روستاي وادقان

سخن روز

آفتاب‌رو

« وادقان »، روستایی است در منتها الیه کوه‌های مرکزی ایران، جایی که بعد از آن کم‌کم کویر مرکزی ایران آغاز می‌شود و به همین خاطر این روستا و مردمانش هم ویژگی‌های کویر را دارند و هم ویژگی‌های کوهستان. از آنجا که نسبت به روستا‌ها و آبادی‌های همجوار خود به نوعی مرکزیت داشته، تاریخ و اوضاع اجتماعی پر فرازو نشیبی را تجربه کرده که به شدت متاثر از اوضاع اجتماعی و سیاسی ایران بوده است. جمعیت این روستا در تابستان حدود سه هزار نفر و در زمستان کمتر است. دارای محله ها و دشت های مختلفی است. محله‌های این روستا عبارتند از محله بالا، محله پایین، محله قلعه (قدیمی‌ترین محله)، محله نسا، محله مبار، محله پشت باغ‌ها. دشت‌های این روستا عبارتند از دشت پایین، دهنوی،خسروآباد، وزه، درچشمه، درآسیاب، نر پرجون و عباس‌آباد. از نظر توسعه و امکانات دارای سه مدرسه‌، درمانگاه، مرکز مخابرات، صندوق قرض الحسنه، شرکت تعاونی، نانوایی، حمام عمومی، آب لوله کشی، شبکه فاضلاب، برق و در آینده‌ی نزدیک هم گاز رسانی به این روستا تکمیل خواهد شد. دارای دو تشکل مذهبی به نام های هیات حضرت ابوالفضل (ع) و هیات انصارالمهدی می‌باشد. وادقان دارای یک مسجد، حسینیه و مهدیه می‌باشد. امامزاده احمد ابن موسی یکی از نوادگان امام موسی کاظم(ع) در این روستا دفن شده که اخیرا زیارت و بارگاه ایشان در دست تجدید بنا می‌باشد. همچنین نزدیک سی تن از جوانان این روستا برای دفاع از کشورمان شهید شده‌اند که یادشان گرامی باد. به گواه سنگ نوشته‌ای قدیمی نام این روستا « بادقان » بوده که بعدا به وادقان تغییر پیدا می‌کند. منهای محتوای این سنگ نوشته که باید در فرصتی جداگانه به آن پرداخت، و‌جود چنین سنگ نوشته‌ای در نوع خود قابل توجه و اهمیت است. این سنگ نوشته بنای یادبود مرد بزرگ و دانشمندی است از اهالی همین روستا. علاوه بر این سنگ نوشته به گواه اسناد موجود، حدود 480 سال قبل، در این روستا کودکی به دنیا می‌آید که بعدها به « مولانا محمد شریف وادقانی» معروف می شود. شریف وادقانی شاعر و ادیبی همتراز شاعران هم عصر خود می‌شود. چندی پیش دیوان این شاعر بزرگ، از روی...

ادامه متن

نظر های اخیر

  • sadaf : mamnunam keli astefadeh kardam lotfan baz ham benevised
  • منتظر : سلام واین جملات همه می توانند بیانگر ماهیت درونی افرادی باشند در لباس میش اما گرگندو چوپانی گله را بر عهده دارند. میتواند که بتواند چیزهایی را که از گفتن آن .واهمه دارید را بگوید
  • emperatoor : سلام سايت قشنگي داريد مطالب مفيدي راهم از اوادقان گذاشتيد اميدواريم بتونيم همكاري خوبي را با بروبچه هاي خوب وادقان داشته باشيم باتشكر
  • حسین : در اسا می صحیح عکسها دقت کنید
  • ghatre : خیلی خوب بود باز هم از این مطالب بنویسید
  • me : سلام واقعا دستت درد نکنه چه خاطرات قشنگی چقدر خوب بود ولی الان چی؟هیچی؟
  • me : سلام چه خبر؟ روز به روز میگن سایت راه اندازی شدو میبینیم خبری نیست الان چجوره؟امیدی هست یا نه؟
  • MAS : با سلام از تبادل لینکی که با سایت وادقان انجام شد. بسیارخوشحالیم. امید است این همکاری ادامه پیداکند و گسترده تر شود. با تشکر
  • روح الله عسكري : (در پاسخ به سوال sadaf)با سلام لطفا در صفحه اول بر روی لینک ارسال مطلب کلیک نموده و مطلب خود را ارسال نمایید تا یک صفحه شخصی هم به ایمیل شما ارسال شود
  • رضا عباسي : باسلام جناب اقاي حسين حاجي زاده از پيام تسليت شما در رابطه با فوت مرحوم پدرم(حاج قوت اله عباسي) بسيار قدرداني مي نمايم. موفق ومويد باشيد خداوند پدر شما را رحمت كند وبه شما وخانواده محترم ومادر مهربانتان سلامتي عنايت كند. باتشكر -رضا عباسي

