر او به گلابگيري در اين محل نرسيد و به ديار باقي شتافت. لازم به ذكر است ديگ گلاب به كمك هيزم ميسوخت ، لذا يكنفر مسئول اين كار بود به ميزان كافي هيزم بريزد تا حرارت ان يكسان باشد. روي درب ديگ نيز تغار ميگذاشتند و بخار به كمك ني (كه جاهاي بند آنرا سوراخ كرده بودند) به پارچ متصل ميگرديد.
از آنجا كه كاشت گل محمدي از نظر اقتصادي مقرون به صرفه بود، روستائيان علاوه بر اينكه زمينهاي پست خود را به كاشت گل محمدي اختصاص دادند، زمينهاي مرغوب را به اين كار اختصاص دادند. بطوري كه امروزه از «بغل به حصار» و «چاله الگاله» گرفته تا « پشت قيصريه» و «دره ورز پايين» و از آنجا تا «ميان دشت» و «چاله عالي» و سپس « دشت عباس آباد» و « دره بن بست» و از آنجا تا « گلوه» شاهد گلستان خواهيد بود. در موسم گل محمدي قبل از طلوع مردان ، زنان و كودكان به جمعآوري گل ميپردازند. براي گلچيني دستمال پارچهاي به ابعاد دو در دو متر، يكطرف آنرا به دور كمر ميبندند و طرف ديگر را به هم گره زده و به گردن آويزان ميكنند و آنگاه گلها را چيده و در داخل آن ميريزند. با پر شدن دستمال كه در اصطلاح به آن چارقب و در اصطلاح عاميانه به آن «چاچچب» ميگفتند، گلها را در گوني ميكنند. گلچيني نيز تبحر خود را لازم دارد. بعبارت ديگر اولاً بايد چاچچب براي عبور از بين بوته هاي گل كه خار دارند، به عنوان حايل استفاده كرد. ثانياً براي جدا نمودن گل از ساقه به جاي كشيدن گل، بايد ساقه را بين دو انگشت قرار دارد و با فشار ناخ شست آنرا جدا مي كردند. اگر بخواهيم از گلچين قهار نام ببريم ، علي حسنزاده مشهور به علي مدير در اين زمينه سرآمد ديگران بود. همچنين در روزهاي تعطيل افراد روستا كه در كاشان، قم و تهران ساكنند، علاوه بر اينكه دوستان خود را براي تماشا و ديدن گلابگيري به همراه ميآوردند، در چيدن گل محمدي افراد روستا را ياري ميكنند. با نزديك شدن ظهر و تمام شدن گلها، صحنههاي جالبي از مراجعت دسته دسته افراد به منازل خود مشاهده ميشود.
از گلچيني كه بگذريم تنور گلابگيري نيز گرم است. گرچه افرادي كه قبلاً از آنها نام برده شد سر به تيره تراب گذاشتهاند و فرزندان آنها نيز راه آنان ادامه ندادهاند، ولي افراد ديگري پا به عرصه گلابگيري گذاشتهاند. حاج محمدعلي اسماعيلي( در منزل خود) آقا محمد ناظري(درب قنات نو) حاج امير رضايي(در بند سلخ) حاج حمزه حسنزاده ( در درب چشمه) حاج ماشالله صالحي سرشت( در باغ دشت پايين خود) مرتضي خليلي ،صفرعلي حماميان و حجتالله عباسزاده ( در منزل خود) به گلابگير ميپردازند. علاوه بر اين در يحييآباد بالا نيز گلابگيري توسط افراد آن مزرعه صورت ميگيرد. ادوات گلابگير و روشهاي قديم نيز تغيير پيدا كردهاست. در قديم كه روستا از بركت آب لوله كشي بيبهره بود، گلابكيري در كنار جوي هاي صورت ميگرفت كه بطور مداوم آب از آن عبور كند. بر اين اساس باغهاي نزديك به قنات محل مناسبي براي اين كار بود. ولي در حال حاضر ( همانگونه كه اشاره شد) به واسطه لوله كشي با ساخت حوض در منازل گلابگيري در آنجا نيز انجام ميگيرد. بساط هيزم ، ني ، قراردادن تغار روي ديگ و قرار دادن سنگ روي آن نيز جمع شد. بعبارت ديگر به جاي هيزم از مشعل نفتي و گاز شهري استفاده ميشود. ني جاي خود را به لوله آلومينيومي داده است. درب مخصوص مسي و قلاب آن به جاي تغار و سنگ استفاده ميشود و در برخي موارد به جاي قراردان پارچ مسي در آب ، لوله بخار گل را بگونهاي در حوض تعبيه مينمايند كه در مسير، بخار تبديل به عرق شود و به داخل پارچ ريخته شود.كساني كه به كار گلابگيري مشغولاند بساط چاي و تخت خواب را در كنار گلابگيري خود به پا كردهاند. چرا كه در مواقع فراواني گل، اين افراد در شب نيز به گلابگيري بپردازند.
بدين ترتيب موسوم گلچيني كه از اواسط ارديبهشت ماه با شور و نشاط خاصي شروع ميشود در اواخر خرداد ماه كه افراد تا حدي از گلچيني نيز خسته به نظر ميرسد، تمام ميشود. بلبلان نيز كه در اين دوره سرمست شدهاند ، به پايان اين دوره رضايت مي دهند و در آشيانه خود آرام و خاموش قرار ميگيرند تا دوباره ارديبهشت ماه از راه برسد.
 |