داستان طبابت در روستا ما به موازات تغييرات در علم طب تغيير پيدا كردهاست. اين تغييرات كه در جهت افزايش اميد به زندگي بوده است و از بيمارهاي سادهاي كه منجر به فوت افراد و به ويژه كودكان ميگرديد، پيشگيري شدهاست. داروهاي گياهي به داروهاي شيميايي تبديل شده است و حكيم جاي خود را به پزشك داده است.
در قديم به دكتر و يا بهتر بگويم پزشك، حكيم ميگفتند.حكيم بيشتر بر اساس طب سنتي و داروهاي گياهي طبابت ميكرد و براي معالجه مردم به نوبت به روستاها ميرفت. حكيم در هر روستاي در خانه يك نفر مستقر بود و با صاحب خانه به اصطلاح «خانه خواه» بود. يكي از افراد آن خانه نيز به او در موقع طبابت كمك ميكردكه در روستا ما «عمه خانم» دختر صاحب خانه دستيار حكيم بود. عمه خانم علاوه بر اينكه به او كمك ميكرد طبابت را از او ياد ميگرفت و در غياب حكيم به مداواي مردم ميپرداخت. از آنجا كه عمه خانم طبابت را به خوبي فرا گرفته بود، در بين روستاهاي اطراف مشهور شده بود، مردم اين مناطق نيز نزد او ميآمدند. طبابت نيز بر اساس مزاج چهارگانه صورت ميگرفت. به عبارت ديگر فرد مريض كسي بود كه مزاجهاي چهارگانه او از تعادل خارج شده است و حكيم بايد اين تعادل را برقرار نمايد. علاوه بر مرحوم عمه خانم، والده استاد علي محسني و والده اخوان مصلحي نيز طبيب روستا بودند.
به مناسبت گرامیداشت ایام سوگواری رحلت پیامبراکرم (ص)،شهادت امام حسن مجتبی(ع)و شهادت امام رضا (ع) و بزرگداشت ایام پیروزی انقلاب اسلامی ایران ویژه برنامهای با سخرانی مسولین کشوری در مسجد جامع روستای وادقان برگزار میشود.×××
سخرانان:
1ـ 23 بهمن - جناب آقای سردار پرویز سروری- نماینده محترم تهران در مجلس شورای اسلامی
2ـ 24 بهمن - جناب آقای مهندس مهدی چمران ـ ریئس محترم شورای اسلامی شهر تهران
××××
هیات امنای مسجد جامع و هیات حضرت ابوالفضل روستای وادقان
ایام سوگواری حضرت ابا عبدلله الحسین (ع) و اصحاب و یارانش را تسلیت میگوییم. برای بزرگداشت این ایام مراسم های سخنرانی و عزاداری توسط هیاتهای مذهبی روستای وادقان در مسجد و مهدیه برگزار میشود.
×××سایت روستای وادقان
میتواند پنجرهای باشد گشوده رو به یک پرچین کاهگلی، با منظرهای از درختان در هم پیچیده و سبز، کشیده شده تا خط آبی افق، آنجا که اتاقهای مخروبه در دل آسمان نشسته است.
میتواند کوچهباغی باشد با ردیفی از درختان گردو، به مقصد سلخِ پرآب پشت باغها، روزنهای برای تماشای آبتنیِ کودکانِ دیروز.
میتواند سنگی باشد سخت، افتاده بر بستر رودخانهای خشک، لگدمالِ گامهای پرشور، در تماشای پیوند عمیق صخرهها با آب زلال قنات نو.
میتواند درختی باشد پر برگ، گسترده بر داربستی چوبی، با نوجوانی آویخته بر شاخههایش، و انگورهای درشت و شیرینی که در میان دلهرهی سر رسیدنِ صاحب باغ چیده میشوند به مهارت استادانهی دستانی تند و تیز.
میتواند توپ چهل تکهای باشد، زخمیِ ضربات شامگاهیِ کفشهای لاستیکی، بر فراز زمین سنگلاخ درهای که سیل ویرانگر، مهمان همیشگیاش بود.
میتواند عاشقانهای باشد آرام، بر سطرهای کاغذی سپید، در میان انبوه کاغذهای مچاله شده، دلنگرانِ انتخابی دشوار، که کدامین بیت بیشتر دل میرباید از مالک آن چشمان سیاه که هر پنجشنبه عصر از قبرستان ناهموار دِه، خانهی خیالیِ کوچکی میسازد برای دمی نفس کشیدن، زندگی کردن.