روستاهاي ديگر

مطالب پرطرفدار

تبلیغات سایت


فروشگاه پیروز
مقالات وادقان
تصویر بند انگشتی برای xxx3.jpg
عزاداری در وادقان
محمود نظري
156 مشاهده
xxx3.jpg
شب يلدا در وادقان
محمود نظري
70 مشاهده
روح الله عسکری.jpg
نه اینکه فکر کنید!!! ( طنز )
روح الله عسكري
70 مشاهده
صادق مصلحی.jpg
ابهام زدایی از غدیر
صادق مصلحی
78 مشاهده
zemestan.jpg
چراغ های وادقان
زینب اسماعیلی
43 مشاهده
بدون عکس.jpg
دو شعر تازه
ابوالفضل محمدزاده
44 مشاهده

روي خط خبر



درگذشت آقای قربانعلی حمیدی را به مادر، همسر، فرزند و سایر بستگانش تسلیت می‌گوییم....

30 مشاهده


درگذشت خاله روحی را به دایی رحمت الله و فرزندانش تسلیت می گوییم. درگذشت مرحوم حسین حیاتی را به همسر و فرزندانش تسلیت می‌گوییم. درگذشت مرحومه خاله خجسته فلاح را به فرزندان تسلیت می گوییم. درگذشت مرحوم حاجی قوت‌الله عباسی را به فرزندان تسلیت می گوییم.

42 مشاهده

DSC03114.JPG

241 مشاهده


دل هواي ديدن رخسار جانان دارد امشب آنکه از جودش جهان را غرق احسان دارد امشب مي دهد عيدي رضا-ع بر شيعيان و دوستانش جشني از بهر پسر، شاه خراسان دارد امشب 2. آفتابي امشب از بيت رضا سر ميزند کودکي لبخند در دامان مادر ميزند

97 مشاهده

تصویر بند انگشتی برای DSC00759.jpg

ولادت دخت نبی اکرم و بنیانگذار انقلاب اسلامی را به تمامی همشهریان عزیز تبریک عرض می نماییم...

102 مشاهده

لوگوي روستاها

سايت هاي وادقاني

تصاویر منتخب از سایت وادقان


  • بازی کودکانه
    بازی کودکانه
  • مسجد - رمضان 88
    مسجد - رمضان 88
  • بهار
    بهار
  • حاج رضا
    حاج رضا
  • سیل  88
    سیل 88
  • قرائت قرآن در مسجد- رمضان 88
    قرائت قرآن در مسجد- رمضان 88
  • عمو رجب
    عمو رجب
  • خادم مسجد
    خادم مسجد
  • زمستان
    زمستان
  • کشاورزان دشت درچشمه
    کشاورزان دشت درچشمه
  • 
    ایام سوگواری حضرت ابا عبدلله الحسین (ع) و اصحاب و یارانش را تسلیت می‌گوییم. برای بزرگداشت این ایام مراسم های سخنرانی و عزاداری توسط هیات‌های مذهبی روستای وادقان در مسجد و مهدیه برگزار می‌شود. ×××سایت روستای وادقان
    ادامه متن نويسنده حسین حاجی زاده1 دی 1388 10:17 صبح
    22 مشاهده
    - بدون نظر
    

    می‌تواند پنجره‌ای باشد گشوده رو به یک پرچین کاه‌گلی، با منظره‌ای از درختان در هم پیچیده و سبز، کشیده شده تا خط آبی افق، آنجا که اتاق‌های مخروبه در دل آسمان نشسته است. می‌تواند کوچه‌باغی باشد با ردیفی از درختان گردو، به مقصد سلخِ پرآب پشت باغ‌ها، روزنه‌ای برای تماشای آب‌تنیِ کودکانِ دیروز. می‌تواند سنگی باشد سخت، افتاده بر بستر رودخانه‌ای خشک، لگدمالِ گام‌های پرشور، در تماشای پیوند عمیق صخره‌ها با آب زلال قنات نو. می‌تواند درختی باشد پر برگ، گسترده بر داربستی چوبی، با نوجوانی آویخته بر شاخه‌هایش، و انگورهای درشت و شیرینی که در میان دلهره‌ی سر رسیدنِ صاحب باغ چیده می‌شوند به مهارت استادانه‌ی دستانی تند و تیز. می‌تواند توپ چهل تکه‌ای باشد، زخمیِ ضربات شامگاهیِ کفش‌های لاستیکی، بر فراز زمین سنگلاخ دره‌ای که سیل ویرانگر، مهمان همیشگی‌اش بود. می‌تواند عاشقانه‌ای باشد آرام، بر سطرهای کاغذی سپید، در میان انبوه کاغذهای مچاله شده، دل‌نگرانِ انتخابی دشوار، که کدامین بیت بیشتر دل می‌رباید از مالک آن چشمان سیاه که هر پنجشنبه عصر از قبرستان ناهموار دِه، خانه‌ی خیالیِ کوچکی می‌سازد برای دمی نفس کشیدن، زندگی کردن. می‌تواند قلمی باشد، آفریننده‌ی کلماتی نو بر صفحه‌های «انتظار»، چشم به راهِ ستایشی در خور، خام ولی امیدآفرین، نشسته بر دستان نوجوانانی رؤیا پرداز، به امیدِ گوشه چشم سردبیر برای نوشتن «حرف آخر». می‌تواند در قامت دبیر کانونی باشد بی تاج و تخت سلطانی، جارویی در دست برای زدودن خاک‌های سالنی قدیمی، با ترسی از سرنوشت جلسه‌ی فرهنگی فردا. می‌تواند انعکاس صدای تنبک «سیّد» و نقد آهنگین «علی» باشد در شبی لبریز از موسیقیِ مبتدیانه در مدرسه‌ی راهنماییِ بالا، و یا یادآور جدال شیشه‌ای و کودکانه‌ی دل‌سپردگانِ «حاج کاظم» و «سلحشور» در بعد از ظهرهای «نمایش فیلمِ» مدرسه‌ی ابتداییِ پایین. می‌تواند صندلیِ خالیِ محفلی باشد که در آن بر آتش دودستگی و اختلاف می‌دمند، و یا مجمعِ جمع بی‌شماری که رفاقت‌ها، اندیشه‌ها و حتی عشق‌هاشان را بر ویرانه‌ی فکرهای فاصله‌ساز و آینده‌سوزِ گذشتگان‌شان بنا کرده‌اند. می‌تواند یادی باشد بر عزیزانی که در وطنِ گمشده‌مان در خاک کردیم. یادی از پدری، مادری، برادری، خواهری، پدربزرگ و یا مادربزرگی که دو انگشتِ اشارتِ ما را بگیرند و بر سنگ یادبودشان و انگار بر تنِ خاک‌ خورده‌شان بنشانند، به مرورِ خاطره‌ای و تبرّکِ فاتحه‌ای. و اکنون می‌تواند جویبار اندیشه‌ای باشد، برآمده از چشمه‌ی جنبشی سبز که سیاهی‌ها را برنمی‌تابد. جمعِ جوانانی که ریشه در یک خاک دارند ولی شاخ و برگ در اجتماعی گسترده به وسعتِ ایران. * ... می‌تواند دورنمای روستایی باشد که همه‌ی این‌ها هست و این همه نیست. پیش از این‌ها اما، این تارنمای نشسته بر دنیای اینترنت می‌تواند گریزگاهی شاید زودگذر باشد، برای دوستانی که زمانی بر یک سفره می‌نشستند و حالا هر یک به تیری از این زمانه‌ی بی آب و نانِ امروز گرفتار آمده‌اند و گاه سالی می‌گذرد و گیرم به یک پیامک هم که شده، از روزگارِ هم سراغی نمی‌گیرند!
    ادامه متن نويسنده مجتبی خلیلی16 آذر 1388 7:01 صبح
    55 مشاهده
    - 1 نظر
    