میتواند قلمی باشد، آفرینندهی کلماتی نو بر صفحههای «انتظار»، چشم به راهِ ستایشی در خور، خام ولی امیدآفرین، نشسته بر دستان نوجوانانی رؤیا پرداز، به امیدِ گوشه چشم سردبیر برای نوشتن «حرف آخر».
میتواند در قامت دبیر کانونی باشد بی تاج و تخت سلطانی، جارویی در دست برای زدودن خاکهای سالنی قدیمی، با ترسی از سرنوشت جلسهی فرهنگی فردا.
میتواند انعکاس صدای تنبک «سیّد» و نقد آهنگین «علی» باشد در شبی لبریز از موسیقیِ مبتدیانه در مدرسهی راهنماییِ بالا، و یا یادآور جدال شیشهای و کودکانهی دلسپردگانِ «حاج کاظم» و «سلحشور» در بعد از ظهرهای «نمایش فیلمِ» مدرسهی ابتداییِ پایین.
میتواند صندلیِ خالیِ محفلی باشد که در آن بر آتش دودستگی و اختلاف میدمند، و یا مجمعِ جمع بیشماری که رفاقتها، اندیشهها و حتی عشقهاشان را بر ویرانهی فکرهای فاصلهساز و آیندهسوزِ گذشتگانشان بنا کردهاند.
میتواند یادی باشد بر عزیزانی که در وطنِ گمشدهمان در خاک کردیم. یادی از پدری، مادری، برادری، خواهری، پدربزرگ و یا مادربزرگی که دو انگشتِ اشارتِ ما را بگیرند و بر سنگ یادبودشان و انگار بر تنِ خاک خوردهشان بنشانند، به مرورِ خاطرهای و تبرّکِ فاتحهای.
و اکنون میتواند جویبار اندیشهای باشد، برآمده از چشمهی جنبشی سبز که سیاهیها را برنمیتابد. جمعِ جوانانی که ریشه در یک خاک دارند ولی شاخ و برگ در اجتماعی گسترده به وسعتِ ایران.
*
... میتواند دورنمای روستایی باشد که همهی اینها هست و این همه نیست.
پیش از اینها اما، این تارنمای نشسته بر دنیای اینترنت میتواند گریزگاهی شاید زودگذر باشد، برای دوستانی که زمانی بر یک سفره مینشستند و حالا هر یک به تیری از این زمانهی بی آب و نانِ امروز گرفتار آمدهاند و گاه سالی میگذرد و گیرم به یک پیامک هم که شده، از روزگارِ هم سراغی نمیگیرند!
پويائي وطراوت يك جامعه به ارزش نهادن بر گذشته ان جامعه است واز جمله راههاي اين مهم ،حفظ ونگهداري اثار به جاي مانده از گذشته است كه ميراث نام دارد ودر تقسيم بندي به دو دسته ميراث معنوي ومادي ودر قالب كلي ميراث فرهنگي گفته مي شود
روستاي وادقان قدمتي به پهناي تاريخ دارد كه متاسفانه در گذر زمان ،نپرداختن به گذشته ومستند نكردن وقايع وحوادث واشياءواماكن تاريخي ان موجب شده است تا نسل امروز انچنان كه بايسته وشايسته است از وادقان ندانند ومي طلبد انهائي كه به داشتن پسوند وادقاني در انتهاي اسم خود مفتخرند كاري كنند كه ديگر نياز نباشد در هر جائي بابت اين پسوند توضيحي ارائه دهند كه وادقان روستائي است در اطراف كاشان وباز مجبور باشند بگويند اين روستا در طرف نياسر ومشهد اردهال قرار دارد .شناساندن روستائي كه به داشتن شاعري چون محمد شريف وادقاني به عنوان جلوه اي ماندگار از ميراث فرهنگي مفتخر است به توضيحي غير از اين، كسر شان همه انهائي است كه اين پسوند، انتهاي اسمشان خودنمائي مي كند