    ghadimi.jpg
    پويائي وطراوت يك جامعه به ارزش نهادن بر گذشته ان جامعه است واز جمله راههاي اين مهم ،حفظ ونگهداري اثار به جاي مانده از گذشته است كه ميراث نام دارد ودر تقسيم بندي به دو دسته ميراث معنوي ومادي ودر قالب كلي ميراث فرهنگي گفته مي شود روستاي وادقان قدمتي به پهناي تاريخ دارد كه متاسفانه در گذر زمان ،نپرداختن به گذشته ومستند نكردن وقايع وحوادث واشياءواماكن تاريخي ان موجب شده است تا نسل امروز انچنان كه بايسته وشايسته است از وادقان ندانند ومي طلبد انهائي كه به داشتن پسوند وادقاني در انتهاي اسم خود مفتخرند كاري كنند كه ديگر نياز نباشد در هر جائي بابت اين پسوند توضيحي ارائه دهند كه وادقان روستائي است در اطراف كاشان وباز مجبور باشند بگويند اين روستا در طرف نياسر ومشهد اردهال قرار دارد .شناساندن روستائي كه به داشتن شاعري چون محمد شريف وادقاني به عنوان جلوه اي ماندگار از ميراث فرهنگي مفتخر است به توضيحي غير از اين، كسر شان همه انهائي است كه اين پسوند، انتهاي اسمشان خودنمائي مي كند متاسفانه بناهاي تاريخي وادقان در گذر زمان دستخوش حوادث طبيعي وغير طبيعي گشته و از بين رفته است اما براي نگهداري از اشياء واموال تاريخي هنوز دير نشده است وماندگاري ميراث معنوي كه در قالب مراسمهاي مذهبي وتفريحي وغيره نمود دارد جد وجهدي مضاعف مي طلبد چندي پيش مستند سازي وثبت يكي از اين ميراث معنوي روستا به بن بست خورد چرا كه سنت طبل زني در ماه مبارك رمضان به دنبال مرگ اخرين نفري كه اين نواي دل انگيزرا مي نواخت براي هميشه از ذهن ها رفت واين روزها در صفحه وبسايت وادقان مطلبي به چشم مي خورد كه اخرين حافظه تاريخي وادقان هم رفت .گذر زمان از يكسو وبي توجهي عمومي ونخبگان ومتوليان امر از ديگر سو، دو عاملي است كه كمر به نابودي باقيمانده ميراث گذشته بسته است تا دير نشده كاري كنيم كه جايگزيني خبر تلخ در گذشت اخرين حافظه تاريخي روستا با خبرمسرت بخش ثبت ومستند نگاري اولين اثر فرهنگي ،تاريخي روستا ما را از شرمندگي گذشتگان وايندگان وا رهاند به اميد انروز
    ادامه متن نويسنده محسن مصلحی16 آذر 1388 6:59 صبح
    31 مشاهده
    - بدون نظر
    