متاسفانه بناهاي تاريخي وادقان در گذر زمان دستخوش حوادث طبيعي وغير طبيعي گشته و از بين رفته است اما براي نگهداري از اشياء واموال تاريخي هنوز دير نشده است وماندگاري ميراث معنوي كه در قالب مراسمهاي مذهبي وتفريحي وغيره نمود دارد جد وجهدي مضاعف مي طلبد چندي پيش مستند سازي وثبت يكي از اين ميراث معنوي روستا به بن بست خورد چرا كه سنت طبل زني در ماه مبارك رمضان به دنبال مرگ اخرين نفري كه اين نواي دل انگيزرا مي نواخت براي هميشه از ذهن ها رفت واين روزها در صفحه وبسايت وادقان مطلبي به چشم مي خورد كه اخرين حافظه تاريخي وادقان هم رفت .گذر زمان از يكسو وبي توجهي عمومي ونخبگان ومتوليان امر از ديگر سو، دو عاملي است كه كمر به نابودي باقيمانده ميراث گذشته بسته است تا دير نشده كاري كنيم كه جايگزيني خبر تلخ در گذشت اخرين حافظه تاريخي روستا با خبرمسرت بخش ثبت ومستند نگاري اولين اثر فرهنگي ،تاريخي روستا ما را از شرمندگي گذشتگان وايندگان وا رهاند به اميد انروز
عيد غدير خم كه يكي از اعياد برزگ مسلمانان است كه در اين روز پيامبر اعظم اسلام حضرت محمد مصطفي (ص) دربازگشت از آخرين سفر حج خود كه به حجة الوداع مشهور است در مكاني به نام غدير خم حضرت علي (ع) را به جانشيني خود انتخاب نمود. در اين روز پيامبر با بالا بردن دست حضرت علي (ع) به مردم فرمود كه هركس من مولاي او هستم از اين پس علي مولاي اوست.سپس مردم نيز با علي (ع) بيعت نمودند. به پاس اين واقعه مهم و بيعتي كه مردم با حضرت علي(ع) داشتند، مردم علاوه بر برپاي جشن و سرور به ملاقات سادات ميروند.
در روستاي ما نيز مردم با آذين بندي مسجد به جشن و سرور ميپردازند. علاوه بر اين مردم به صورت گروهي و انفرادي به ديدن سادات ميروند. سادات روستا ما كه متشكل از خانوادههاي موسوي، هاشمي، ميرزاسماعيلي، ناظري و سيدحلاج ميباشند، در تدارك پذيرايي از ميهمانان ميباشند.
مرحوم آقا اشرف هاشمي كه هميشه كلاه سبز سيدي خود را بر سر داشت، براي راحتي مردم در اين روز از منزل پشت باغها به خانه ميان ده خود ميآمد تا پذيراي مردم باشد. سيدعلي و آقا يوسف ميرزاسماعيلي نيز كه هميشه كلاه سبز خود را به سر دارند در منزل خود كه در معيت يكديگر است، پذيراي ميهمانان ميباشد مرحوم آقا حسين هاشمي در اين روز به كودكان دو ريالي هديه ميداد . مرحوم خاله فرهنگ احمدي نيز با سليقه بينظير خود سفره رنگيني به پا ميكرد تا از ميهمانان مرحوم آقا حسين ناظري و فرزندانش پذيراي نمايد. آقا محسن موسوي كه عمري خادم حسينيه و مسجد به عهده داشت و شايد ذاتاً براي اين كار آفريده شدهاست و تنها فرد خانواده موسوي است كه در وادقان سكونت دارد، در منزل خود از دوستداران علي(ع) ميهمانداري مي كند. خاله مهلقا نيز از ميهمانان ..
روستای وادقان كه در قسمت بالاي رشته كوههاي مركزي ايران ( كه به تخت سرحوض مشهور است) قرار دارد، اطراف آن كوههاي بلندي و كوچكي (كه به آن قلمبه ميگويند) وجود دارد. كوهها قوقو ، الوند، فلاوري، بن بست ، هلاپران ، علي كشوم و قوقولي احمد عمدهترين كوههاي اطراف وادقان است. از آنجا كه اين روستا كوهستاني است، آب آن نيز بصورت قنات ميباشد. علاوه بر اين وادقان در بين روستاهاي اطراف از بيشترين قنات برخودار است ، بطوري كه تعداد آنها به چهارده قنات ميرسد.
در قسمت بالاي روستا قنات خسروآباد و دهنوي قرار دارد. اين دو قنات...
سال گذشته بدليل افزايش قيمت برنج، حقوق ورودي اين محصول از 150درصد به حداقل 4 درصدکاهش يافت. با اجراي اين سياست انتظار بر اين بود كه با واردات بيشتر برنج، قيمت آن در بازارمتعادل شود . کاهش حقوق ورودي برنج ( و آن هم به اين شدت) منجر به افزايش واردات انواع برنج ( كه عمدتاً از كشور پاكستان و هندبود) گرديد، بگونهاي كه اين برنجها در مغازههاي مراكز توليد اين محصول نيز به وفور يافت ميشد و توليدكنندگان آنرا نگران نمود . از سوي ديگر اين برنجها در بازار و بويژه در رستورانها و امثال آن مشترياني براي خود دست و پا كرده است. با افزايش ميزان واردات نگرانيهاي توليدكنندگان نيز بيشتر شد در نتيجه دولت براي محدويت واردات و اطمينان خاطر توليدكنندگان حقوق ورودي برنج را از 4 درصد به 25 درصد و سپس 45 درصد افزايش داد. مضافاً بر اينكه زمزمههاي مبني برمسايل بهداشتي نيز براي اين برنج مطرح گرديدكه همه حكايت از محدويت مصرف برنج وارداتي را دارد.
با فرارسيدن شبهاي قدر كه شبهاي نزول قرآن است ، روزه داران با خواندن قرآن و ادعيه مخصوص اين شبها و قرآن به سر گذاشتند مراسم اين شب را با شكوه هر چه تمامتر برگزار كنند. در عين حال در اين شبها ياد گذشتگان و كساني كه اين شبها را با شكوه برگزار ميكردند نيزتداعي ميشود.
اگر بخواهيم از اين افراد ياد كنيم ابتدا بايد ياد روحانيون كه نقش اصلي را در اين شبها بعهده داشتند، گرامي بداريم. در راس اين افراد عالم جليل القدر مرحوم حاج شيخ هاشم تقديري سبزواري(ره) قرار داشت كه مراسم شب احياء را با شكوه خاصي برگزار ميكرد. وقتي به حسينيه مراجعه ميكنيد افرادي كه به ياد دارند، در جاي جاي حسينيه وجود آن عالم وارسته لمس ميشود. گاهي اوقات به گلايه ميگفت آنقدر كه من در اين مكان به موعظه و نصيحت پرداختهام كه اگر در و ديوار اين حسينيه گوش داشت، اين حرفها را بهتر از برخي افراد نصبالعين خود قرار ميدادند. علاوه بر اين آن مرحوم سعي داشت افراد حمد و سوره خود را بدرستي قرائت نمايند. بر اين اساس قبل از روضه شب
ادامه متن
نويسنده
محمود نظري16 شهریور 1388 10:34 صبح
210 مشاهده
- 2 نظر
چون نيمه ماه آمد بقيه الله آمد فرزند زهرا مهدي دلدار دلها آمد
نيمه شعبان از راه رسيد و منتظران مهدي موعود كه در انتظار فرجش ميباشند، تولد يگانه منجي عالم بشريت را جشن ميگيرند. در روستاي ما نيز جشن نيمه شعبان با شكوه هر بيشتر برگزار ميگرديد.
حضرت حجت اسلام و المسلمين خدايي كه كلاسهاي قرآن تابستان دانش آموزان را برگزار ميكرد، از دانشاموزان ميخواست سرودي براي نيمه شعبان آماده نمايند تا در جشن نيمه شعبان آنرا اجرانمايد. علاوه بر اين چون در زمان قديم برق وادقان بوسيله موتور برق حاج محمد مطيع تامين ميگردد و گاهي اوقات بدليل خرابي موتور، روستا فاقد روشنايي بود، ولي در اين ايام عدهايي از ريش سفيدان روستا از حاج محمد مطيع ميخواستند تا براي شب نيمه شعبان و دنبال آن ماه مبارك رمضان موتور در روستا ما بواسطه وجود فرقه بهايي كه قائل به ظهور امام زمان بودند، جشن ميلاد امام زمان با شكوه برگزار ميشد، بر اين اساس عدهاي كه در راس آنها حاج تقي صادقي ، مرحوم ارباب يحيي فلاحيان، رجب عسگري، مرحوم رضا فاضلي بودند از درب حسينيه تا سر مصلي در دو طرف مسير تير نصب و به آنها لامپهاي مهتابي رنگي نصب ميكردند. علاوه بر كاغذ
ادامه متن
نويسنده
محمود نظري17 مرداد 1388 3:26 بعدازظهر
128 مشاهده
- 1 نظر