    ghadir.jpg
    عيد غدير خم كه يكي از اعياد برزگ مسلمانان است كه در اين روز پيامبر اعظم اسلام حضرت محمد مصطفي (ص) دربازگشت از آخرين سفر حج خود كه به حجة الوداع مشهور است در مكاني به نام غدير خم حضرت علي (ع) را به جانشيني خود انتخاب نمود. در اين روز پيامبر با بالا بردن دست حضرت علي (ع) به مردم فرمود كه هركس من مولاي او هستم از اين پس علي مولاي اوست.سپس مردم نيز با علي (ع) بيعت نمودند. به پاس اين واقعه مهم و بيعتي كه مردم با حضرت علي‌(ع) داشتند، مردم علاوه بر برپاي جشن و سرور به ملاقات سادات مي‌روند. در روستاي ما نيز مردم با آذين بندي مسجد به جشن و سرور مي‌پردازند. علاوه بر اين مردم به صورت گروهي و انفرادي به ديدن سادات مي‌روند. سادات روستا ما كه متشكل از خانواده‌هاي موسوي، هاشمي‌، ميرزاسماعيلي‌، ناظري و سيدحلاج مي‌باشند، در تدارك پذيرايي از ميهمانان مي‌باشند. مرحوم آقا اشرف هاشمي كه هميشه كلاه سبز سيدي خود را بر سر داشت، براي راحتي مردم در اين روز از منزل پشت باغ‌ها به خانه ميان ده خود مي‌آمد تا پذيراي مردم باشد. سيدعلي و آقا يوسف ميرزاسماعيلي نيز كه هميشه كلاه سبز خود را به سر دارند در منزل خود كه در معيت يكديگر است، پذيراي ميهمانان مي‌باشد مرحوم آقا حسين هاشمي در اين روز به كودكان دو ريالي هديه مي‌داد . مرحوم خاله فرهنگ احمدي نيز با سليقه‌ بي‌نظير خود سفره رنگيني به پا مي‌كرد تا از ميهمانان مرحوم آقا حسين ناظري و فرزندانش پذيراي نمايد. آقا محسن موسوي كه عمري خادم حسينيه و مسجد به عهده داشت و شايد ذاتاً براي اين كار آفريده شده‌‌است و تنها فرد خانواده موسوي است كه در وادقان سكونت دارد، در منزل خود از دوستداران علي‌(ع) ميهمانداري مي كند. خاله مه‌لقا نيز از ميهمانان ..
    ادامه متن نويسنده محمود نظري9 آذر 1388 9:40 صبح
    33 مشاهده
    - بدون نظر
    

    روستای وادقان كه در قسمت بالاي رشته كوههاي مركزي ايران ( كه به تخت سرحوض مشهور است) قرار دارد، اطراف آن كوههاي بلندي و كوچكي (كه به آن قلمبه مي‌گويند) وجود دارد. كوهها قوقو ، الوند، فلاوري‌، بن بست ، هلاپران ، علي كشوم و قوقولي احمد عمده‌ترين كوههاي اطراف وادقان است. از آنجا كه اين روستا كوهستاني است، آب آن نيز بصورت قنات مي‌باشد. علاوه بر اين وادقان در بين روستاهاي اطراف از بيشترين قنات برخودار است ، بطوري كه تعداد آنها به چهارده قنات مي‌رسد. در قسمت بالاي روستا قنات خسرو‌آباد و دهنوي قرار دارد. اين دو قنات...
    ادامه متن نويسنده محمود نظري11 آبان 1388 0:59 بعدازظهر
    103 مشاهده
    - بدون نظر
    

    سال گذشته بدليل افزايش قيمت برنج، حقوق ورودي اين محصول از 150درصد به حداقل 4 درصدکاهش يافت. با اجراي اين سياست انتظار بر اين بود كه با واردات بيشتر برنج، قيمت آن در بازارمتعادل شود . کاهش حقوق ورودي برنج ( و آن هم به اين شدت) منجر به افزايش واردات انواع برنج ( كه عمدتاً از كشور پاكستان و هندبود) گرديد، بگونه‌اي كه اين برنج‌ها در مغازه‌هاي مراكز توليد اين محصول نيز به وفور يافت مي‌شد و توليدكنندگان آنرا نگران نمود . از سوي ديگر اين برنج‌ها در بازار و بويژه در رستورانها‌ و امثال آن مشترياني براي خود دست و پا كرده است. با افزايش ميزان واردات نگراني‌هاي توليدكنندگان نيز بيشتر شد در نتيجه دولت براي محدويت واردات و اطمينان خاطر توليدكنندگان حقوق ورودي برنج را از 4 درصد به 25 درصد و سپس 45 درصد افزايش داد. مضافاً بر اينكه زمزمه‌هاي مبني برمسايل بهداشتي نيز براي اين برنج مطرح گرديدكه همه حكايت از محدويت مصرف برنج وارداتي را دارد.
    ادامه متن نويسنده محمود نظري25 مهر 1388 2:45 بعدازظهر
    63 مشاهده
    - بدون نظر
    

    با فرارسيدن شب‌هاي قدر كه شب‌هاي نزول قرآن است ‌، روزه داران با خواندن قرآن و ادعيه مخصوص اين شب‌ها و قرآن به سر گذاشتند مراسم اين شب را با شكوه هر چه تمامتر برگزار كنند. در عين حال در اين شب‌ها ياد گذشتگان و كساني كه اين شب‌ها را با شكوه برگزار مي‌كردند نيزتداعي مي‌شود. اگر بخواهيم از اين افراد ياد كنيم ابتدا بايد ياد روحانيون كه نقش اصلي را در اين شب‌ها بعهده داشتند، گرامي بداريم. در راس اين افراد عالم جليل القدر مرحوم حاج شيخ هاشم تقديري سبزواري(ره) قرار داشت كه مراسم شب احياء را با شكوه خاصي برگزار مي‌كرد. وقتي به حسينيه مراجعه مي‌كنيد افرادي كه به ياد دارند، در جاي جاي حسينيه وجود آن عالم وارسته لمس مي‌شود. گاهي اوقات به گلايه مي‌گفت آنقدر كه من در اين مكان به موعظه و نصيحت پرداخته‌ام كه اگر در و ديوار اين حسينيه گوش داشت، اين حرفها را بهتر از برخي افراد نصب‌العين خود قرار مي‌دادند. علاوه بر اين آن مرحوم سعي داشت افراد حمد و سوره خود را بدرستي قرائت نمايند. بر اين اساس قبل از روضه شب
    ادامه متن نويسنده محمود نظري16 شهریور 1388 10:34 صبح
    201 مشاهده
    - 2 نظر
    

    چون نيمه ماه آمد بقيه الله آمد فرزند زهرا مهدي دلدار دلها آمد نيمه شعبان از راه رسيد و منتظران مهدي موعود كه در انتظار فرجش مي‌باشند، تولد يگانه منجي عالم بشريت را جشن مي‌گيرند. در روستاي ما نيز جشن نيمه شعبان با شكوه هر بيشتر برگزار مي‌گرديد. حضرت حجت اسلام و المسلمين خدايي كه كلاسهاي قرآن تابستان دانش آموزان را برگزار مي‌كرد، از دانش‌اموزان مي‌خواست سرودي براي نيمه شعبان آماده نمايند تا در جشن نيمه شعبان آنرا اجرانمايد. علاوه بر اين چون در زمان قديم برق وادقان بوسيله موتور برق حاج محمد مطيع تامين مي‌گردد و گاهي اوقات بدليل خرابي موتور، روستا فاقد روشنايي بود، ولي در اين ايام عده‌ايي از ريش سفيدان روستا از حاج محمد مطيع مي‌خواستند تا براي شب نيمه شعبان و دنبال آن ماه مبارك رمضان موتور در روستا ما بواسطه وجود فرقه بهايي كه قائل به ظهور امام زمان بودند، جشن ميلاد امام زمان با شكوه برگزار مي‌شد، بر اين اساس عده‌اي كه در راس آنها حاج تقي صادقي ، مرحوم ارباب يحيي فلاحيان‌‌، رجب عسگري‌، مرحوم رضا فاضلي بودند از درب حسينيه تا سر مصلي در دو طرف مسير تير نصب و به آنها لامپ‌هاي مهتابي رنگي نصب مي‌‌كردند. علاوه بر كاغذ
    ادامه متن نويسنده محمود نظري17 مرداد 1388 3:26 بعدازظهر
    116 مشاهده
    - 1 نظر
    

    حمام در روستاي ما همانند ساير امكانات مورد نياز انسان با گذشت زمان دچار دستخوش تغييرات شده‌است و سير تكامل خود را طي‌ نموده‌است. گرچه اين تغييرات در جهت آرامش و آسايش افراد بوده است ولي خاطرات استفاده از امكانات قديمي هنوز هم لذت بخش و شيرين است. در ابتدا حمام در محل كنوني بهداري قرار داشت. آب اين حمام بدليل عدم لوله كشي آب از قنات درب چشمه و جوي كه رو به جانب روستا بود، تامين مي‌گرديد. حمام نيز با سوزاندن بوته گرم مي‌گرديد. براين اساس يك يا دو نفر مسول تامين بوته بود كه هر روز به صحرا مي‌رفتند و براي حمام بوته مي‌اوردند. علاوه بر اين چون در فصل زمستان امكان تامين بوته كمتربود ، در ساير فصول بوته براي فصل زمستان ذخيره مي‌كردند. از آنجا كه سيستم حمام نيز خزينه‌اي بود ( خزينه همانند استخر آب گرم بود) افراد داخل آن مي‌رفتند و سپس بيرون مي‌آمدند و با برداشت آب به كمك ظروف مسي (كه به مشربه مشهور بود‌) از داخل آن‌، در كنار خزينه به شستشوي خود مي‌پرداختند. در آخر نيز دوبار وارد خزينه مي‌شدند و با شستشوي خود از حمام خارج مي‌گرديدند. از آنجا كه علاوه بر مسلمانان ، بهائيان نيز در اين حمام استحمام مي‌كردند‌، عالم جليل القدر مرحوم حاج شيخ هاشم تقديري سبزواري (ره‌‌) كه وظيفه خطير روحاني روستا را در شرايطي كه فرقه بهايي در وادقان حضور داشتند، به عهده داشت‌، استفاده بهاييان و مسلمانان را از يك حمام جايز ندانست. بر اين اساس مسلمان تصميم به ساخت حمام جداگانه براي خود نمودند
    ادامه متن نويسنده محمود نظري12 مرداد 1388 11:15 صبح
    166 مشاهده
    - بدون نظر
    

    Picture 057_12_1.jpg
    خو رشید داشت با دامنه ها و دشت هاخدا حافظی می کرد.ما از شیب کو ه سرازیر شدیم.همه شاد بو دیم و سر مست.یک گرو ه هفت ،هشت نفری.من به هدایت او از کوه پلّه به پلّه به پایین می آمدم.در بعضی پرتگاه هاحتما باید دستم را روی شانه ی او قرار می دادم. یک مشت پوست و استخوان بیشتر نبو د.با ریش هایی که سنش را خیلی بیشتر از آنچه که بو د،نشان می داد.و لی جربزه دار بو د.و جب به و جب کوه ها و دشت های اطراف را،همه را با نا م های بومی می شناخت.حتی گردنه ها و کتل ها و قلّه هارا برایشان داستان داشت.سال های کو دکی اش را در آن نواحی یا گوسفند چرانده بود یا گو ن چیده بو د.در حین پایین آمدن از کوه خطاب به من می گفت؛آدم های چاق معمولا از پرتگاه و بلندی می ترسند.جنگ ایران وعراق هنوز ادامه داشت.(پاییز 1366 ).از خاطرات جبهه برای من تعریف می کرد.با خنده.بچه های آران و بیدگل،آنها را که در جبهه دیده بو د،و یا آنها را که روزگاری دررو ستای آنها تدریس کرده بو دند،می شناخت.هنوز باید چند دشت و چند تپّه ی دیگر را پشت سر می گذاشتیم تا به رو ستای او برسیم.بوی لطیف پاییزبا بوی آب جو یباره های سر راه با صدای گو سفندان در هم می آمیخت و ما از قلّه هایی که در سیاهی شب پنهان می شدند،فاصله می گرفتیم.قرار بو د شب را در یک مدرسه بخو ابیم و صبح راهی شهر شویم.گفت امشب را مهمان من باشید.گفتم اگر خودت و خانواده ات را به زحمت نیا ندازی،منّتت را می پذیریم.گفت منّتی در کار نیست.فقط نان و ماست. وقتی سفره را انداخت همان نان و ماست بود که قو لش را از او گرفته بودیم.هردو از خانه ی خودشان.اتاق کاهگلی.لحاف کرسی.شب رو ستا.و نو ر کم سو یی که از پنجره و از خانه ی همسایه تا صبح مرا به خود مشغول داشته بود. وامّابعد... دیرو ز خبر درگذشت...
    ادامه متن نويسنده حسین حاجی زاده10 مرداد 1388 10:40 صبح
    112 مشاهده
    - بدون نظر